تبليغاتX
شاهکار هالیوود
شاهکار هالیوود
 
 
 در دوران طلايي هاليوود در دهه 1940 ستاره‌ها، واقعاً ستاره بودند و دست نيافتني به نظر مي‌رسيدند

اما چهره‌هايي مثل كري‌گرانت، جيمز استوارت و يا همفري بوگارت اكنون زنده نيستند تا شاهد سقوط برخي از بهترين پشتوانه‌هاي مالي استوديوهاي فيلمسازي باشند.
آنها نيستند تا ببينند كه ليندسي لومان كه زماني ملكه نوجوانان معرفي شد، به دليل بدمستي و رفتار زشت، از پروژه آخرش اخراج مي‌شود و يا مل گيبسون به دليل رانندگي در حال مستي توسط پليس دستگير شده و شرح مكالماتش با افسر پليس، تيتر اصلي روزنامه‌ها مي‌شود. هاليوود در گذشته هم مكان عجيبي بود و اتفاقات غريبي در آن رخ مي‌داد، اما به نظر مي‌رسد كه كارخانه روياپردازي اين روزها آشفته‌ترين روزهايش را مي‌گذراند.

حوادث عجيبي كه با محوريت ستارگان سينما رخ مي‌دهد، نشانگر يك تحول اساسي است؛ تحولي شگرف در دنياي فيلمسازي و تغيير نقش ستارگان سينما. واقعيت‌هاي دنياي سينماي امروز واضح و غيرقابل كتمان است. فروش فيلم‌ها پايين آمده، تعداد فيلم‌هاي پرخرجي كه در گيشه ناديده گرفته مي‌شوند رو به افزايش است و كاهش درآمد سال 2005 سينما در 15 سال گذشته بي‌سابقه بوده است. از سويي بنا به اظهارات تحليل‌گران سينمايي، كپي غيرقانوني محصولات سينمايي، تنها در آمريكا ضرري 3/1 ميليارد دلاري را سبب مي‌شود.

اما با وجود همه اين شكست‌ها تا به حال ستاره‌ها همواره با گذشت زمان دستمزدهاي بالاتري را درخواست كرده‌اند. اين درخواست‌ها باعث شده تا هزينه متوسط فيلمسازي از 1/54 ميليون دلار در سال 1995 به 2/96 ميليون دلار در سال 2005 برسد. اما گويا قرار است ديگر به اين ارقام اضافه نشود. سالهاي درخشان دهه 1990 كه بروس ويليس بابت قراردادش براي فيلم حس ششم يكصد ميليون دلار دريافت كرد يا كيانا ريوز قصد داشت قراردادي را براي سه‌گانه ماتريكس داشته باشد كه حدود 206 ميليون دلار براي او درآمد داشته باشد، به پايان رسيده است.

استوديوها اكنون به دنبال راه‌هايي براي كاهش هزينه هستند و يكي از بهترين و آشكارترين راه‌ها كاهش دستمزدهاي ستارگان سينماست. اين تغيير شيوه تا حدي به تغيير ديدگاه عمومي نسبت به ستارگان سينما برمي‌گردد.

در دوره‌اي همچون دهه 1940، مردم جهان هنرپيشه‌اي چون جيمز استوارت را قهرمان و الگوي خود قلمداد مي‌كردند، ولي امروز به لطف پاپاراتزي و روزنامه‌هاي زرد بي‌شمار، ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه مي‌توانيم از تمام كاستي‌ها و عيوب اين ستارگان مطلع شويم و از اين رو آنان را همچون خودمان مي‌پنداريم.

اگر براي اين تغيير سياست‌ها به مثالي نياز باشد، شايد ذكر داستان اخير تام كروز بهترين نمونه باشد. در  آگوست سال گذشته، استوديو پارامونت به همكاري 14 ساله خود با تام كروز خاتمه داد و اين سؤال مطرح است كه آيا دنباله‌هاي مشابهي را مي‌توان براي هر كدام از ساير ستارگان فعلي سينما متصور بود؟ مرور فيلم‌هاي پرفروش تمام دوران تاريخ سينما هم ما را به نتايج تازه‌اي مي‌رساند. تايتانيك با فروش 8/1 ميليارد دلاري در صدر است، اما چند فيلم سري ارباب حلقه‌ها، دو فيلم هري‌پاتر، دزدان دريايي كارائيب و جنگ ستارگان نيز در اين فهرست هستند.

لئوناردو دي كاپريو بازيگر فيلم تايتانيك

 نكته مشترك در تمامي فيلم‌ها اين است كه همه آنها بيش از آنكه براي فروش گيج‌كننده‌شان متكي به هنرپيشه‌ها باشند، داستان محور هستند و هيچ كس براي تماشاي بازي ويگومورتنسن (در سري ارباب حلقه‌ها) و يا دانيل رادليكف (در سري هري‌پاتر) به سينماها نرفته است، پس چرا بايد استوديوها بودجه‌هاي چند صد ميليون دلاري را صرف توليد فيلم‌ها با ستارگان مشهور كنند.

اين منطق اكنون به تدريج جاي خود را در استوديوهاي فيلمسازي باز كرده است و نتايج آن به مرور در اخبار رسانه‌ها شنيده مي‌شود. راسل كرو اخيراً در مذاكراتش براي بازي در فيلم جديد بازلوهرمن به نتيجه نرسيد و در صحبت‌هايش درباره آن، استوديو فاكس را مقصر دانست و گفت: «من كار خيريه انجام مي‌دهم، ولي نمي‌خواهم براي استوديوهاي بزرگ مجاني بازي كنم»!

استوديوها با در پي گرفتن اين سياست‌ها در واقع موضعي سخت‌گيرانه اتخاذ كرده‌اند و بر اين باور هستند كه تماشاگران بدون توجه به هنرپيشه، به تماشاي فيلمي با داستان خوب خواهند آمد. در مذاكرات نهايي براي حضور مجدد پيرس برازنان در فيلم جديد جيمز باند يعني كازينو رويال، دو درخواست 20 ميليون دلار دستمزد به علاوه 10 درصد از فروش جهاني فيلم را كرده بود، ولي استوديو مترو گلدوين ماير اين پيشنهاد را قبول نكرد و در عوض دانيل كريگ را جايگزين او كرد كه با 5/1 ميليون دلار حاضر به بازي شد.

 اين صرفه‌جويي معادل يبش از يك پنجم كل بودجه فيلم است. البته پيرس برازنان تنها چهره‌اي نيست كه سال گذشته سقوط سينمايي را تجربه كرد، بلكه نايت شيامالان هم قرباني زياده‌خواهي‌هايش شد و سرنوشت تلخي برايش رقم خورد.

او در سن 29 سالگي، فيلم حس ششم را نوشت و كارگرداني كرد؛  فيلمي كه در سال 1999 صنعت سينما را تكان داد. حس ششم با 40 ميليون دلار هزينه تهيه شد و حدود 600 ميليون دلار در سطح جهان فروخت. دو سال بعد شيامالان به مجله اسكواير گفت كه رمز ساخت فيلم پرفروش را كشف كرده است و استوديو ديزني نيز با باور اين قضيه بيش از 5 ميليون دلار براي فيلمنامه و 5 ميليون دلار براي كارگرداني فيلم «شكست‌ناپذير» به او پرداخت و در تمامي مراحل توليد دست او را باز گذاشت.

 اما روزگار خوش شيامالان خيلي زود به پايان رسيد و فيلم آخر او به نام «بانو در آب» كه توسط استوديو ديزني رد شده بود، يك فاجعه بزرگ از كار درآمد. شيامالان در توجيه اين فاجعه گفت كه استوديو ديزني كه اين فيلم را رد كرده ديگر به ارزشهاي انفرادي اعتقاد ندارد و مبارزان با استوديو محكوم به شكست هستند.

اما راه ديگري براي توجيه اين قضيه هم وجود داشت و آن، اين كه ديزني درك كرده بود كه با ساخت اين فيلم در واقع پول خود را دور مي‌اندازد و توليد فيلم توسط استوديو وارنر و عكس‌العمل تماشاگران و منتقدان رأي به ديدگاه درست ديزني داد، در حالي كه شيامالان تا حدي به اين فيلم مطمئن بود كه نقش كوچكي را هم براي خود در نظر گرفت!

استوديو ديزني قبل از اين كه قرباني سيستم ستاره‌سازي‌اش شود، از ستاره‌اش دست كشيد و درك كرد كه ستاره‌اي مثل شيامالان هم مثل بقيه انسان‌ها است.

در سال‌هاي اخير نقش اكثر قهرمان‌هاي فيلم‌هاي پرفروش سينماها را بازيگراني ايفا كرده‌اند كه براي ما ناشناس بودند. براي مثال مارك هاميل و هريسون فورد قبل از بازي در سري فيلم‌هاي جنگ ستارگان كاملاً ناشناس بودند و اين به تماشاگران امكان مي‌داد تا بتوانند با دقت بيشتري داستان را دنبال كنند و اين ديدگاه موجب شد تا حتي كابوي و ماهي انيميشن هم در فيلم‌هايي مانند «در جستجوي نيمو» و «داستان اسباب‌بازي» قهرمان ما باشند.

مجله پره مير اخيراً مدعي شد كه ما شاهد آخرين نسل ستارگان سينما هستيم و از اين به بعد راسل كرو و سايرين بايد به دستمزدهاي پايين عادت كنند و البته اين قانون حتي براي كارگرداني مثل پيتر جكسن هم صدق مي‌كند.

جاني دپ

جكسن پس از ساخت سري «ارباب حلقه‌ها» مذاكراتي را براي ساخت فيلم Halo براساس يك بازي كامپيوتري مشهور آغاز كرد ولي زياده‌خواهي‌هايش باعث پشيماني استوديو يونيورسال شد.

اگر استوديوها هم، لزوم حضور ستارگاني مثل تام كروز و راسل‌كروز را زير سؤال ببرند قطعاً شرايط وخيم‌تر از هر زمان ديگري براي ستارگان جوان مي‌شود. اصل اساسي تماشاي فيلم‌ها در سالن سينما، بهره‌گيري از فضايي است كه فيلم‌ها براي تماشاگر به وجود مي‌آورد و به اين وسيله او را از دنياي پر مخاطره و پردردسر بيرون جدا مي‌كنند و به عبارتي سينما، محل فرار تماشاگران از دنياي پرهياهو است و چه بهتر كه تماشاگر به جاي تمركز بر روي بازي بازيگراني كه هر روز صبح درباره زندگي شخصي آنها مطالبي را مي‌خواند، بر داستان جذاب و جلوه‌هاي ويژه توجه داشته باشد.

تام كروز

نگاهي به دستمزدهاي برخي بازيگران معروف

 تايتانيك  (1997) 8/1 ميليارد دلار: لئوناردو دي كاپريو و كيت وينسلت حدود 2 و 5/2 ميليون دلار دستمزد براي اين فيلم دريافت كردند.

 ارباب حلقه‌ها بازگشت پادشاه (2003) 1/1 ميليارد دلار: هزينه كل بازيگران ناشناس فيلم با نظارت پيتر جكسن 125 ميليون دلار بود!

 دزدان دريايي كارائيب 2 (2006) 1 ميليارد دلار : جاني دپ براي بازي در اين فيلم 20 ميليون دلار دستمزد گرفت.

 هري پاتر و سنگ جادو (2001) 970 ميليون دلار:دانيل رادكليف براي بازي در اين فيلم 250 هزار دلار دريافت كرد.

 جنگ ستارگان  ايپزود اول (1999) 922 ميليون دلار: جورج لوكاس 400 ميليون دلار براي بازيگران 6 قسمت فيلم در نظر گرفت.

  ارباب حلقه‌ها: دو برج (2002) 921 ميليون دلار:ايان مك كلن بازيگر نقش ماندالف براي دومين قسمت فيلم «ارباب حلقه‌ها» دستمزدي 9 ميليون دلاري دريافت كرد.

 پارك ژوراسيك (1993) 919 ميليون دلار:درآمد اسپيلبرگ از اين فيلم 250 ميليون دلار بود!
 هري پاتر و جام آتش (2005) 892 ميليون دلار: چهارمين فيلم هرِي‌پاتر، جي‌كي رولينگ را ثروتمندترين زن انگلستان كرد.

  شرك 2 (2004) 880 ميليون دلار: مايك مايرز براي صدا پيشگي به جاي شخصيت شرك، 10 ميليون دلار دستمزد گرفت.

هري پاتر و تالار اسرار (2002) 866 ميليون دلار: دستمزد رادكليف براي اين فيلم به 3 ميليون دلار افزايش يافت

 اينديپندنت 25 دسامبر

 
     
  
2 نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 18:55  توسط رز  | 

 
 

Company logo design
Logo Design<>
Bouncing Ball Background
Click anywhere to start script
Floating Layer
به شاهکار هالیوود خوش اومدین.