پاپ كورن و زندگي پس از مرگ!
حرف هاي استيفن سايمون، تهيه كننده فيلم چه روياهايي كه مي آيند درباره موج فيلم هاي مذهبي در هاليوود
از دهه 60 به بعد يك باره موج عجيبي از علوم متافيزيك و معنويت مرتبط با آن در ايالات متحده به راه افتاد تحقيقات اخير نشان مي دهد بيش از 25 درصد مردم امريكا كاملا به عقايد مربوط به روح، متافيزيك و به تبع آن معنويت ايمان كامل دارند
راستش فيلم آخر كوين كاستنر يعني سنجاقك حسابي حوصله ام را سر برد. لحظه به لحظه بيشتر خسته مي شدم، چون مي ديدم كه فيلم تقريبا تمام هم و غم خود را براي اثبات دنياي پس از مرگ و لزوم بودن جهان بعد از مرگ به كار برده است. به خودم گفتم حالا بحث مذهب و تعليمات ديني به كنار، آيا ما قبلا بارها و بارها اين مساله را از طريق سينما در جامعه مطرح نكرده ايم؟ چه لزومي دارد كه سنجاقك بخواهد چنين مسايل واضحي را بدين شكل اثبات كند. چيزي كه همه مي دانند و به آن ايمان دارند. براي پاسخ دقيق تر به پرسش فوق بد نيست نگاهي به تاريخچه آثاري داشته باشيم كه زندگي بعد از مرگ را بررسي كرده اند.
سوژه زندگي پس از مرگ چندين دهه قبل در آثار سينمايي تا به امروز وجود داشته است. در سال هاي ابتدايي قرن بيستم اغلب مضامين مرتبط با زندگي بعد از مرگ حول و حوش خون آشامان، موميايي ها و ساير هيولاهاي مخوف ديگر دور مي زد. با اين همه فيلم هايي مثل روح و خانم موير و تصوير جني در دهه 1940 ساخته شدند و بررسي دقيق تري روي سوژه زندگي بعد از مرگ داشتند. اين نگرش در خلال 60 سال عميق تر و گسترده تر شد. فيلم هاي دهه هاي اخير مثل روح ، بهشت مي تواند صبر كند و حس ششم بيش از پيش ما را شيفته اين سوژه جذاب كردند.
البته شيوه و گستره طرح اين موضوع مثل هميشه آيينه اي از پذيرش آخرت و زندگي بعد از مرگ در بين عموم مردم جامعه بوده است. از دهه 60 به بعد يك باره موج عجيبي از علوم متافيزيك و معنويت مرتبط با آن در ايالات متحده به راه افتاد و در اندك مدتي مقبوليت جهاني پيدا كرد؛ گرچه پيش از آن هم درباره مسايل اين چنيني صحبت شده بود. رشد متافيزيك به حدي بود كه تحقيقات اخير نشان مي دهد بيش از 25 درصد مردم امريكا كاملا به عقايد مربوط به روح، متافيزيك و به تبع آن معنويت ايمان كامل دارند. همان گونه كه جيمز ردفيلد به زيبايي در كتاب پيش گويي سلستين توضيح مي دهد اين بيداري معنوي در طبيعت انسان رخ داده است و در واقع محصول بيداري افرادي ست كه زندگي فردي هر كدام از بعد معنوي هنوز بكر و دست نخورده و تجربه نشده باقي مانده است و... ما امريكايي ها عقايد پايه اي تحول و پيشرفت طبيعت انساني را پذيرفته ايم و حال مي خواهيم به شكلي عميق تر اسرار آن را دريابيم و فيلم هاي سينمايي هم از اين قاعده مستثني نيستند. همان گونه كه ما به عنوان يك گونه دچار تحول مي شديم، نقاطي وجود داشت كه روش هاي قديمي منسوخ و رفتارهاي جديد كشف مي شدند. فيلم هاي سينمايي به عنوان بهترين و موثرترين وسيله ارتباط جمعي كه تاكنون توسط بشر ابداع شده الهام بخش ماست براي آن كه دريابيم چه كسي هستيم و اين جا چه مي كنيم.
اولين باري كه انسان پذيرفت زندگي بعد از مرگ وجود دارد، تلاش ها و تحقيقاتش در اين زمينه عملا نامحدود و غيرقابل رديابي ست. 20 سال قبل من حقوق ساخت رمان چه روياهايي كه مي آيند را خريداري كردم، ولي آن زمان هنوز موقع مناسبي براي ساخت اين فيلم نبود. به خاطر اين كه ما به عنوان يك جامعه و خود من به عنوان يك فرد براي بررسي آن آمادگي نداشتيم. امروز ما سلانه سلانه در اين مسير چندبعدي معنوي راه مي رويم و اين عقايد هر روز واقعي تر جلوه مي كنند. پس تماشاي فيلمي مثل سنجاقك من را به اين نكته مي رساند كه هاليوود چه قدر مي تواند از وضعيت معنوي روز جامعه عقب تر باشد.
اين براي همه ما امريكايي هاست: آهاي هاليوود، اين قضيه درباره 50 ميليون نفر از ماست كه مي خواهيم بيشتر بدانيم و در عين حال پاپ كورن هم مي خريم، آيا ما مي توانيم اين كار را انجام دهيم؟
يكي از آخرين تلاش ها براي بررسي زندگي بعد از مرگ، فيلم زيبا و مبهوت كننده بعد از مرگ بود. اين فيلم سال 2000 در امريكا اكران شد؛ چون فيلم ژاپني بود و با زيرنويس به نمايش در آمد طبعا اكران محدودي داشت. ولي به رغم اين، فيلم با نقدهاي بسيار خوبي رو به رو شد و در شبكه ويديويي فروش قابل توجهي داشت. فرض فيلم هم بسيار ساده و به نظر من هوشمندانه بود: بعد از آن كه مرديم يك خاطره از زندگي قبلي مان را انتخاب مي كنيم و تا ابد در همان خاطره باقي خواهيم ماند.
خوب حالا شما كدام خاطره را انتخاب مي كنيد؟ نكته بي نظير اين فرضيه اين جاست كه دليلي ندارد ما باور كنيم كه در آخرت چنين شانسي نداريم. چالش اصلي اين است كه ما زندگي خود را بررسي كرده و دريابيم دوست داشتني ترين چيزها در قلب مان كدام ها هستند. اين تفكر مي تواند براي هركس آزمون مهمي براي قضاوت در مورد زندگي خودش باشد. يكي از شخصيت هاي فيلم زني ست كه خاطره لحظه به دنيا آوردن كودكش را انتخاب مي كند. هيچ كس هم يك خاطره كاري را انتخاب نمي كند. به قول قديمي ها آخر عمر هيچ كس آرزو نمي كند كه كاش وقت بيشتري را در دفتر كارش سپري مي كرد.
فيلم بعد از مرگ خيلي ساده و به طريقه سياه و سفيد فيلم برداري شده و ثابت مي كند دليلي وجود ندارد تا شما براي ساخت يك فيلم تكان دهنده چند صد ميليون دلار خرج كنيد و ستارگان آن چناني داشته باشيد. اين فيلم روي سلولوئيد با ارزش ترين روياهاي هر فردي را به تصوير كشيده و مي تواند دوري بي پايان از عشق تا بي نهايت باشد. براي من اين استعاره بي نهايت زيبا و شوكه كننده بود. آيا اين همان چيزي نيست كه فيلم ها واقعا در اين چيزي كه توهم زندگي ست براي ما انجام مي دهند؟
ده فيلم براي مردن
مهر هفتماين فيلم اينگمار برگمان يكي از بزرگ ترين شاهكارهاي تاريخ سينماست. فيلم ماجراي شواليه اي با بازي ماكس فون سيدو را روايت مي كند كه از وسط خون و كشتار جنگ هاي صليبي عبور مي كند و با مرگ روبه رو مي شود. مرگي كه او را به بازي شطرنج فرا مي خواند. روايت مذهبي عميق و تكان دهنده برگمان از مرگ و تجسم عيني آن بعيد است كه بيننده را ميخكوب نكند. به خصوص صحنه شطرنج بازي كردن شواليه و مرگ، يكي از به يادماندني ترين سكانس هاي تاريخ سينماست.
سولاريسآندره تاركوفسكي در اين فيلم علمي - تخيلي بر مبناي رمان استانيسلاو لم ماجراي فضانوردي را روايت مي كند كه در فضا به سياره سولاريس مي رسد و درمي يابد كل زندگي فرد در نزديكي آن سياره به تصوير درمي آيد. فضانورد در آن جا با همسر مرده خويش روبه رو مي شود؛ در حالي كه دقيقا نمي داند او مرده است يا زنده. سولاريس تاركوفسكي مثل تمام فيلم هاي او بسيار كند و در مواقعي كسالت آور است ولي يكي از بهترين آثار اوست. استيون سودربرگ با بازي جورج كلوني و پاتريشيا مك الهون، سولاريس را بازسازي كرد كه گرچه جزو آثار درجه يك او نيست ولي راستش از فيلم تاركوفسكي بهتر است. آدم دست كم موقع ديدن فيلم خوابش نمي گيرد!
لرزش پژواك هااين فيلم شايد مهجور ساخته ديويد كوئب فيلم نامه نويس بزرگ هاليوود است. در اين فيلم كوين بيكن نقش يك تلفنچي را بازي مي كند كه در اثر حادثه اي با روح دختر همسايه شان كه به قتل رسيده ارتباط برقرار مي كند.
او به زودي درمي يابد كه مي تواند ارواح را ببيند. اين توانايي عجيب و در عين حال ترسناك، زندگي آرام اين تلفنچي را از مسير اصلي خود خارج مي كند. او در حالي كه سعي دارد عقلش را از دست ندهد، مي خواهد بيشتر از دنياي پيچيده ارواح سردرآورد.
ديگراناين فيلم بسيار معروف و ترسناك آلخاندرو آمنبار براي تماشاگران ايراني كاملا شناخته شده است. اولين فيلم هاليوودي آمنبار با بازي نيكول كيدمن ماجراي ارتباط پيچيده و ترسناك ارواح و زندگان است.
جابه جايي ترسناك زنده ها و مرده ها در انتهاي فيلم و صحنه هاي واقعا وحشتناك و نفس گير، ديگران را به يكي از بهترين آثار ترسناك چند سال اخير هاليوود تبديل كرده است. بازي نيكول كيدمن در اين فيلم فوق العاده است.
روحفيلم پرفروش و عاشقانه جري زوكر داستان مرد جواني با بازي پاتريك سوايزي است كه در حادثه اي به قتل مي رسد اما روحش در دنيا باقي مي ماند تا بتواند قاتل خود را يافته و همسرش را نيز از خطر حفظ كند.
روح در زمان اكران خود سروصداي فراواني به پا كرد و با فروش سرسام آوري روبه رو شد. جلوه هاي ويژه فيلم و نفوذ ارواح در دنياي عادي براي زمان خود تازگي داشت. ووپي گلد برگ به خاطر بازي در اين فيلم اسكار بهترين بازيگر نقش دوم زن را از آن خود كرد.
حس ششمهيچ كس فكرش را هم نمي كرد يك كارگردان گمنام هندي با اسم عجيب و غريب ام. نايت شيامالان بتواند چنين فيلم فوق العاده اي بسازد و بروس ويليس را كمابيش زنده كند.
فيلم واقعا ترسناك حس ششم ماجراي كودكي است كه مردگان را مي بيند و روان شناسي با بازي بروس ويليس سعي دارد به او كمك كند. داستان با ترس و وحشت فراواني به پيش مي رود و در نهايت با يك غافل گيري باورنكردني جاي مرده و زنده ها با هم عوض مي شود. حس ششم به نوعي سرآغاز دوره جديدي در ساخت فيلم هاي سينماي وحشت در هاليوود بود. گرچه شيامالان هرگز نتوانست در آثار بعدي اش موفقيت حس ششم را تكرار كند.
رستاخير (Resurrection)الن بريستين در رستاخيز نقش زني را بازي مي كند كه در اثر يك تصادف در كلينيك مي ميرد، اما با تلاش پزشكان به زندگي باز مي گردد و از آن پس توان مداواي ديگران را به دست مي آورد. اين فيلم يكي از درخشان ترين آثاري است كه تجربه نزديك به مرگ (NDE) را به تصوير مي كشد و گويا نخستين فيلمي است كه چنين لحظاتي را به تصوير كشيده است. غير از الن بريستين، سام شپرد هم در فيلم بازي مي كند. كارگردان رستاخير دانيل پتري است.
بعد از زندگي (after life)راستش اين قدر از اين فيلم ژاپني تعريف كرده اند كه خودمان هم به صرافت ديدنش افتاديم. اين فيلم ژاپني ماجراي افرادي را روايت مي كند كه بعد از مرگ بايد يك خاطره از زندگي خود را انتخاب كرده و تا ابد در آن خاطره باقي بمانند. ماجراي عجيب و تكان دهنده بعد از زندگي بهانه اي براي نگرشي فلسفي به زندگي و تاثير آن بعد از مرگ است. اين فيلم ژاپني از معدود آثار معاصر است كه به طريقه سياه و سفيد فيلم برداري و در تمام دنيا با تعريف و تمجيد منتقدان روبه رو شده است.
تماسفيلم علمي - تخيلي رابرت زمه كيس كارگردان معروف هاليوود چه در گيشه و چه در نزد منتقدان چندان مورد استقبال قرار نگرفت، گرچه تمام مولفه هاي جذب تماشاگر را با خود دارد. جودي فاستر يك دانشمند علوم فضايي است كه در كودكي پدرش را از دست داده و قصد دارد براي تكميل يك پروژه تحقيقاتي به فضا برود. پروژه با شكست روبه رو مي شود اما به دنبال اتفاقاتي او در فضايي ناشناخته، در جايي كه مي تواند بهشت باشد با پدرش ملاقات مي كند، ولي حرف او را باور نمي كنند و حتي او را محاكمه و محكوم مي كنند؛ يك جور تجربه نزديك به مرگ در فضايي علمي و تخيلي.
مقصد نهايي (Final Destination)حسابش را بكنيد، دوست تان تصادف كرده و دارد مي ميرد، بعد به شما زنگ مي زند و كمك مي خواهد، ولي شما كمكش نمي كنيد. به چند نفر ديگر هم زنگ مي زند، ولي باز هيچ كدام او را جدي نمي گيرند و كمكش نمي كنند. چند روز مي گذرد و مي شنويد كه چند نفر از دوستان تان به طرز عجيبي كشته شده اند. مي فهميد كه روح دوست تان دارد از تك تك شان انتقام مي گيرد و احتمالا تا چند ساعت ديگر نوبت شما مي شود، چه حالي پيدا مي كنيد؟
لازم نيست بترسيد، اين فقط خلاصه داستاني از فيلم مقصد نهايي است كه مثل بيشتر فيلم هاي ترسناك امريكايي چون فروش كرد، قسمت هاي بعدي آن هم ساخته شد. اگر فيلمي با موضوع مرگ مي خواهيد ببينيد كه حسابي هم بترسيد، مقصد نهايي مي تواند انتخاب خوبي باشد.
2
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 20:33  توسط رز
|
يك بار ديگر تام كروز در فيلمى از استيون اسپيلبرگ
«جنگ دنياها» ادامه دارد
هربرت جورج ولز را علاوه بر پيشگام بودن در نوشتن داستان هاى علمى-تخيلى، مى توان اولين نويسنده اى دانست كه از كتابش اقتباس سينمايى صورت گرفت: فيلم «سفر به ماه» (۱۹۰۲) بر اساس رمان «اولين انسان ها در ماه» او ساخته شده بود. بيش از ۱۰۰ سال است كه نوشته هاى اچ جى ولز و آثارى كه ديگران بر مبناى شخصيت هاى مخلوق او نوشته اند، حضورى دايمى بر پرده سينما و صفحه تلويزيون داشته اند. «مرد نامريى»، «اولين انسان ها در ماه»، «ماشين زمان»، «آنچه خواهد آمد»، «جنگ دنياها» و «جزيره دكتر مورو» هر يك بارها و بارها دستمايه اقتباس قرار گرفته اند. از جمله آخرين اقتباس هاى سينمايى از رمان هاى او مى توان به «جزيره دكتر مورو» (۱۹۹۶ _ به كارگردانى جان فرانكنهايمر و با حضور مارلون براندو و ول كيلمر) و «ماشين زمان» (۲۰۰۲ _ به كارگردانى سايمن ولز، نبيره نويسنده و با بازى گاى پيرس) اشاره كرد.
سه سال قبل گفته شد كه تيم تهيه كننده تام كروز _ پائولا وَگنر در حال مذاكره با استوديوى پارامونت هستند تا فيلم پرخرجى بر مبناى «جنگ دنياها» بسازند. مدتى بعد هم اعلام شد كه اين فيلم، دومين همكارى تام كروز و استيون اسپيلبرگ، بعد از «گزارش اقليت» خواهد بود. اولين تجربه مشترك آنها_ كه در سال ۲۰۰۲ ساخته شده و يك اثر علمى-تخيلى بر اساس داستانى از فيليپ كِى ديك بود - اسپيلبرگ را به ريشه هاى سينماييش بازگرداند و طرفداران قديمى او را راضى كرد. اما او دوباره به سراغ ساخت آثارى مثل «اگر مى توانى من را بگير» و «ترمينال» برگشته بود كه برخلاف فيلم هايى مثل «گزارش اقليت»، تخصص او نيستند و توسط كارگردان هاى ديگر هم مى توانستند به همان خوبى ساخته شوند. خوشبختانه تام كروز توانست او را راضى كند تا يك بار ديگر در يك فيلم علمى-تخيلى در كنار هم قرار بگيرند و تبديل به دومين تام (بعد از هنكس) شد كه همكارى دنباله دار با اسپيلبرگ دارد. البته استيون اسپيلبرگ از قديم يكى از طرفداران پر و پا قرص اين داستان اچ جى ولز بوده و حتى يك نسخه اصل از نمايشنامه راديويى كه اورسن ولز بر اساس اين كتاب نوشته بود را به قيمت گزاف خريده است. او چند سال قبل به فكر ساختن فيلمى بر اساس اين داستان افتاده بود، اما با ساخته شدن «روز استقلال» و برخى شباهت هاى آن به «جنگ دنياها» از اين كار منصرف شد.
رمان معروف اچ جى ولز كه به حمله مريخى ها با زمين و ناتوانى انسان ها در مقابله با آنها مى پردازد، در سال ۱۸۹۸ نوشته شده است. اورسن ولز يك نمايشنامه راديويى معروف و جنجالى بر اساس آن اجرا كرد كه در قالب يك گزارش زنده خبرى تنظيم شده بود؛ در نتيجه مردم فكر كردند واقعاً مريخى ها به زمين حمله كرده اند و به خيابان ها ريختند. جورج پَل در سال ۱۹۵۳ يك نسخه سينمايى از آن را كارگردانى كرد كه زياد ماندگار نشد. در بين كتاب هاى مصور ماروِل يك مجموعه به نام كيل رِيوِن وجود دارد كه ماجراهايش درست بعد از جنگ دنياها مى گذرد. يك مجموعه تلويزيونى هم در اواخر دهه ۱۹۸۰ بر اين مبنا ساخته شده بود.
به اين ترتيب مى توان نسخه سال ۲۰۰۵ را اولين رويكرد جدى هاليوود به اين داستان جذاب ولز دانست. اقتباس فيلمنامه اين نسخه توسط جاش فرايدمن انجام شده كه چند ماه قبل فيلم «صحرا» بر اساس فيلمنامه اى از او بسيار پرفروش شد. اما اسپيلبرگ مى خواست اين فيلمنامه توسط ديويد كوئپ بازنويسى شود. كوئپ كه پيش از اين براى اسپيلبرگ دو فيلمنامه «پارك ژوراسيك ۱ و ۲» و براى كروز «مأموريت غيرممكن» را نوشته بود، يكى از بهترين نويسندگان فيلمنامه هاى علمى-تخيلى و كميك استريپى است و فيلمنامه اوليه «جنگ دنياها» را هم كاملاً بازنويسى كرد. البته نسخه فعلى تفاوت هاى قابل توجهى با كتاب ولز دارد و علاوه بر انتقال زمان وقوع داستان به ابتداى قرن بيست و يكم و مكان رخدادها از انگلستان به ايالات متحده، داستان فرار شخصيت اصلى و همراهان او هم تا حد زيادى متفاوت است.
در حالى كه قهرمان كتاب خود هربرت جورج ولز است و فرزندى ندارد، تام كروز در فيلم نقش رى فراير را دارد كه به همراه پسر و دخترش از دست مريخى ها فرار مى كند. اما شخصيت آجيلوى كتاب در فيلم تكرار شده كه نقشش را تيم رابينز بازى كرده است. دختر فراير هم داكوتا فنينگ است كه با ۱۱ سال سن، تجربه بازى در برابر شان پن، رابرت دنيرو، مايك مايرز و دنزل واشنگتن را دارد و جوايز زيادى هم دريافت كرده است.
«جنگ دنياها» با توجه به برنامه كارى شلوغ و از پيش رزرو شده كارگردان و بازيگر اصليش براى نمايش در سال ۲۰۰۷ در نظر گرفته شده بود؛ اما جابجايى زمان توليد و لغو شدن بعضى پروژه ها باعث شد كه هر دو نفر يك زمان خالى مشترك پيدا كرده و فيلم زودتر ساخته شود. در حالى كه فيلم هاى عظيم هاليوودى دوره توليدى بيشتر از يك سال دارند، فاصله زمانى شروع فيلمبردارى «جنگ دنياها» و اكران آن فقط ۷ ماه بود. اسپيلبرگ صحنه هاى عظيم فيلم را همان ابتدا فيلمبردارى كرد تا وقت كافى براى ايجاد جلوه هاى ويژه كامپيوترى آنها موجود باشد و تا چند روز مانده به اكران هم مشغول آخرين كارهاى فنى و آماده سازى نسخه هاى فيلم بود.
به هر حال فيلم به موقع براى نمايش آماده شد و در اولين روز اكرانش ۲۱ ميليون دلار فروش كرد كه حتى بالاتر از فروش ۱۵ ميليون دلارى «بتمن آغاز مى كند» است. به اين ترتيب تام كروز مى تواند در خانه پيش كِيتى هولمز سرش را بالا بگيرد.
2
نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 11:39  توسط رز
|

فيلم دلهره آور و علمي - تخيلي استيون اسپيلبرگ با يك فروش بالا صدرنشين جدول هفتگي فروش فيلمهاي سينماهاي امريكا شد.
«جنگ دنياها» در 3 روز آخر هفته كه مصادف با تعطيلي چهارم ژولاي يعني روز استقلال بود نزديك 78 ميليون دلار فروش اما اين فيلم كه به جاي جمعه روز چهارشنبه به روي پرده رفته بود ، در مجموع به فروش 113 ميليوني دست پيدا كرد.
در اين فيلم تام كروز نقش پدري را دارد كه از فرزندان خود در قبال هجوم موجودات بيگانه فضايي محافظت مي كند.
«جنگ دنياها» كه با هزينه 135 ميليون دلاري تهيه شده نتوانست ركورد فروش افتتاحيه تعطيلات چهارم ژولاي را كه اختصاص به «مرد عنكبوتي 2» (با فروش 116 ميليوني) دارد را بشكند.
فروش بين المللي فيلم هم در 3 روز اول نمايش 103 ميليون دلار بوده است.
وضعيت جدول هفتگي فروش فيلم ها به شرح زير است:
| فيلم |
فروش هفته |
فروش كلي |
هفته نمايش |
| جنگ دنياها |
78 ميليون دلار |
113 ميليون دلار |
1 |
|
سرآغاز بتمن |
19 ميليون دلار |
154 ميليون دلار |
3 |
|
آقا و خانم اسميت |
13 ميليون دلار |
146 ميليون دلار |
4 |
|
افسونگر |
11 ميليون دلار |
40 ميليون دلار |
2 |
| هربي |
10 ميليون دلار |
37 ميليون دلار |
2 |
| ماداگاسكار |
7 ميليون دلار |
172 ميليون دلار |
6 |
| Rebound |
6 ميليون دلار |
6 ميليون دلار |
1 |
| جنگهاي ستارهاي 6 |
5 ميليون دلار |
366 ميليون دلار |
7 |
| طولانيترين حيات |
3 ميليون دلار |
148 ميليون دلار |
6 |
| سرزمين مردگان جرج رومرو |
3 ميليون دلار |
17 ميليون دلار |
2 |

كاراكترهاي سينمايي انگليسي براي فيلمهاي جديد خود كشور انگليس را ترك مي كنند! ديويد هيمن تهيه كننده مجموعه فيلم «هري پاتر» در يك بيانيه رسمي اعلام كرد كه پنجمين قسمت اين مجموعه فيلم در كشوري بجز انگليس فيلمبرداري خواهد شد.
او هم در مصاحبه گفت: «ما در حال بررسي تمام امكانات و گزينه ها هستيم تا بهترين مكان دنيا را براي فيلمبرداري فيلم خود انتخاب كنيم.دليلي ندارد كه فيلم خود را حتما در انگليس فيلمبرداري كنيم».
اظهارات همين باعث شگفتي اهالي صنعت سينماي انگليس و صاحب نظران شده است.آنها كه نگران فرار سرمايه و نيروهاي كاري انگليسي به كشورهاي ديگر هستند ، اين نگراني را به صورت رسمي در گفتگوهاي مختلف خود اعلام مي كنند.
بعد از فيلم «جيمزباند» ، مجموعه فيلم «هري پاتر» دومين مجموعه فيلم پرسروصدا و موفقي است كه مكاني خارج از انگلستان را براي فيلمبرداري قسمت جديد خود انتخاب مي كند.
2 ماه قبل تهيه كنندگان «كازينورويال» (نسخه دوباره سازي شده فيلم دهه شصتي جيمزباند) اعلام كردند به جاي انگليس ، اين فيلم را در بلغارستان و روماني فيلمبرداري خواهند كرد.
عزيمت شخصيت هاي معروفي مثل هري پاتر و جيمزباند از انگلستان يك زنگ خطر جدي براي صنعت سينماي انگليس و اقتصاد آن است.
از همين رو پيش بيني مي شود كه مسوولان رسمي در قابل آن موضع گيري كنند.
2
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 22:9  توسط رز
|

زن و شوهرهاى آدمكش
بى بى سى: فيلم حادثه اى - كمدى «آقا
و خانم اسميت» با بازى برد پيت و آنجلينا جولى، با آغاز نمايش عمومى اش در
آمريكا و چند كشور ديگر در صدر جدول فروش جهانى فيلم هاى هفته گذشته قرار گرفت
و موفق شد به صدرنشينى چهار هفته اى آخرين قسمت از رشته فيلم هاى
«جنگ هاى ستاره اى» پايان دهد. اين فيلم تاكنون با فروشى بيش از ۳۴۰
ميليون دلار، پرفروشترين فيلم سينماهاى آمريكاى شمالى در سال جارى است. داستان اين
فيلم درباره زن و شوهرى است كه هر دو آدمكش حرفه اى هستند، آنها معمولاً در
ماموريت هايشان با يكديگر همكارى مى كنند. در يكى از ماموريت هاى
جداگانه شان هر كدام پى مى برند كه كسى را كه بايد بكشند كسى جز همسر
خودشان نيست. اين فيلم توسط داگ ليمن ساخته شده و كمپانى فاكس قرن بيستم
پخش كننده آن است. براساس گزارش مجله اسكرين ديلى، فروش آقا و خانم اسميت در
۳۶ كشور دنيا بين روزهاى جمعه و يكشنبه، ۳۵ ميليون دلار بوده است. اين فيلم در آخر
هفته گذشته در سينماهاى آمريكا بيش ۵۰ ميليون دلار فروش داشته است.
2
نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1384ساعت 10:15  توسط رز
|
بتمن آغاز مي كند اكران شد
پرفر وش ترين خفاش
شواليه سياه پوش و محبوب تاريخ سينما و كميك استريپ هاي مارول، بعد از كلي تبليغ و جنجال بالاخره اكران شد و طبق پيش بيني تمام كارشناسان و غير كارشناسان به صدر جدول فروش جهيد. بتمن آغاز مي كند در هفته اول فروش خود 71 ميليون دلار فروخت تا مسوولان كمپاني برادران وارنر كلي خوش به حال شان شود. بتمن آغاز مي كند به كارگرداني كريستوفر نولان، كارگردان محبوب بريتانيايي و با بازي كريستين بيل موفق ترين افتتاحيه مجموعه فيلم هاي بتمن را از آن خود كرده است. تا قبل از اين بتمن براي هميشه ، ساخته جوئل شوماخر، با بازي وال كيلمر با فروش 66 ميليون دلار ركورددار بود. خلاصه رييس كمپاني وارنر فروش بتمن را مطابق انتظارات ارزيابي كرده. بدنيست بدانيد كه اين فيلم در مجموع 150 ميليون دلار هزينه داشته است. در عين حال فيلم پرفروش هفته قبل يعني آقا و خانم اسميت اين هفته هم 3/27 ميليون دلار فروخت تا فروش مجموع فيلم در عرض دو هفته به 97 ميليون دلار برسد. كمپاني فوكس قرن بيستم انتظار دارد فيلم تا سقف 160 ميليون دلار فروش كند.
ماداگاسكار نيز 11 ميليون دلار فروخت تا بعد از 4 هفته 147 ميليون دلار فروخته باشد.
اپيزود سوم جنگ ستارگان نيز كم تر از يك ميليون دلار فروش داشت تا بعد از حركت چهار نعل به سمت فروش 300 ميليون دلاري، حالا خيلي كند و لاك پشتي فروش كند. اين فيلم بعد از 5 هفته 357 ميليون دلار فروخته تا يازدهمين فيلم پرفروش تاريخ سينما باشد. براي ورود به جمع 10 فيلم پرفروش تاريخ سينما و پايين آوردن پارك ژوراسيك ، انتقام سيث بايد 10 ميليون دلار ديگر بفروشد.
برادپيت
به آرامي رودخانه
آقاي براد پيت جدا از بازيگري و جنجال سازي، يك عالمه هنر ديگر هم دارد. مثلا قرار است در يكي از سواحل انگلستان يك هتل چندين ميليون پوندي بسازد و از طرف ديگر مي خواهد فيلم تهيه كند. وي كه قصد دارد فيلم به آرامي رودخانه را براي كمپاني برادران وارنر تهيه كند، براي بازي در نقش اصلي آن از بيلي باب تورنتون دعوت كرده و او هم سمعا و طاعتا پذيرفته است. اين فيلم در كمپاني شخصي برادپيت تهيه مي شود. بيلي باب تورنتون بيشتر از آن كه به واسطه بازيگري اش معروف باشد، به خاطر ازدواج با آنجلينا جولي و جدايي جنجالي اش از وي مطرح است، اگر چه از اين حرف ها گذشته، واقعا بازيگر خوبي است؛ بازي او در ضيافت هيولاها محشر بود.
2
نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1384ساعت 19:32  توسط رز
|
2
نوشته شده در جمعه سوم تیر 1384ساعت 19:19  توسط رز
|