تبليغاتX
شاهکار هالیوود
شاهکار هالیوود
آخرين اميدهاي اسكار
 
 
الان که شما دارید این نوشته را می‌خوانید ديگر با پايان سال 2006،  مهلت اكران فيلم‌هاي متقاضي براي شركت در مراسم اسكار سال2007  به پايان رسيده است.

قبل از اكران اين فيلم‌هاي آخري هم مثل هر سال بازار پيش‌بيني‌هاي نامزدهاي اسكار در سايت‌ها و نشريات سينمايي بالا گرفته بود.

ولي خب تجربة سال‌هاي قبل نشان داده كه سليقة اعضاي آكادمي اسكار چندان قابل پيش‌بيني نيست و يك دفعه ممكن است به فيلم گم‌و‌گوري مثل «تصادف» روي‌خوش نشان دهند و فيلم‌هايي را كه ديگران روي آن‌ها حساب وي‍ژه‌اي باز كرده بودند، ناديده بگيرند.

براي همين اصلا بعيد نيست يكي از اين فيلم‌‌هاي آخري يك دفعه همة اسكارهاي امسال را درو كند. مخصوصا كه كارگردان محبوب اسكاري‌ها يعني كلينت ايستوود ،يك برگ برنده براي روزهاي آخر سال2006 نگه داشته بود. به اين اميدهاي آخرنگاهي انداخته‌ايم و به ديگر اميدهاي اصلي اسكار امسال هم پرداخته‌ايم تا اوضاع كمي تا قسمتي دستتان بيايد.

دوشیزه پاتر
داستان فیلم براساس زندگی بئاتریس پاتر نوشته شده است؛ زن جوانی که شیفتة رؤیاهایش بود و همین عامل باعث شد به یکی از نویسندگان محبوب کودکان بدل شود.

ماجرا از جایی شروع می‌شود که او چند کتاب موفق برای بچه‌ها نوشته و بين او و ناشرش رابطة عاطفی شكل گرفته، اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که خانوادة بئاتریس با ازدواج آن‌ها مخالفت می‌کنند. سرانجام این ماجرا، به یک تراژدی ختم می‌شود.

حال و هوای فیلم با تقریب نسبتا زیادی شبیه «در جست‌وجوی ناکجاآباد» است، با این تفاوت که به‌جای جانی دپ آن فیلم باید رنی زل‌وگر را قرار بدهید و به‌جای کیت وینسلت‌اش، ایوان مک‌گرگور را تصور کنید. فیلم دومین همکاری مشترک زل‌وگر و مک‌گرگور است و آن‌طور که خودشان در گفت‌وگوهای قبل از اکران گفته‌اند از این همکاری مجدد راضی‌اند.

کارگردانش هم کریس نونان است که احتمالا برایتان نام آشنایی نیست، چون از سال95 که فیلم «دختر / عزیز» را ساخته بود دیگر فیلمی روی پرده نداشته تا حالا. لحظاتی از فیلم هم گویا به ‌صورت انیمیشن ساخته شده که باعث می‌شود مخاطبان کم سن و سال فیلم از تماشای فیلمی دربارة یکی از نویسندگان محبوبشان راضی باشند.

نکتة دیگری که باید در نظر داشته باشید این ا‌ست که چنین نقش‌هایی معمولا یک نامزدی اسکار برای بازیگرانشان به ‌همراه دارند و به ‌همین خاطر اگر فیلم با اقبال منتقدان روبه‌رو شود، بعید نیست نام زل‌وگر در میان پنج نامزد جایزة نقش اول زن بیاید.

آلمانی خوب
داستان دربارة یک خبرنگار آمریکایی‌ است که بلافاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم وارد برلین می‌شود تا نامزدش را که به ‌واسطة جنگ از هم جدا افتاده بودند، پیدا کند. آن‌ها پس از این‌که به هم می‌رسند سعی می‌کنند مخفیانه از آلمان خارج شوند.

همین که بدانید می‌توانید جورج کلونی را بعد از دو فیلم درخشان «سیریانا» و «شب به‌خیر و موفق باشید» دوباره روی پرده ببینید احتمالا دلیل کافی برای تماشای فیلم است، اما خب اگر دلیل بیشتری می‌خواهید بد نیست بدانید که همبازی او در این فیلم، که به طریقة سیاه و سفید هم ساخته شده، كيت بلانشت است.

اگر داستان فیلم را دوباره مرور کنید و پوسترش را هم  ببینید، می‌فهمید که شباهت زیادی به «کازابلانکا» دارد. علاوه بر این نباید از کارگردان‌اش غفلت کنید؛ استیون سودربرگ که پنجمین همکاری مشترک‌اش در یک فیلم با کلونی را پشت سر گذاشته و برای سال آینده هم «دسته سیزده نفره اوشن» را در برنامه دارند. در ضمن بد نیست بدانید که توبی مگوایر یا همان اسپایدرمن هم در فیلم یک نقش حاشیه‌ای دارد.

هزارتوي پَن
 داستان دختري كه به همراه مادر باردارش سفري مي‌كند تا بتواند مادرش را از دست شوهر جديدش نجات دهد و به يكي از روستاهاي شمال اسپانيا ببرد. داستان در سال1944، يعني بعد از پيروزي ديكتاتور معروف اسپانيا، ژنرال فرانكو مي‌گذرد.

هزارتوي گيلرمو توي سايت metacritic با كسب امتياز ميانگين 92 از 100 به عنوان محبوب‌ترين فيلم منتقدان در سال2006 انتخاب شده. فضاي فانتزي و ترسناكِ فيلم چيزي شبيه كارهاي قبلي دل‌تورو، يعني ميميك (انسان‌نما) و پسر جهنمي و تيغ2 است.

اسكار بهترين كارگرداني و جلوه‌هاي ويژه و صداگذاري تنها شانس اين فيلم است. اين فيلم يك روز مانده به سال 2007 اكران شد تا از آخرين‌فيلم‌هايي باشد كه به رقابت فشرده اسكار وارد مي‌شود.

چوپان خوب

داستان دربارة مردی به ‌نام ادوارد ویلسون است که هوش سرشاری دارد و آن‌طور که در خلاصة فیلم آمده وارد سازمان سيا می‌شود تا برای منافع کشورش کار کند. اما فیلم بیش از این‌که بخواهد به مأموریت‌ها و زندگی کاری او بپردازد، بر روی زندگی خانوادگی او و رابطه‌اش با همسرش توجه دارد.

مهم‌‌ترین نکتة فیلم در این ا‌ست که رابرت دنیرو آن را کارگردانی کرده و یکی از نقش‌های فرعی را هم بر عهده دارد.

بد نیست بدانید که این دومین تجربة کارگردانی او بعد از «یک داستان برانکسی» است که در سال93 آن را ساخته بود. نقش اول فیلم را مت دیمون بر عهده دارد و بازیگر نقش همسر او، آنجلینا جولی‌ است که این عامل هم می‌تواند تماشاگران آن‌ور آبی را برای دیدن فیلم تحریک کند.

چون بعد از ازدواج جولی با براد پیت و تولد فرزندشان، این اولین حضور او بر روی پرده است. اما آن‌هایی که به این حواشی علاقه ندارند هم بهتر است از تماشای این فیلم غفلت نکنند، چون فیلم‌نامه‌اش را اریک راث نوشته که پیش از این به ‌عنوان نویسندة دو فیلم‌‌نامة درخشان «مونیخ» و «فارست گامپ» بود و بعید نیست یکی از بخت‌های اصلی اسکار فیلم‌نامة سال بعد باشد. درضمن جان تورتورو هم که استاد خلق شخصیت‌های فرعی عجیب و غریب است  در فیلم حضور کوتاهی دارد.

نامه‌هاي يوجيما

فيلم ماجراي بيشتر از 20 هزار سرباز ژاپني است كه در نبرد خونين و معروف يوجيما در جنگ جهاني دوم از جزيرة يوجيما در برابر تجاوز وحشيانة آمريكايي‌ها دفاع كردند و به آن‌ها دستور داده شد كه بميرند ولي تسليم نشوند و بيشتر آن‌ها هم مردند.

ايستوود با ساخت دو فيلم «پرچم‌هاي پدران ما» و اين فيلم، كاري كرده كه نامش بدون توجه به خوبي يا بدي اين فيلم‌ها، در تاريخ سينما ماندگار شود. چون «پرچم‌هاي پدران ما» دربارة همين نبرد يوجيما بود ولي از نگاه سربازان آمريكايي.

«نامه‌هاي يوجيما» هم دربارة همين نبرد است از نگاه ژاپني‌ها. ايستوود هر دو فيلم را همزمان ساخته است. يعني يك صحنة نبرد را ابتدا از نگاه سربازان آمريكايي ساخته و سپس دوربين و بند و بساط را‌ آن طرف برده و همان صحنه را از نگاه ژاپني‌ها ساخته است.

البته هيچ‌كدام از بازيگران دو تا فيلم مشترك نيستند. بازيگر اصلي اين يكي «كن واتانابه» است كه او را در «آخرين سامورايي» ديده‌ايد و در اين‌جا نقش يك ژنرال ژاپني متمدن وظيفه‌شناس را دارد.

ديالوگ‌هاي فيلم هم به زبان ژاپني است. ابتدا قرار بود اين فيلم، اوايل سال2007 اكران شود ولي در دقيقه نود توزيع‌كنندة فيلم تصميم گرفت «نامه‌هاي يوجيما» را ده روز مانده به سال2007 اكران كند تا بتواند در اين دورة اسكار  شركت كند. چرا؟ دليلش را از موجي كه اين فيلم در همين مدت كوتاه راه انداخته مي‌توان فهميد.

صحنه‌هاي ديوانه‌كنندة جنگي فيلم اين‌قدر احساس‌برانگيز و تأثيرگذار بوده كه از همين حالا خيلي‌ها اين فيلم را اميد اول اسكار امسال مخصوصا در رشته‌هاي بهترين فيلم و بهترين كارگرداني مي‌دانند. فعلا هم انتخاب اول انجمن منتقدان لس‌آنجلس و مجلة تايم بوده است.

مثل اين كه ايستوود امسال با دو فيلم مي‌خواهد مثل سال2005 و ناديده گرفته شدن «هوانورد» اسكورسيزي در برابر «محبوب ميليون دلاري» ايستوود، از همين الان اسكورسيزي را از گرفتن اسكار نااميد كند.

دختران رؤيا


بر اساس يكي از نمايش‌هاي موزيكال موفق برادوي كه جايزة توني (معادل جايزة اسكار در دنياي تئاتر) را گرفت . اين نمايش، ماجراي يك گروه سه نفرة خواننده است كه حسابي كارشان مي‌گيرد و پيشنهادي به آن‌ها مي‌شود كه مي‌تواند سكوي پرش آن‌ها براي شهرت و موفقيت باشد، ولي جلوتر كه مي‌روند متوجه مي‌شوند بهاي شهرت و خوشبختي بيشتر از آن چيزي است كه تصورش را مي‌كردند. 

جيمي فاكس ( برنده  اسكار  2004 بخاطر بازي در فيلم «ري») و كمدين معروف ادي مورفي از ستاره‌هاي فيلم هستند ولي  همة نگاه‌‌ها به سمت جنيفر هادسون  است كه  در اولين نقش سينمايي‌اش حسابي تركانده.

خيلي‌ها او را يكي از نامزدهاي احتمالي اسكار بهترين بازيگر نقش مكمل زن مي‌دانند. كارگردان اين فيلم بيل كاندن، فيلم‌نامه نويس فيلم موزيكال «شيكاگو» است كه در سال2003 ، با نامزدي در 12 رشته و بردن 5 جايزه اسكار ، به ستارة آن دورة اسكار تبديل شد.

با علاقه‌اي كه اعضاي آكادمي به فيلم‌هاي موزيكال در اين سال‌ها نشان داده‌اند ، «دختران رؤيا» مي‌‌تواند برندة اصلي اسكار امسال باشد.

الماس خون
داستان فیلم درمیانة یک جنگ داخلی در سیرالئون می‌گذرد و ماجرای یک شرخر آمریکایی و یک ماهی‌گیر آفریقایی‌ است که با هم به دنبال یک الماس گران‌قیمت می‌گردند تا خانوادة مرد آفریقایی را نجات دهند.

تنها مشکل ماجرا هم این‌جاست که آن‌ها تنها افرادی نیستند که دنبال این الماس می‌گردند. از میانه‌های فیلم، یک دختر خبرنگار به جمع‌شان اضافه می‌شود. مهم‌ترین دلیل تماشای فیلم مثلث بازیگری آن ا‌ست؛ لئوناردو دی‌کاپریو، جیمون هانسو و جنیفر کانلی. دی‌کاپریو که بعد از «هوانورد» و «جداافتادگان» اولین حضورش در فیلمی ا‌ست که مارتین اسکورسیزی آن را کارگردانی نکرده و همین دلیل ساده احتمالا خیلی‌ها را برای دیدن فیلم کنجکاو می‌کند.

 در کنار او جیمون هانسو یک بار نامزد اسکار شده و جنیفر کانلی هم این مجسمة طلایی را به خانه برده، به ‌خاطر همین بعید نیست فیلم با توجه به حال و هوایش در نقش‌های مکمل، شانسی برای اسکار داشته باشد.

در ضمن فیلم را هم ادوارد زوئیک ساخته که پیش از این «آخرین سامورائی» را ازش دیده بودیم. راستش را بخواهید نقطه ضعف بزرگ فیلم احتمالا همین کارگردانش خواهد بود.

نگاهي به بقيه نامزدهاي احتمالي اسكار امسال

اين‌ها فيلم‌هايي هستند كه زودتر اكران شدند و نام‌شان خيلي وقت است كه در فهرست نامزدهاي احتمالي اسكار امسال جا خوش‌كرده‌است. نگاهي انداخته‌ايم به اين فيلم‌ها كه شايد ستاره اصلي مراسم اسكار امسال باشند.

بابل (الخاندرو گونزالس ايناريتو):

يك روايت موازي ديگر از ايناريتوي كارگردان و آريگاي فيلم‌نامه‌نويس (البته نه به پيچيدگي 21گرم) كه به مسألة ارتباط آدم‌ها با هم مي‌پردازد.

مي‌گويند بهترين فيلم2006 همين «بابل» است، با اين حساب بعيد است كه اسكار بهترين فيلم را بگيرد، ولي خيلي‌ها به براد پيت و آريگايش اميدوارند.


از دست رفتگان (مارتين اسكورسيزي):

 اگر فكر مي‌كنيد پنج بار نامزد اسكار شدن اسكورسيزي و برنده نشدن توي هيچ‌كدام از آن‌ها قرار است با اسكار امسال جبران شود، بعيد نيست كه اشتباه كنيد.

 اسكار در اين مورد تا حالا همه‌ما را خيت كرده و اين دفعه هم اين كار را مي‌كند.

دي‌كاپريو كه با بازي‌اش حسابي تركانده هم بعيد است چيزي بگيرد، چون به هر حال جوان است و اول راه و خوش تيپ.

بنابراين مي‌گذارند حسابي پير و از كار افتاده شود و آن وقت به‌اش اسكار مي‌دهند. شايد فيلم، اسكار فيلم‌نامة اقتباسي و تدوين را بگيرد.

ملكه (استفن فيرز):

رقابت اصلي بازيگري زن بين پنه‌لوپه كروزِ «بازگشت» و هلن ميرنِ اين فيلم است. ميرن كه نقش ملكه اليزابت دوم را عالي بازي كرد حتي شانس‌اش بيشتر از كروزِ اسپانيايي است.

همين چند وقت پيش بود كه جايزة بهترين بازيگري جشنواره ونيز را هم برد و توي گلدن گلوب هم شانس اول بازيگري است.

ميرن قبلا هم به خاطر سَل(1984) و ديوانگيِ شاه جورج(1994) دو بار برندة جايزه بازيگري جشنواره كن شده بود. ملكه تقريبا هيچ شانس ديگري توي اسكار ندارد.

پرچم‌هاي پدران ما (كلينت ايستوود):

 با وجود آن يكي فيلم ايستوود، نامه‌هاي يوجي‌ما و سر و صدايي كه راه انداخته، پرچم‌هاي پدران ما احتمالا توي اوت باقي خواهد ماند.

هر چند كه رسم اسكار بر اين است كه كارهاي ايستوود را هميشه بيشتر از انتظار مردم تحويل بگيرد.

حالا سه چهار تا اسكار اول كه قابل آقاي ايستوود را ندارد!

بازگشت (پدرو آلمودووار):

فيلم، اصولا فيلم كارگردان نابغه‌اش است، هر چند همه سعي دارند كليت فيلم را به اسم پنه لوپه كروز و بقية بازيگرهاي زن‌اش تمام ‌كنند.

قصة فيلم شبيه خاطره‌اي است كه دارد از زبان يكي از زنان روستايي اسپانيا تعريف مي‌شود. داستاني دربارة آدم‌هاي زنده و مرده‌اي كه شايد الان هيچ كدامشان وجود نداشته باشند. بازيگرهاي فيلم (كه 90 درصدشان زن هستند) توي جشنواره كن جايزة اصلي بازيگري را از آن خودشان كردند.

مي‌گويند اسكار بازيگري امسال را هم پنه‌لوپه كروز برنده مي‌شود. واقعا اگر آلمودووار براي كارگرداني اين فيلم اسكار نگيرد، چه كسي مي‌خواهد بگيرد؟

 
     
  
 
2 نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 15:25  توسط رز  | 

 
 

Company logo design
Logo Design<>
Bouncing Ball Background
Click anywhere to start script
Floating Layer
به شاهکار هالیوود خوش اومدین.