سوفيا کاپولا، دختر دردانه فرانسيس فورد کاپولای بزرگ، يکی از قطبهای قدرتمند هاليوود و کارگردانِ سهگانه عظيم «پدرخوانده» است.
از همان قسمت اول «پدرخوانده» مشخص بود که فرانسيس نيت کرده پای خانوادهاش را به سيستم هاليوود باز کند.
او آنقدر با خودش کلنجار رفت تا سوفيا را در قسمت سوم بازی داد. حالا سوفيا برای خودش اسم و رسمی ساخته و شخصيت سينمايیِ جداگانهای پيدا کرده و همة دوستداران سينما دائم حواسشان هست که ببينند فيلم بعدیاش چگونه است.
«ماری آنتوانت» آخرين ساختة سوفيا کاپولا، تازه در آمريکا اکران شده و مثل آثار قبلیاش با واکنشهای متفاوتی مواجه شده است. سوفيا با ساختن «خودکشی باکرهها» در سال 1999 خيلیها را راضی کرد، اما موقعيت و هويت سينمايیاش را با «سرگشته در غربت» به دست آورد؛ يک کمدی کم خرج و نامتعارف که با همکاری بيل موری و اسکارلت يوهانسن در سال 2003 ساخته شد.

سيس فورد كاپولاي جوان در كنار خانواده خود؛ دو پسرش جيان كارلو و رومن دست زير چانههايشان گذاشتهاند و سوفياي كوچولو هم روي پاي مادر نشسته است.
حالا ديگر همه چيز مرتب است. سوفيا آنقدر در هاليوود ارزش و اعتبار کسب کرده که بتواند انگشت روی موضوع دلخواهاش بگذارد. «ماری آنتوانت»، فيلمی شخصی است دربارة زندگی آخرين ملکة فرانسه که بر اساس کتاب آنتونيا فريزر، نويسندة بريتانيايی ساخته شده. نقش اين ملکة نوجوان را «کريستين دانست» بازی میکند که پيش از اين در «خودکشی باکرهها» هم سوفيا را همراهی کرده بود.
نظريه صادر کردن راجع به «ماری آنتوانت» بماند برای وقتی که ما هم توفيق ديدن فيلم را يافتيم! اما الان بهانهای دست داده تا به چند مورد از اين خانوادههای «نَسَبیِ» هاليوودی و رابطههايشان اشارهای کنيم؛ (در اين مطلب به زن و شوهرهاي هاليوودي كاري نداريم.) رابطههايی که در بيشتر موارد توانسته شهرت و اعتبار ويژهای برای نسل اندر نسلِ اين خانوادههای هاليوودی کسب کند. مثلا خدا وکيلی همين سوفيا کاپولا، اگر به لطف و پشتگرمی پدرش نبود، عمرا میتوانست به اين زودی و بعد از ساختن فقط سه فيلم، دست روی پروژة شخصیاش بگذارد؟
سرگشته در قدرت
فرانسيس فورد کاپولا را با سهگانة «پدر خوانده»اش و «اينک آخرالزمان» که فيلمی عظيم راجع به جنگ ويتنام است و در سال 1979 ساخته شده، میشناسيم.
اين غول فيلمسازی، که از خانوادهای ايتاليايی-آمريکايی است و در ديترويتِ ميشيگان بزرگ شده، حرفهاش را با نوشتن فيلمنامه شروع کرد. بعد از اين که اولين جايزة اسکارش را در سال 1971 و برای نوشتن فيلمنامة «پاتن» فرانکلين.جی. شافنر، دريافت کرد، بهترين گزينه برای شرکت پارامونت شد تا «پدرخوانده» را بسازد. (البته رؤسای کمپانی تا قبل از ديدن نتيجة کار، در اين انتخابشان خيلي ترديد داشتند.)
کاپولا هم فرصت را غنيمت شمرد و تا جايی که توانست، از افراد خانوادهاش در اين پروژه استفاده کرد. پدر کاپولا، کارمينه کاپولا که آهنگساز و از اولين نوازندگان فلوتِ ارکستر شبكةتلويزيوني اِنبیسی بود، قطعاتی از موسيقیِ فصل عروسیِ ابتدای فيلم را نوشت و در نوشتن موسيقی قسمت دوم نيز همکاری داشت.
او يك جايی از قسمت اول «پدرخوانده» نشسته و دارد پيانو میزند. مادر کاپولا، «ايتاليا» در اين فيلم نقش يک اپراتور را دارد. دو پسر فرانسيس، جيان- کارلو و رومن در سکانس مراسم تدفين دُنکورلئونه (مارلون براندو) هستند و تاليا شاير، خواهرش به رغم ميل باطنی کاپولا و به خواستة تهيهکنندگان فيلم، نقش کانی، خواهر مايکل کورلئونه (آل پاچينو) را در هر سه قسمت بازی میکند. آنها عينک درشت تاليا شاير را که تا آن روز روی چشمش بود، برداشتند.

فرانسيس فورد كاپولاي مسن در كنار دو فرزند جوانش رومن و سوفيا كاپولا
نتيجهاش هم اين شد كه روز اول فيلمبرداری، خواهر کارگردان روی دوربين اُفتاد و آن را روی زمين انداخت! تنها دختر کاپولا، سوفيا، در واقع از دوران نوزادیاش وارد سينما شد. او همان نوزادی است که در جايی از پدرخوانده به عنوان نوزاد پسرِ مايکل توی کليسا غسل تعميد داده میشود! و بعدها به طور کاملا تصادفی، نقش مری (دختر مايکل) را که قرار بود وينونا رايدر بازی کند، در قسمت سوم پدرخوانده، از آن خود کرد.
كاپولا ، مثل هر سيسيلیالاصل متعصب، برای تداوم سينما در خانوادهاش، ابتدا به پسرانش اميد داشت و روی آنها سرمايهگذاری کرد، اما بخت با او يار نبود و جيان-کارلو در يک حادثة قايقرانی در سال 1986 کشته شد.
رومن هم نتوانست آنطور که بايد پدر را راضی کند؛ او بيشتر در عرصة ساختن ويديو کليپ برای موسيقی فعاليت میکرد. ولي از آن طرف، سوفيا با وجود اين که برای بازیاش در قسمت سوم «پدرخوانده» حسابی به باد انتقاد گرفته شده بود و حتی در بعضی محافل سينمايی به عنوان بدترين بازيگر انتخاب شد، استعدادش را در فيلمسازی نشان داد.
سوفيا مثل برادرش رومن از ساختن ويديو کليپ آغاز کرد اما با «خودکشی باکرهها» ثابت کرد که فرزند خلف كاپولا است. همان موقع بود که با اسپايک جونز (کارگردان «جان مالکويچ بودن» و «اقتباس») ازدواج کرد.
درست بعد از جدايی از اسپايك جونز «سرگشته در غربت» را ساخت که جايزة اسکار بهترين فيلمنامه را نصيبش کرد و باعث شد عموزادهاش نيکلاس کيج (بازيگر مشهور كه به خاطر اين كه نان اعتبار عمويش را نخورد، فاميلياش را عوض كرد) با تعصب خاص ايتاليايی، در مراسم اسكار بايستد و سوفيا را تشويق كند.
راستی «كاپولا» واژهای ايتاليايی است که به نوعی کلاه سيسيلی گفته میشود و مافيايیها از آن استفاده میکنند!
دختر از هم گسيخته
با کمی کنکاش در فرم صورت جان وويت و آنجلينا جولی میشود فهميد که با هم نسبتی دارند. جان وويت از نسل بازيگران دهه60 است، پدربزرگش از مهاجرين اهل چک بود. سال 1967 به خاطر بازی بینظيرش در «کابوی نيمه شب» جان شله زينگر، جايزة اسکار گرفت.

جان وويت پدر آنجلينا جولی
او از همسر دومش، مارشلين برتران، دو فرزند دارد: آنجلينا جولی و جيمز هيون (دستيار کارگردان و بازيگر سينما). آنجلينا جولی وويت که بازيگری را در مؤسسه لی استراسبرگ آموخته، ابتدا در چند ويديو کليپ موسيقی ظاهر شد و با بازی در «دختر از هم گسيخته» و اسکاری که نصيبش کرد، مشهور شد.
جان لی ميلر(بازيگر «قطار بازی» دنی بويل) اولين همسر جولی بود و بعد از آن بيلی باب تورنتون، بازيگر و فيلمنامهنويس مشهور، همسرش شد و حالا هم که براد پيت را دارد.
زوج جولی و پيت به جز دو بچهای که به فرزندی قبول کردهاند (با نامهای مادوکس و زاهارا) اخيرا صاحب دختری به نام «شيلا» شدهاند. جولی و وويت دل خوشی از يکديگر ندارند.
مرد خانواده!
کرک و مايکل داگلاس، اين پدر و پسر به قول جان وين «چونه سولاخ!» (از متلکهای دوبلهای ايرج دوستدار، دوبلور ثابت وين به کرک داگلاس در فيلمهايی که با هم بودهاند!) از دو نسل متفاوت بازيگران هاليوود هستند.
والدين کرک داگلاس با نام اصلی ايسور دانيه لوئيچ، جزو مهاجرين روستايی روسی و يهودی بودند. کرک با کمک رتبههای خوبی که در رشتة كشتی در کالجش کسب کرد توانست به دانشگاه هنرهای دراماتيک راه پيدا کند.

خانواده داگلاس
با بازیاش در «قهرمان» مارک رابسن و بعد در«اسپارتاکوس» استنلی کوبريک اسطوره شد. دو بار ازدواج کرد و مايکل را از همسر اولش دايان ديل دارد. مايکل هشت ساله بود که کرک از مادرش جدا شد. ابتدا مايکل در آکادمی علوم نظامی تحصيل کرد، اما ترجيح داد راه پدر را ادامه دهد و حالا يکی از بزرگترين تهيهکنندگان و بازيگران هاليوود است.
جالب است بدانيد که «ديوانهای از قفس پريد»، شاهکار ميلوش فورمن را مايکل تهيه کرده. بازیاش در «جذابيت مرگبار» آدريان لين، در نقش وکيلی که درگير مسائلي با زنی نامتعادل شده، باعث شد اين تيپ و کاراکتر رويش بماند.
فعلا مايکل، همسرِ وفادار کاترين زتا جونز (بازيگر «نقاب زورو» و «قاچاق») است و توی مصاحبههايش کلی به بازيگران مشهوری که دائم در حال طلاق و طلاقکشی هستند توپيده. مثلا در انتقادش به پيت برای جدايی از جنيفرآنيستون گفت: «حالا برو و با آنجلينا جولی، بچه يتيم به فرزندی قبول کن!» او مدتی بعد، از جولی بابت اين حرفش عذر خواست.
آخرين فيلمی که مايکل داگلاس تهيه کرده «It Runs in the Family» فرد اشپيسی/2003 است که بيشتر افراد خانوادة کرک و دايان داگلاس در آن حضور دارند.
دردسر شرلی!
شايد کمتر کسی بداند که دخترک آسانسورچی سادهلوح، خوشقلب اما فريبخوردة فيلم «آپارتمان» بيلی وايلدر، خواهر بزرگتر يکی از بازيگران مشهور و تهيهکنندگان بزرگ فيلم هاليوود، وارن بيتی (بازيگر«بانی و کلايد») است.
چون نه تشابه اسمی وجود دارد و نه چندان تشابه ظاهری. کاتلين مک لين بيتی، مادرشان، بازيگر و معلم تئاتر بود و پدرشان پروفسور روانشناس.

شرلی مک لين خواهر وارن بيتی
کتابهای پدر روی شرلی تأثير گذاشت و متافيزيک زندگیاش را زير و رو کرد. او بعدها کتابی به عنوان «در موقعيت خطرناک» دربارة تناسخ نوشت و از همسرش استيو پارکر، به خاطر همين اعتقادات و ارتباطات روحی، جدا شد و دخترش استفانی، نام خود را ساچی پارکر گذاشت، چون باور داشت در زندگی قبلیاش کسی با اين نام، مادرش بوده! ساچی پارکر نيز بازيگر سينما است.
اولين نقش سينمايی شرلی مک لين در «دردسرهری» آلفرد هيچکاک/1955 بود و به خاطر بازی در «دوران مهرورزی» جيمزال. بروکس، اسکار سال 1983 را مال خود کرد. اولين بازی وارن بيتی برای نمايشهای مادرش بود و بعدا زير نظر استلاآدلر تعليم بازيگری ديد.
تيپ و ظاهرش انگ بازی در نقش جوانهای سرکش و بیهدف دهه60 بود و در «شکوه علفزار» اليا کازان خوش درخشيد. بيتیِ خوش چهره، سال 1992 در «باگزی» بری لوينسن، نقش گنگستری بلند پرواز را ايفا کرد و ضمنا تهيهکنندة آن هم بود، آنت بنينگ که نقش مقابل بيتی را بازی کرد، بعد از اين همکاری، همسرش شد.
مرد عوضی
چهرة محجوب هنری فاندا از کلاسيکهای شاهکار جان فورد به يادگار مانده است. با نقشهايش در«آقای لينکلن جوان» و «خوشههای خشم» و بعدها کلانتر وايات ارپ در «کلمانتين عزيزم»، چهرهاش سمبل قهرمان اسطورهای غرب شد.
پنج بار ازدواج کرد و ثمرة ازدواج دومش با فرانسيس فورد سيمور، دو فرزند بود: پيتر و جين. گويا هنری فاندا برخلاف نقشهايش، در خانوادة پدری بسيار عصبي بوده، طوری که پيتر سيمور فاندا در کتاب اتوبيوگرافیاش «به پدر چيزی نگو!» نوشته که: «اصلا مطمئن نبودم (پدرم) نسبت به من حسی دارد يا نه، چون هيچ وقت به ما جملة «دوستت دارم» را نگفت تا موقعی که پا به سن گذاشت و اين جمله را از او شنيدم!» پيتر تنها با بازیاش (ضمن اين که تهيهکننده و همکار فيلمنامهنويس هم بود) در «ايزی رايدر» به كارگرداني دنيس هاپر، سمبل جوانهای ياغی و بیهدف اواخر دهه1960 شد، طوری که گروه «بيتلز» او را صميمانه در خلوتشان راه میدادند و جان لنون ترانة «She Said, She Said» را از يکی از جملههايی که پيتر، توی اين محافل از دهانش پريده، الهام گرفته است.
جين سيمور فاندا دو سال از پيتر بزرگتر است. او ابتدا مدل عکاسی بود و در اوايل دهه60 به اکتورز استوديو (مؤسسة بازيگریِ لی استراسبرگ) رفت.

شرلی مک لين خواهر وارن بيتی
اولين همسرش روژه واديم، کارگردان فرانسوی بود. با بازی در «پابرهنه در پارک» جين ساکس و «جوليا» فرد زينه مان درخشيد. روابط جين با پدرش، تا اواخر عمر هنری فاندا (كه بر اثر بيماری قلبی در سال 1982 درگذشت) بسيار سرد و تيره بود.
بريجت فاندا دختر پيتر فاندا، نسل سوم از بازيگران خاندان هلندی الاصلِ فاندا است که در «پدرخوانده» قسمت سوم و «جکی براون» تارانتينو، بازی کرده است.
ديگر خانوادههاي هاليوود
اگر توی سايتها چرخی بزنيد و مثل ما سريش بشويد، ليست تمامی اهالی هاليوود که با هم نسبت نسبی و سببی دارند، موجود و ثبت شده است. بدمان نمیآيد حالا که مطلب پا داده، به چند تا ديگر از اين خانوادههای مشهور اشارهای کنيم:
برادران بالدوين در اين ليست حضور فعال دارند، اصلا انگار که آقا و خانم بالدوين هر سال صاحب يک پسر شدهاند. الک بالدوين از همه مشهورتر است و در «گلن گری گلن راس» باز کرده و برادرش ويليام بالدوين در«متولد چهارم جولاي» اليور استون معروف شد. دانيل و استيون برادران ديگرشان هم بازيگرند.
از هنرپيشگان دورة کلاسيک هاليوود، حضور جون فونتين و اليويا دِ هاويلند به عنوان خواهران بازيگر در اين ليست، جالب است. جون فونتين با بازیاش در «ربکا» هيچکاک مشهور شد و اليويا د هاويلند را به خاطر بازیاش در نقش ملانی توی «بربادرفته» میشناسيم.
برادران کوئن، ايتن و جوئل، زوج فيلمنامهنويس و کارگردان هاليوودیاند که فيلمهای نامتعارفی مثل «بارتون فينک» و «ای برادر کجايی؟» را ساختهاند.
شون پن برادر کوچکتری دارد (داشت!) به اسم کريستوفر پن. شون پن، اين «بچه بد هاليوود» را همه دست کم به خاطر سفر اخيرش به ايران میشناسند، اما کريس پن که همين اواخر مرحوم شد (بر اثر عارضة قلبی)، بازيگر مورد علاقة تارانتينو بود. کريس پن در «سگدانی» و در «رمانس واقعی» تونی اسکات (با فيلمنامه تارانتينو) بازی کرده بود.