تبليغاتX
شاهکار هالیوود
شاهکار هالیوود

 

 

از فیلم های دوبله شده چه خبر؟

 

 

فيلم «چنگيزخان»

 

ماجراي فيلم «چنگيزخان» از زماني آغاز مي شود که سفير چين در راه

 

 بازگشت از سمرقند گرفتار راهزنان مي شود.

 
چنگيزخان و يارانش به کمک او مي آيند و او را به کشورش مي رسانند.

 

 امپراتور از آنها دعوت مي کند مدتي در چين بمانند. چنگيزخان و افرادش

 

 چند ماه در اين کشور مي مانند اما هنگامي که مي خواهند به سرزمين

 

خود بازگردند با مخالفت امپراتور روبه رو مي شوند. جنگي خونين ميان گروه

 

 چنگيزخان و چيني ها درمي گيرد و امپراتور کشته مي شود و...

 

فيلم «آن سوي رانگون»

 

ماجراي این فيلم درباره زني به نام لوراست.


او پس از فوت همسر و پسرش مي کوشد به زندگي خود سامان بدهد و

 

گذشته را فراموش کند. او براي گذراندن تعطيلات همراه خواهرش به برمه

 

مي رود. در اين کشور با دانشجوياني که مبارزه سياسي مي کنند و برضد

 

 ديکتاتوري کشورشان قيام کرده اند آشنا مي شود. رهبر دانشجويان با او

 

 به سراسر برمه سفر مي کند و گوشه هايي از قيام مردم را به او نشان

 

مي دهد. لورا مي کوشد به آنها کمک کند.

 

 

فيلم «گاهي خوش ، گاهي غم»

 

پدر خانواده طبق سنتي ديرينه فرزندانش را به انگليس مي فرستد تا

 

تحصيل کنند. پس از رفتن بچه ها ، مادر خانواده تنها مي ماند و بر سر

 

 موضوع تحصيل بچه ها در خارج ، با همسرش دچار اختلاف و تنش مي

 

 شود. آنها در نهايت تصميم مي گيرند براي حفظ کانون خانواده به انگليس

 

 بروند و فرزندانشان را بازگردانند. اين اثر که جزو پرفروش ترين فيلمهاي

 

 تاريخ سينماي هند بوده است

 

فيلم «خشم»

 

مردي بي گناه به اتهام آزار و اذيت و قتل کودکان محاکمه و زنداني مي

 

 شود. همسر وي مجرم اصلي را مي يابد اما به دست وي کشته مي شود.

 

سالها بعد ، يکي از پسران آنها بر اثر حادثه اي به زندان مي افتد و پدر خود

 

 را مي بيند. آنها ابتدا همديگر را نمي شناسند اما...

 

 

 هویت

هویت

 

عجيب ترين آدم هاى روى زمين، احتمالاً آن هايى هستند كه بيش از يك شخصيت دارند، يعنى

 

 دچار چندگانگى هويت هستند. البته، ماجرا هيچ ربطى به بحث هاى ريز و درشتى كه راجع

 

به بحران هويت در روزگار ما مى شود، ندارد. ماجرا، ساده تر از اين ها نيست، اما ربطى

 

 هم به آن قضايا ندارد.مثل رمانی از سیدنی شلدون که قهرمان داستان 3 شخصیتی است و از

 

 وجود این شخصیت ها اطلاعی ندارد فيلم «هويت» هم چيزى است در همين مايه ها، منتها

 

با اين تفاوت كه داستانى پيچيده تر و دقيق تر دارد. فيلم از جايى شروع مى شود كه يك دكتر

 

 روان شناس خودش را آماده مى كند تا گزارشى را راجع به يك قاتل زنجيره اى بخواند،

 

قاتلى به نام ملكوم ريورز كه قرار است فرداى همان شب اعدام شود. بعد از اين، مردى را به

 

نام جورج مى بينيم كه با همسرش به متلى در وسط بيابان مى روند. در جاده هم مردى به نام

 

اِد مشغول رانندگى است. پليس سابق، حالا راننده زنى بازيگر شده. ماشين اِد در گل فرو

 

 مى رود و زنى به نام پاريس از راه مى رسد تا كمك اش كند. حالا، همه با هم وارد متل

 

مى شوند. در آن متل، جز آن ها آدم هاى ديگرى هم هستند: جينى و لو كه تازه ازدواج

 

 كرده اند... از همين جا لابد متوجه شده ايد كه داستان فيلم هويت، خيلى سرراست و عادى

 

 نيست و تماشاى آن محتاج چيزى به نام «دقت» است. از من نخواهيد كه داستان را كاملاً

 

توضيح بدهم، فقط به اين قضيه اشاره مى كنم كه در پايان فيلم، جايى كه گره نهايى باز

 

 مى شود، احتمالاً شوكه مى شويد. هويت، يكى از بهترين فيلمنامه هاى اين سال ها را دارد.

 

كارگردان: جيمز منگولد،بازيگران: جان كيوزاك، رى لايوتا، آماندا پيت،محصول

 

آمريكا2003

 

 

هفت سال در تبت

 

آنو ، فيلم «هفت سال در تبت» را از روى كتابى نوشته هاينريش هارر ساخت. كتاب هارر،

 

 داستان زندگى خود او بود و به سال هايى دور مى پرداخت. هاررِ اتريشى، كه در سال

 

 ۱۹۳۶ مدال المپيك را هم به دست آورد، يكى از اعضاى حزب نازى بود و در سال ۱۹۳۹

 

 تصميم گرفت همراه يكى از دوستانش روانه  هيماليا شود و يكى از قله ها را فتح كند. كمى

 

بعد، جنگ جهانى دوم شروع شد و نيروهاى انگلستان او را دستگير كردند و به زندان

 

 بردند. بالاخره، بعد از چندسال، هارر فرصتى پيدا كرد تا از بند بگريزد. او و دوستش به

 

لهاسا رفتند كه كم كم ميان او و دالايى لاماى نوجوان رابطه اى دوستانه شكل مى گيرد.

 

داستان فيلم طورى پيش مى رود كه انگار هارر، معلم واقعى دالايى لاما است و رهبر

 

 بودايى هاى جهان هرچه آموخته، از كَرَم او بوده است. اگر شما جزء آدم هايى هستيد كه

 

 فقط با داستان فيلم سر و كار داريد، از ديدنش لذت مى بريد. و تازه فراموش نكنيد كه

 

ستاره اى آمريكايى (براد پيت) نقش اصلى اين فيلم رابازى مى كند.

 

كارگردان: ژان ژاك آنو، بازيگران: براد پيت، ديويد تيوليس، بى دى. ونگ،محصول آمريكا

 

 ۱۹۹۷

 

فيلم «سلطنت بهشت»

 

يك بازيگر عرب كه در فيلم «سلطنت بهشت» ريدلي اسكات بازي كرده

 

 است ، مي گويد اين فيلم كه درباره جنگهاي صليبي است ، درك جهان غرب

 

از دنياي اسلام را افزايش مي دهد.


«سلطنت بهشت» نبردهاي مسلمانان و مسيحيان را براي در دست گرفتن

 

اداره امور اورشليم در قرن دوازدهم به نمايش مي گذارد.


قسان مسعود بازيگر اهل سوريه كه در فيلم نقش رهبر مسلمانان آن دوره

 

به نام صلادين را بازي كرده است ، در يك گفتگو اعلام كرد كه قصه فيلم

 

شبيه قصه هاي قديمي كه باعث ترس و وحشت مردم مي شد نيست.


مسعود همچنين گفت كه لحن انتقادي قصه فيلم ارجاعاتي به مسائل

 

امروزي دارد و بحران خاورميانه و مسائل عراق را هم به بحث مي گذارد.


به گفته وي:«صلادين در جبهه هاي نبرد مبارزه مي كرد اما در عين حال اهل

 

 گفتگو و ديالوگ هم بود. ما مي خواهيم بگوييم كه گفتگو مي تواند خيلي

 

بهتر از جنگ باشد. در دنياي امروز ، امريكا براي بيان ديدگاه هاي خود از زبان

 

 زور استفاده مي كند و چنين به نظر مي رسيد كه آنها نمي خواهند از زبان

 

گفتگو بهره ببرند».


«سلطنت بهشت» كه با هزينه اي 130 ميليون دلاري تهيه شده ، يكي از

 

 پرسروصداترين فيلمهاي تابستان امسال است كه پيش بيني فروش بالايي

 

 براي آن مي شود.


اورلاندو بلوم و ليام نيسن بازيگران اصلي اين فيلم تاريخي هستند. صحنه

 

 هاي فيلم در مراكش و اسپانيا فيلمبرداري شده است.

 

 

 

صدر نشینی«ترس آميتي ويل»

 

«يك فيلم ترسناك با ترساندن تماشاگران سينما ، صدرنشين جدول هفتگي

 

سينماهاي امريكا شد.


«ترس آميتي ويل» با يك فروش 23 ميليون دلاري درصدر جدول فروش

 

فيلمهاي اين هفته سينماها نشست.

 

راين رينولدز و مليسا جرج بازيگران اصلي اين فيلم

 

انتقامجويانه هستند.

 


اين دو در منزل جديد صداهاي عجيب و غريبي مي شنوند و چيزهاي

 

ترسناكي مي بينند.

 


يك سال قبل در اين منزل يك جنايت رخ داده و حالا روح مقتولان دوباره به

 

 اين منزل برگشته است.


هزينه معمول فيلمهاي سينمايي حدود شصت ميليون دلار است ولي

 

فيلمهاي ترسناك با هزينه كمي ساخته مي شوند.


فيلم «ترس آميتي ويل» هم با يك هزينه نوزده ميليون دلاري تهيه شده و

 

توانست در همان سه روز اول نمايش اين هزينه را برگرداند.


 

1.  The Amityville Horror
2.  Sahara
3.  Fever Pitch
4.  Sin City
5.  Guess Who
6.  Beauty Shop
7.  Robots
8.  Miss Congeniality 2
9.  The Pacifier
10.  The Upside of Anger

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1384ساعت 22:55  توسط رز  | 

شرک

 

اگر دوستدار انيميشن «شرك» هستيد، يك خبر خوش براي شما داريم. البته
 
 فكر نكنيد قرار است قسمت جديد اين فيلم به همين زودي به نمايش
 
عمومي درآيد؛ خير!
 

خبر خوش اين است كه قبل از اين كه توليد قسمت سوم اين انيميشن
 
كمدي خانوادگي شروع شود، نوشتن فيلمنامه قسمت چهارم آن آغاز شده
 
 است!
 

از قرار معلوم، تهيه كنندگان فيلم مي خواهند كارهاي مربوط به دو قسمت
 
سوم و چهارم را هر چه زودتر شروع كنند. با اين حال، آنها براي نمايش
 
عمومي اين فيلم ها هيچ عجله اي ندارند! بقيه خبر را بخوانيد تا متوجه اين
 
 موضوع بشويد.

كمپاني «دريم وركز» كه تهيه كننده مجموعه فيلم «شرك» است، از «تيم
 
سوليوان» دعوت كرده تا نگارش فيلمنامه قسمت چهارم فيلم را شروع كند.
 
 اين آقا كه در اصل انگليسي است، در حال حاضر در صنعت سينما حكم يك
 
موجود ناشناخته را دارد. وي يك وكيل است كه مدركش را از دانشگاه كمبريج
 
 گرفته است، اما علاقه زياد او به ادبيات و سينما باعث شد تا وكالت را رها
 
 كند و قصه هاي ادبي كلاسيك را براي سينما به فيلمنامه برگرداند.

سوليوان كه يكي از دوستداران غول سبز رنگ (شرك) و ماجراهاي اوست،
 
 مي گويد قصد دارد فيلمنامه اي بنويسد كه همه بچه ها و بزرگسالان را به
 
 داخل سالن هاي نمايش فيلم بكشاند. اما او حاضر نشد خلاصه داستان را
 
بگويد.
 

تهيه كنندگان «شرك ۳» خبر مي دهند كه نگارش فيلمنامه اين فيلم تمام
 
 شده و انيماتورها (گروه دست اندركار انيميشن) مشغول ساخت صحنه هاي
 
 آن هستند. در اين فيلم، «مايك مه يرز» ، «كامرون دياز» ، «ادي مورفي» و
 
 «آنتونيو باندارس» به جاي چهار شخصيت اصلي فيلم (يعني شرك،
 
شاهزاده خانم، الاغ و گربه چكمه پوش) صحبت خواهند كرد. اين فيلم ماه
 
مه سال ۲۰۰۷ به روي پرده سينماها مي رود. حالا با اين حساب، شما فكر
 
 مي كنيد قسمت چهارم چه زماني به نمايش عمومي درخواهد آمد؟
 

«شرك ۲» كه تابستان قبل به روي پرده سينما ها رفت با فروش حدوداً ۴۰۰
 
 ميليون دلاري خود، لقب پرفروش ترين فيلم سال ۲۰۰۴ را گرفت.
 

بتمن
بتمن شروع مي كند پنجمين فيلم از مجموعه فيلم هاي بتمن به زودي روانه
 
 پرده هاي سينماي جهان مي شود
وقتي در سال 1989 مسوولان كمپاني برادران وارنر طرح عظيم بتمن را به
 
كارگرداني جوان و تازه كار به نام تيم  برتون سپردند، شايد انتظار نداشتند كه
 
 در مدت 16 سال بيش از 5 فيلم از مجموعه  كميك استريپ هاي پرطرف دار
 
بتمن ساخته شود، اما به هر حال اوضاع به گونه اي پيش رفته كه به طور
 
متوسط هر 3 سال يك فيلم بتمن روانه اكران شده است.

بعد از گذشت 8 سال از آخرين فيلم بتمن يعني بتمن و رابين ساخته جوئل
 
شوماخر كه بي ترديد جورج كلوني را به عنوان بدترين بتمن و خود فيلم را
 
به عنوان ضعيف ترين فيلم اين مجموعه مطرح كرد، حالا قرعه به نام
 
كريستوفر نولان افتاده تا بتواند روحي تازه در كالبد خفاش محبوب سينما
 
 بدهد و پنجمين فيلم مجموعه بتمن را بسازد. نولان خود، دو فيلم
 
دوست داشتني ممنتو و بي خوابي را در كارنامه دارد و نزد علاقه مندان
 
 جدي سينما داراي اعتبار ويژه اي است. اين انتخاب شباهت فراواني به 
 
 حضور تيم برتون در دو فيلم نخست بتمن دارد. برتون زماني براي كارگرداني
 
 بتمن انتخاب شد كه تنها دو فيلم بلند و بسيار عجيب و غريب به نام ماجراي
 
بزرگ پي وي و بيتل جويس را ساخته بود. برتون، اما تمام شور و نشاط و
 
 سرخوشي پست مدرن دو فيلم اول خود را كنار گذاشت و دو بتمن جدي،
 
 عبوس، تلخ و كاملا ماليخوليايي را روانه اكران كرد. شخصيت هاي فانتزي
 
 كميك استريپ هاي بتمن محمل مناسبي براي خلق روابط پيچيده و فضاي
 
تيره و تاري بود كه برتون در بتمن و بازگشت بتمن خلق كرد. تلخي و تيرگي و
 
 فضاي سنگين و ماليخوليايي دو فيلم نخست بتمن و به خصوص بازگشت
 
بتمن به حدي زياد بود كه بالاخره مسوولان برادران وارنر كارگرداني قسمت
 
 سوم يعني بتمن براي هميشه را به جوئل شوماخر يك هاليوودي كهنه كار و
 
 شناخته شده سپردند. شوماخر هم همان طور  كه انتظار مي رفت در
 
قسمت سوم، فيلمي ساخت كه از زمين تا آسمان با دو فيلم برتون متفاوت
 
 بود.

او خود در مصاحبه اي گفته بود: بتمن برتون، فيلم سايه هاي بلند و
 
سنگ هاي تيره بود، اما من بتمن را در دنيايي از نور و رنگ هاي فانتزي غرق
 
 كردم. (نقل به مضمون) و به راستي هم اين اتفاق رخ داد. بتمن براي
 
 هميشه فيلمي بود پر تحرك، شلوغ، مملو از شخصيت هاي مثبت و منفي و
 
 در مجموع هاليوودي تر از دو فيلم برتون. در اين فيلم مايكل كيتون به دليل
 
 نبودن برتون از بازي در نقش بتمن انصراف داد و ول كيلمر آمد تا با بازي در
 
 اين نقش به يك ستاره تبديل شود.

بتمن براي هميشه بيشتر از بازگشت بتمن فروش كرد. گرچه از لحاظ هنري
 
 در مرتبه اي پايين تر از بتمن هاي برتون قرار مي گرفت، اما ول كيلمر چه به
 
 لحاظ فيزيك بدني و چهره و چه از لحاظ فرم بازيگري دقيقا مشابه كميك
 
استريپ هاي كلاسيك بتمن بود.

وقتي شوماخر مقدمات ساخت بتمن و رابين را فراهم مي كرد، كيلمر بدون
 
دليل خاصي از بازي در فيلم انصراف داد و جورج كلوني جانشين او شد تا
 
 بدترين بتمن تاريخ سينما باشد. گرچه او بعد از بازي در بتمن عنوان
 
خوش شانس ترين بازيگر اين نقش را به خود اختصاص داد. چون بلافاصله
 
 بعد از اكران اين فيلم، كلوني به عنوان يكي از فوق ستاره هاي هاليوود
 
مطرح شد و برخلاف مايكل كيتون و ول كيلمر كه به مرور پس رفت داشتند او
 
 روز به روز به شهرت و محبوبيتش افزوده شده است. به هر حال بتمن و
 
 رابين فيلم بسيار بدي بود كه به هيچ وجه نتوانست موفقيت آثار قبلي را
 
 تكرار كند. بدتر از همه اين كه نقش منفي فيلم با بازي استثنائا عالي آرنولد
 
 شوارتزينگر به مراتب دوست داشتني تر از بتمن به نظر مي رسيد.
 
 

كريستين بيل ، بتمن جديد سينماست. بازيگر گمنامي كه با اكران اين فيلم به بازيگر مشهوري تبديل خواهد شد

با اين شرايط بايد پذيرفت كه كريستوفر نولان جوان، وظيفه سنگيني بر عهده
 
 دارد. در بتمن آغاز مي كند به روزهاي جواني بتمن برمي گرديم و قرار است
 
 شاهد حوادث و وقايعي باشيم كه منجر به خلق شخصيت دوم بروس  وين
 
 يعني بتمن شد. سياست كمپاني برادران وارنر تاكنون بازي بازيگران نه
 
 چندان مشهور در نقش بتمن بوده است. كيتون، كيلمر و كلوني تا قبل از
 
 پوشيدن لباس بتمن هيچ كدام بازيگران مشهوري نبودند، اما اين بار يك بازيگر
 
 واقعا گم نام به نام كريستين بيل در جلد مرد خفاشي فرو رفته است. از
 
سوي ديگر هميشه بازيگران نقش هاي فرعي و منفي از ميان بازيگران
 
معروف انتخاب شده اند. جك نيكلسون در بتمن ، كريستوفر واكن، ميشل
 
 فايفر و دني دوويتو در بازگشت بتمن ، جيم كري، تامي لي جونز و نيكول
 
 كيدمن در بتمن براي هميشه و آرنولد شوارتزينگر و اما تورمن در بتمن و
 
رابين دقيقا بر مبناي همين سياست انتخاب شده اند، اما اين بار نولان در
 
 جمع و جور كردن ستارگان واقعا سنگ تمام گذاشته است. مايكل كين
 
ستاره كهنه كار سينماي بريتانيا نقش آلفرد پيش خدمت وفادار و منضبط
 
 بروس وين را بر عهده دارد و بازيگران بزرگي چون ليام نيسون، مورگان
 
فريمن، گري الدمن، روتگر  هائر و كتي هولمز در نقش هاي فرعي ظاهر
 
شده اند.

شخصيت هاي منفي بتمن و بازيگران، آن همواره اهميت زيادي داشته اند.
 
 اين بار كن واتانابه بازيگر مشهور ژاپني كه در فيلم آخرين سامورايي در كنار
 
 تام كروز ظاهر شده بود، در بتمن آغاز مي كند نقش راس الغول را بازي كرده
 
 است.

شنيده ها حاكي از اين هستند كه نولان سعي داشته فضايي مشابه فيلم
 
معروف بليد رانر ساخته ريدلي اسكات را در فيلم خود خلق كند و اگر واقعا او
 
 موفق به انجام چنين كاري شده باشد احتمالا فيلمش بيشتر به حال و
 
هواي آثار برتون پهلو خواهد زد.

علاقه مندان آثار بتمن براي ديدن قسمت پنجم اين كميك استريپ معروف بايد
 
 حدود دو ماه و نيم صبر كنند. كمپاني برادران وارنر بتمن آغاز مي كند را در
 
17 ژوئن (27 خرداد) در امريكا و كانادا روانه اكران خواهد كرد.
 
آب تیره
 
آب تيره در برابر چهار فوق العاده

وحشت والت ديزني 

در سينماي هاليوود معمولا رسم بر اين است كه از همان آغاز مراحل اوليه
 
 توليد، زمان اكران فيلم هم تعيين مي شود؛ اين كه برنامه اكران يك فيلم
 
تغيير كند و به تاخير بيفتد، چيز چندان عجيبي نيست، اما اكران زودهنگام يك
 
 فيلم از اتفاقات عجيب هاليوود است. قضيه اين جاست كه كمپاني معروف
 
 ديزني و بازوي پخش كننده اش بونا ويستا تصميم گرفته اند تا زمان اكران
 
جديدترين فيلم سينمايي خود با نام آب تيره را از 12 آگوست به 8 ژوئيه تغيير
 
 دهند. مسوولان كمپاني ديزني ادعا مي كنند كه از ديدن فيلم بعد از تدوين
 
 نهايي چنان تحت تاثير قدرت آن قرار گرفته اند كه برنامه اكران قبلي فيلم را
 
جلو انداخته اند. مسوولان ديزني مدعي شده اند كه آب تيره پتانسيل
 
فراواني براي تبديل شدن به يكي از پرفروش ترين فيلم هاي اكران تابستان را
 
 دارد و نمايش فيلم در ماه ژوئيه مي تواند تماشاگران بيشتري را جذب
 
سالن هاي سينما كند، اما در عين حال، برخي منابع نزديك به استوديوي
 
 ديزني اين تغيير زمان اكران را به وحشت مسوولان كمپاني ديزني از اكران
 
هم زمان آب تيره و فيلم جديد كمپاني فوكس با نام ۴فوق العاده نسبت
 
 مي دهند كه قرار بود با فاصله اندكي از هم اكران شوند. فيلم آب تيره يكي
 
ديگر از دوباره سازي هاي اخير هاليوود از فيلم هاي شرق آسياست و جنيفر
 
 كانلي نقش اصلي آن را بر عهده دارد.
 

شهر گناه
 
بالاخره بعداز مدت ها فيلم سين سيتي (شهر گناه) با سر و صدا و تبليغات
 
 فراوان روانه اكران شد. ضرب و زور تبليغاتي فيلم كه از ماه ها قبل آغاز شده
 
 بود، انبوهي از تماشاگران را به سالن هاي سينما كشاند تا سين سيتي با
 
 فروش 1/29 ميليون دلار، بدون رقيب، صدر جدول فروش امريكا را از آن خود
 
 سازد. ماجراي اين فيلم كه بر مبناي كميك استريپ هاي فرانك ميلر ساخته
 
 شده، در شهري تاريك و خشن رخ مي دهد و بازيگران مشهوري چون بروس
 
 ويليس، ميكي رورك، جسيكا البا، بنيتسيو دل تورو و بريتني مورفي در آن
 
ايفاي نقش كرده اند. سين سيتي توسط رابرت رودريگوئز مكزيكي و فرانك
 
 ميلر، به طور مشترك كارگرداني شده است. او كه آثاري چون از شام تا بام و
 
 تريلوژي ال مارياچي ، دسپرادو و روزي روزگاري در مكزيك را در كارنامه خود
 
 دارد، بعد از ساختن دو فيلم ضعيف بچه هاي جاسوس اين بار به سراغ حال
 
 و هواي فيلم هاي تريلر فانتزي آمده است. در اين فيلم جلوه هاي ويژه،
 
نقش بارزي برعهده داشته اند.

سالن زيبايي به كارگرداني بيلي وودراف با 6/16 ميليون دلار جايگاه دوم
 
 فروش را از آن خود ساخته است. در اين فيلم  كه شباهت هاي آشكاري به
 
 فيلم معروف آرايشگاه دارد، كويين لطيفه، آليشيا سيلورستون و اندي
 
مك داول بازي كرده اند. داستان اين فيلم بر محور حوادثي كه در يك سالن
 
 زيبايي به مديريت كويين لطيفه رخ مي دهد شكل مي گيرد. پيش بيني
 
مي شد كه اين فيلم 5/13 ميليون دلار فروش كند، اما فيلم با استقبال
 
پرشورتري روبه رو شد.

حدس بزن كي؟ يك فيلم كمدي است كه در جايگاه سوم فروش هفته
 
گذشته قرار دارد. اين فيلم كه پرفروش ترين فيلم هفته قبل محسوب
 
مي شد، با فروش 7/12 ميليون دلاري اش تا جايگاه سوم تنزل كرد تا در
 
 مجموع 3/41 ميليون دلار فروخته باشد.

كارشناسان اقتصادي پيش بيني مي كنند كه فروش كلي آثار سينمايي به
 
مرور وضعيت بهتري نيز پيدا  كند، اگر چه در مقايسه با سال قبل مجموع
 
فروش 12 فيلم برتر هفته 14 ميليون دلار افت داشته است.به هرحال سين
 
 سيتي و سالن زيبايي پتانسيل جذب تماشاگران را دارند. بايد تا هفته بعد
 
 صبر كرد.
 

جنگ ستارگان

پرونده تريلوژي جنگ ستارگان با نمايش اپيزود سوم اين مجموعه يعني انتقام

 سيث به پايان مي رسد. سايت اختصاصي جنگ ستارگان با نشاني

www.starwars.com اخيرا فاش كرد كه ردپاي كارگردان بزرگ امريكايي،

 استيون اسپيلبرگ در اين اپيزود ديده مي شود. مصاحبه اختصاصي اين

سايت با نويسنده كتابي كه چگونگي ساخت اپيزود سوم را به رشته تحرير

 درآورده نشان مي دهد كه اسپيلبرگ دست كم به عنوان مشاور در طراحي

 و كارگرداني برخي از صحنه هاي فيلم حضوري مستقيم داشته است.

مولف كتاب به خصوص به سكانس دوئل يودا و امپراتور اشاره كرده است.

 اين كه استيون اسپيلبرگ تا چه حد در جريان ساخت اين فيلم دخالت

داشته، پرسشي است كه فقط خود او و جورج لوكاس، تهيه كننده و

كارگردان فيلم مي توانند به آن پاسخ دهند. اگر چه مولف كتاب اظهار داشته

 كه لوكاس در مقام كارگردان نظرات نهايي را در مورد صحنه هاي فيلم داده

 است. استيون اسپيلبرگ و جورج لوكاس يكي از سه مرد قدرتمند صنعت

سينماي امريكا هستند (نفر سوم جيمز كامرون است) اين دو نفر دوستان

 بسيار صميمي هستند، اما تنها هم كاري مشترك آن ها كارگرداني تريلوژي

 ايندياناجونز توسط اسپيلبرگ و به تهيه كنندگي لوكاس بوده است. به هر

 حال، با توجه به دوستي قديمي آن ها، شايعات فوق چندان هم نمي تواند

 دور از ذهن باشد. فيلم جنگ ستارگان اپيزود سوم: انتقام سيث قرار است

 19 ماه مي سال 2005 (يعني كم تر از دو ماه ديگر) در امريكا روانه اكران

عمومي شود. بنابر گفته جورج لوكاس اين قسمت سياه ترين و تلخ ترين

بخش كل 6 اپيزود جنگ ستارگان محسوب مي شود.


 

 
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 21:29  توسط رز  | 

اين روزها هر صفحه سينمايي را كه در اينترنت باز كنيد يكي دو خبر بارداري

 هنرپيشه‌ها را حتماً‌ خواهيد ديد. اما در اين غوغاي بچه‌دار شدن هنرپيشه‌ها

 نيكول كيدمن، هنرپيشه اسكاري، مي‌گويد؛بزرگترين دلواپسي‌اش اين است

 كه ديگر نتواند بچه‌دار شود. البته او در حال حاضر دو كودك به نام‌هاي ايزابلا

 و كانر را كه هنگام زندگي با تام كروز، به فرزندي پذيرفته سرپرستي

 مي‌كند. اما به گفته خود او داشتن فرزندي كه خود وي به دنيا آورده باشد،

برايش بسيار لذت بخش است.


كيدمن كه در حال حاضر 37 سال دارد، سال 2001، يعني درست در زماني

 كه در حال انجام تشريفات جدايي از تام كروز بود، به طور ناخواسته سقط

جنين كرد و از اين حيث نيز ضربه روحي شديدي خورد. طوري كه تا مدتها به

 قول خودش همه جا در نظرش تيره و تار بود.


كيدمن مي‌گويد: دلم مي‌خواهد دوباره ازدواج كنم. من زندگي خانوادگي را

 خيلي دوست دارم. دلم مي‌خواهد بچه‌اي از خودم داشته باشم و در كنار

يك همسر خوب او را بزرگ كنم.


مت دركنار بن پير مي شود


طي يكي دوسال اخير روزي نبوده است كه خبري در مورد ازدواج بن‌افلك با

جنيفر لوپز و حالا جنيفر گاردنر شنيده نشود. اما حالا مت ديمن آب پاكي را

روي دست همه ريخت و حرف‌هايي زد كه نشان مي‌دهد نه او و نه بن‌افلك

خيال ازدواج ندارد. او گفته است: خيلي راحت مي‌توانم تصور كنم كه چگونه

من و بن افلك در كنار هم پير مي‌شديم.ما دوستان خيلي خوبي هستيم و از

 اين پس هيچ زني نخواهد توانست بين من و بن افلك قرار گيرد.

 
او كه در دوران نامزدي بن افلك با جنيفرلوپز و پس از آن همواره دوست و يارو

 ياور نزديك بن افلك بوده است، مي‌گويد: من نيز تا چندي پيش نامزدي

داشتم. ما دو سال و نيم نامزد بوديم اما بعد قضيه به هم خورد وحالا قصد

دارم كنار بن پير شوم

برگرفته از مجله اینترنتی تپش

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 16:39  توسط رز  | 

 

 

در هالیوود هر ماه رکورد ها شکسته می شوند و رکورد های جدیدی ثبت می گردنددر ماه می 2002

 

هنگامی که مرد عنکبوتی در سینما های آمریکا به نمایش درامد به فروشی با رقم نجومی 115

 

میلیون دلار در اولین هفته ی نمایش خود دست یافت که هیچ فیلمی موفق به بدست آوردن چنین

 

 فروشی نشده بودبعد از حادثه ی یازده سپتامبر مردم آمریکا خود را نیازمند چنین قهرمانانی می

 

 دیدندو همین موضوع مرد عنکبوتی را به پدیده ای بزرگ برای آنها تبدیل کرد  در واقع مرد

 

عنکبوتی همان چیزی بود که آمریکاییها می خواستند باشند شخصیتی که اعتماد به نفس لازم در خو

 

د نمی یابد و با اینکه همیشه سعی می کند کارهای درستی انجام دهد اما در مورد صحیح بودن

 

کارهایش مطمئن نیست موقعیتش او را دائما مجبور می کند که بین کمک به خود یا دیگران یکی را

 

انتخاب کند وبا وجود اینکه بسیار قوی به نظر میرسد بسیار آسیب پذیر است  در مرد عنکبوتی 2

 

شاهد دشوارتر شدن زندگی برای پیتر پارکر هستیم  او هم چنان در پی جنایتکاران است اما نیرویش کا

 

 هش یافته است در کلاس های کالجش موفق عمل نمیکند  از کارش اخراج شده و بهترین دوستش

 

هری آزبورن و تنها عشق حقیقیش مری جین واتسون را با خود بیگانه کرده است او در پی یافتن یک

 

 زندگی معمولی به قهرمانی های خود خاتمه میدهد اما با مشاهده ی تهدیداتی که از سوی دکتر اتو

 

اکتاویوس که در پی به وجود آمدن حادثه ای در آزمایشگاهش چهار بازوی ماشینی او در اختیار خود

 

 گرفته اند برای شهر منهتن به وجود آمده است شخصیت مرد عنکبوتی را در خود زنده می کند و

 

دست از خواسته های درونی خویش می کشد سم ریمی کارگردان این فیلم می گوید:" این مجموعه

 

داستان شخصیتی است که برای رسیدن به آرمان خود تلاش می کند اما آنرا امکان ناپذیر می یابد پیتر

 

 فکر می کند بایستی این مسیر را به تنهایی بپیماید در حالی که این موضوع را درک نمی کند که عشق

 

 در این است که همه ی مشکلات با دیگری تقسیم گردد نه اینکه طرف مقابل را از دیدن واقعیات

 

محروم کردهنگامی که ریمی در سال 2000 مگوایر را برای ایفای نقش پیتر پارکر در نظر گرفت

 

 تصمیم داشت که با بعضی منتقدان در این باره صحبت کند این بازیگر جوان در درامهای هنری و

 

 احساساتی مانند "طوفان یخی "و "مقررات خانه ی سیدر" خوش درخشید اما شایسته ی ایفای نقش

 

 یک قهرمان نبود و با وجود اینکه فروش گیشه را تضمین نمی کرد سرانجام رضایت کمپانی کلمبیا را

 

برای امضای قرارداد سه فیلم به دست آورد این در حالی بود که او برای اولین فیلمش تنها 4 میلیون

 

دستمزد گرفت  اگر چه سرانجام کمپانی کلمبیا برای فیلم مرد عنکبوتی پاداشی به مبلغ 4 میلیون دلار

 

 برای او در نظر گرفت برای مگوایر نامعقول نبود که تصور کند شایسته ی دستمزد بیشتری است

 

دستمزد وی در سیبیسکوییت به 12 میلیون دلار افزایش یافت اما کمپانی کلنبیا با درخواست وکیل وی

 

 که مبنی بر دریافت 25 میلیون دلار یا 10%سود ناخالص بود مخالفت کرد او برای سیبیسکوییت

 

هفته ای 6 روز و روزانه 14 ساعت کار می کرد و همین روند بر شدت درد ستون فقرات وی

 

افزودسرانجام کمپانی کلمبیا با پرداخت 17 میلیون دلار به او موافقت کرد ریمی بیان میکند :"او می

 

 پرد میدود و خود را از روی دیوار ها پرتاب میکند و این در حالی است که دکتر او اظهار کرده است

 

 که اگر صدمه ی جدی به ستون فقرات او وارد آید میتواند موجب فلج شدن او گردد"وهم چنین اضاف

 

ه می کند:"من از یک بازیگر انجام کاری را که موجب به وجود آمدن یک آسیب جدی و دائمی برای

 

وی می گردد نمی خواهمو کاری نمی کنم که فیلمم به خطر بیفتد به همین دلیل مجبور به از دست دادن

 

 توبی هستم " مگوایر علاقه ی زیادی برای باقی ماندن در این نقش داشت از اینرو از دکتر ها

 

خواست تا ریمی و کمپانی کلمبیا را مجاب کنند که او توانایی ایفای این نقش را دارد به زودی گزارش

 

 های جدید پزشکی نشان داد که مگوایر قادر به ایفای این نقش هست ودر ملاقاتی که در مارس

 

2003میان وی , پاسکال وریمی انجام گرفت همه ی مشکلات برطرف شد و مگوایر مجددا استخدام

 

شد نکته ی جالب در رابطه با doc ock دکتر اکتاویوس این است که ریمی و گروهش طراحی ockرا

 

 ماهها قبل از پایان فیلم نامه آغاز کردند که نتیجه ی آن هم آمیزه ای یکپارچه از ماشین و انسان است

 

 با وجود اینکه  تصاویری که در فیلم مشاهده می شود شامل همه ی سکانس های فیلمبرداری شده

 

نیست وعظمت وزیبایی وشگفت انگیزی این صحنه ها

 

 

 

را به نمایش نمی گذارد این قدرت را داشته است که مرد عنکبوتی 2 را به جایگاهی  بالاتر از آنچه قبلا

 

به دست آ ورده و یا هر ژانر قهرمانی دیگری صاحب آن بوده است ارتقا دهد سم ریمی از مایکل کابون

 

 برنده ی جایزه ی ادبی پولیتزر و آلوین سارگنت نویسنده ی کتاب "مردم عادی" برای نوشتن داستان

 

 مرد عنکبوتی دعوت به همکاری کرد سارگنت میگوید من داستانهای کمدی نمی نویسم اما شخصیت

 

 پیتر پارکر برایم خیلی جذاب وجالب بود شخصیتی که همه ی مانع ها را از سر راه بر میدارد قهرمانی

 

 تنها که خود را مسئول مرگ عمویش میداند و تنها آرزویش بودن در کنار دختری است که دوستش

 

 دارداین یک داستان بزرگ است داستانی اسطوره ای که همین مسئله دلیل زنده ماندن آن برای 4 دهه

 

 در میان مردم است استن لی که  در سال 1961 به همراه استو دیتکوشخصیت پیتر پارکر را خلق کرد

 

 میگوید:" من سعی کردم که کلیشه ی کتاب های کمدی را در هم بشکنم قهرمان نوجوانی که مشکلات

 

شخصی دارد و به دلیل احساس گناهی که در وجودش رخنه کرده هیچگاه تصور غلبه بر تبهکاران

 

شرور و به دست آوردن یک پیروزی بزرگ را هم نمی کندچنین قهرمانی که تا به حال به تصویر

 

کشیده نشده است " داستان مرد عنکبوتی  در قسمت سوم آن ادامه خواهد یافت مگوایر ودانست

 

قراردادی برای بازی در این فیلم به امضا رسانده اند و ریمی هم هم اکنون در حال کار کردن روی فیل

 

م نامه ی قسمت سوم است که بایستی برای سال 2007 آماده باشد  دانست در پاسخ این سوال که آی

 

ا برای شما حق انتخابی برای بازی بعد از قسمت سوم وجود دارد ؟ گفت متاسفانه برای دانست نه ,

 

قسمت سوم کافی است , اگر آنها بخواهند شخص دیگری را به کار گیرند من کنار می کشم ,این خیلی

 

 خوب است من نمی خواهم فقط به عنوان مری جین  شناخته شوم من مطمئنم که اگر سم بفهمد که من

 

 نمی خواهم این کار را انجام دهم سکته ی قلبی خواهد کرد  اما ریمی درباره ی سنجش میزان موفقیت

 

 فیلم میگوید مسلما استودیو خیلی علاقمند است که فیلم رکورد قبلی خود را بشکنداما من در مورد

 

میزان موفقیت فیلم از روی عکس العمل افرادی که با آنها در ارتباط هستم قضاوت میکنم  

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384ساعت 8:55  توسط رز  | 

دمی مور

 

چرا دمی مور حامله سیگار میکشه؟آیا اشتون شوهرش از این موضوع ناراحته؟

 

Ashton Kutcher 27 ساله وعشقش Demi Moore 42 ساله در بعد از ظهر روز عید

 

 شکرگذاری خبر این حاملگی رو اعلام کردند گویا اشتون سعی میکنه دمی رو متقاعد کنه

 

 که سیگار برای بچه ضرر داره دمی 3 دختر از شوهر سابقش Bruce Willis داره اشتون

 

 گفته دمی به طرز وحشتناکی از چاق شدن می ترسه و به همین دلیل روزی نصف بسته

 

سیگار میکشه

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1384ساعت 21:14  توسط رز  | 

« جنيفر آنيستون » خانه را تصاحب كرد.

« جنيفر آنيستون » هنرپيشه خبرساز هاليوود خانه 14 ميليون دلاري را در مبارزه با همسر سابق از آن خود كرد.

آنيستون » سرانجام « براد پيت » را در مبارزه حقوقي شكست داد و مالكيت خانه 14 ميليون دلاري را به خود اختصاص داد . اين زوج خانه مذكور را دو سال قبل بازسازي كرده بودند و قصد فروش آن را داشتند. ظاهراً « جنيفر آنيستون » حاضر شده تا با تملك خانه از ساير حقوق خود گذشت كند.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 20:33  توسط رز  | 

 

نمایش آثار باستانی ایران ( تخت جمشید) در فیلم ترو(Troy) و منتسب کردن این آثار به یونان

 

کار بر روی فیلمنامه "مرد عنکبوتی سه" ادامه دارد

 

"سام ریمی"، کارگردان مطرح مجموعه فیلمهای"مرد عنکبوتی " اعلام کرد که درحال حاضر برروی فیلمنامه قسمت سوم فیلم " مرد عنکبوتی" کارمی کند.

به گزارش خبرنگارسینمایی "مهر" وی دراین مورد گفت :"من وبرادرم ایوان نگارش پنجاه صفحه ازفیلمنامه را به پایان رسانده ایم وچندی پیش فیلمنامه را به طراحان جلوه های ویژه دادم تا ببینم چه میزان ازصحنه های آن رامی توانند به مدد کامپیوترطراحی کنند."
"ریمی" درادامه صحبتهایش افزود :"پس ازاینکه طرح ابتدایی پایان یابد آن را دراختیارالوین سارگنت قرارمی دهیم تا فیلمنامه نهایی را تنظیم کند. تجربه همکاری با وی درفیلم مرد عنکبوتی دوبسیاردلپذیربود."
این فیلمسازبا اشاره به اینکه هنوزمطمئن نیست باید ازکدامیک ازکاراکترهای منفی داستان به عنوان ضد قهرمان فیلمش استفاده کند، گفت :"صادقانه بگویم هنوزدراین مورد تصمیمی نگرفته ام . دوست دارم درسفری که پیترپارکردرپیش دارد، وی را همراهی کنم .هرزمانی که مسیرش شکل گرفت، موانعی را سرراهش قرارمی دهم و این دقیقا همان کاری است که نویسندگان درام درپیش می گیرند."
فیلم "مرد عنکبوتی سه" روز چهارم ماه می سال 2007 به نمایش درمی آید.

 

توماس هادن چرچ به فیلم مرد عنکبوتی سه می پیوندد

 

" توماس هادن چرچ "، هنرپیشه ای که با ایفای نقش در فیلم " خیابانهای یک طرفه " تحسین منتقدان را برانگیخت ، مذاکرات را برای حضور در فیلم " مرد عنکبوتی سه " آغاز کرد.

به گزارش خبرنگارسینمایی " مهر"، این هنرپیشه اعلام کرد که به احتمال بسیاردرنقش منفی فیلم " مرد عنکبوتی سه " حاضرمی شود .
خبر حضور این هنرپیشه در این پروژه درشرایطی منتشرشد که " سام ریمی "، کارگردان این اثر تمامی تلاشش را به کارگرفته تا جزییات مربوط به پروژه " مرد عنکبوتی سه " و هنرپیشگان آن را مخفی نگهدارد. شنیده ها حاکی از این است که او در این فیلم نقش " مرد شنی " را بازی می کند.

 

نگاهي به فيلم «حلقه ۲» ساخته هيدئوناكاتا

 
بازگشت قاتل ويدئويي

 
جان گراهام

فيلم «حلقه ۲» (كه به «زنگ تلفن» هم مشهور است) توسط هيدئو ناكاتا
 
فيلمساز سرشناس ژاپني كارگرداني شده است. او دو نسخه اصلي همين
 
 فيلم (قسمت اول و دوم آن) را در كشورش ژاپن ساخته است. قسمت اول
 
نسخه آمريكايي راگور وربينسكي كارگرداني كرد و ساخت قسمت دوم به
 
 نائوم مورو واگذار شد. اما اين فيلمساز (كه قبل از اين چند آگهي تلويزيوني
 
 ويدئوكليپ كارگرداني كرده بود) بر سر نوع ساخت فيلم با كمپاني دريم وركز
 
 اختلاف پيدا كرد و همين مسئله باعث شد تا دريم وركز او را از اين پروژه
 
بركنار كند.

كمپاني دريم وركز كارگرداني قسمت دوم را به ناكاتا كه خالق اصلي اين اثر
 
 بود، سپرد. فيلمنامه فيلم را هيروشي تاكاهاشي براساس قصه كتاب
 
كوجي سوزوكي نوشته است. به هر حال، نبايد فراموش كنيم كه قصه
 
فيلمنامه قسمت دوم فيلم بسيار شبيه «حلقه ۲» ژاپني است
 

 

 
در تبليغات اين فيلم ترسناك دلهره آور كه حال هوايي درام و پررمز و راز دارد،

 آمده است: «ترس و وحشت دايره خود را كامل مي كند.» نائومي واتس كه

 با قسمت اول فيلم دو سال قبل به شهرت فراواني دست پيدا كرد، يك بار

 ديگر نقش راشل كلر روزنامه نگار سمج را بازي مي كند. همبازيهاي او در

 فيلم عبارتند از: سايمن بيكر (در نقش مكس رورك)، ديويد دورفمن (آيدان

كلر)، اليزابت پركينز (دكتر اماتمپل)، گري كول (مارتين ساويد)، سيسي

اسپيسك (اولين)، راين مريمن (جيك)، اميلي ون كمپ (اميلي)، كلي اورتن

(بتسي)، جيمز لسور (دكتر)، دوايت چيس (سامارا در فيلمهاي آرشيوي)،

 كلي استابلز (ساماراي شيطاني)، كوپر تورنتن (پدر اميلي)، مارلين مك

 اينتاير (مادر اميلي) و جسه برچ (گزارشگر مرد).


نمايش «حلقه ۲» به خاطر صحنه ترسناك آن براي افراد زير سيزده سال

 ممنوع اعلام شد. فيلم مثل قسمت اول آن صد و يازده دقيقه است. قصه

 فيلم شش ماه بعد از ماجراهاي قسمت اول فيلم رخ مي دهد. در پايان

قسمت اول دختر شبح گونه نوار ويديويي همسر سابق راشل را به قتل

مي رساند. راشل متوجه مي شود براي اينكه پسرش زنده بماند، بايد به او

كمك كند تا يك نسخه تازه از نوار ويدئويي قاتل را تكثير كند. آيدان پسر راشل

 فيلم را با اين پرسش به پايان مي برد كه اگر كس ديگري اين نوار را تماشا

كند چه خواهد شد؟ اما راشل جوابي به اين سئوال نمي دهد

نمي دهد.


شش ماه از حوادث تلخ و باورنكردني مربوط به نوار ويدئويي قاتل گذشته

است. راشل دوباره به زندگي عادي خود برگشته و به نظر مي رسد كه

حوادث وحشتناك قبلي را فراموش كرده است. اما نشانه هاي تازه اي پديدار

 مي شود كه حكايت از حضور يك نيروي شيطاني جديد مي كند كه در

تاريكي حضور دارد.


راشل براي فرار از خاطرات بد گذشته شهر سياتل (محل زندگي خود) را ترك

 كرده و همراه پسرش راهي منطقه اي دور شده است. اين منطقه يك شهر

 كوچك ساحلي است. چنين به نظر مي رسد كه او مي تواند در اين محل

 زندگي تازه اي را شروع كند. ولي آرامش راشل مدت زمان زيادي دوام

نمي آورد. زماني كه راشل در محل رخداد يك جنايت حاضر مي شود، آرامش

 او به هم ريزد و وي با شوك و نگراني متوجه يك واقعيت تازه مي شود.


در محل جنايت او يك نوار ويدئويي پيدا مي كند كه هيچ علامت و نشانه اي

روي آن قرار ندارد. اين نوار براي او خيلي آشنا به نظر مي رسد. در حقيقت

نوار فوق همان نوار قاتل قبلي است كه شش ماه پيش باعث مرگ تعداد

زيادي از افراد دوروبر راشل شده است. راشل متوجه مي شود كه ساماراي

 انتقامجو (همان دخترك كوچولوي قاتل نوار ويدئويي قسمت اول فيلم)

دوباره برگشته است و اين باربراي كشتن آدمها مصمم تر از گذشته است. با

 پيدا شدن اين نوار ويدئويي راشل مي فهمد دور تازه اي از وحشت و مرگ فرا

 رسيده است.
صنعت سينما چند سالي است كه به فكر دوباره سازي فيلمهاي موفق

كشورهاي كوچك افتاده است (و چنين به نظر مي رسد كه اين امر ديگر اين

روزها خودش تبديل به يك صنعت شده است) اين كار از نظر اقتصادي مقرون

 به صرفه است و اين طور به نظر مي رسد كه آدمهايي در هاليوود متقاعد

 شده اند كه تماشاگرانشان از تماشاي نسخه هاي دوباره سازي شده

 فيلمهاي ترسناك ژاپن هيجان زده مي شوند. آيا حقيقتاً اگر بازيگران زن

آمريكايي جايگزين بازيگران زن ژاپني شوند و آدمها در فيلم انگليسي صحبت

 كنند، آن فيلم تبديل به كار بهتر و ديدني تري خواهد شد؟


واقعيت امر اين است كه اين فيلمها در دوباره سازي آمريكايي خود تغييرات

 زيادي نمي كنند و هاليوودنشينان نمي توانند كار خيلي زيادي روي آن انجام

 دهند. البته نائومي واتس استراليايي تبار مي تواند از ساخت و توليد اين نوع

 فيلمها دفاع كند (و البته او را به خاطر بازي در چنين فيلمي هم مي توان

بخشيد) او با اين فيلم تبديل به يكي از چهره هاي مطرح روز سينما شد و

 نشان داد كه به جز فيلمهاي غيرمتعارف و هنري، مي تواند بازيگر محصولات

 عامه پسند تجاري هم باشد. «حلقه» براي او موفقيتي به همراه آورد كه

كسي مثل پيتر جكسن براي پروژه جاه طلبانه و پرخرج خود «كينگ كونگ» او

 را براي نقش اصلي انتخاب كرد.


«حلقه ۲» در مقايسه با قسمت اول آن حرف تازه اي براي گفتن ندارد. قصه

 فيلم خيلي شبيه قصه قسمت قبلي است و دست كارگردان از همان

 صحنه هاي آغازين براي تماشاگرانش رو است. به همين دليل اگر تماشاچي

 كمي زرنگ باشد از ديدن صحنه هاي به ظاهر ترسناك فيلم نخواهد ترسيد.

 او مشابه آن را در قسمت اول ديده و خيلي خوب مي داند كه چه حوادثي در

 پيش رو خواهد بود. تلاش كارگردان براي وارد كردن عنصر جديد به قصه

 فيلمش كمي دير صورت مي گيرد و به همين دليل شايد پايان فيلم كمي

 شوك آور باشد. اتفاقات سكانس آخر فيلم تماشاچي را متوجه مسائل

 تازه اي مي كند كه باعث تعجب او مي شود. اما اين صحنه ها كمي دير از

راه مي رسند.


هنگام تماشاي فيلمي مثل «حلقه ۲» بايد به حال و هواي پررمز و راز آن دل

 داد. اگر قراردادهايي را كه كارگردان با ما مي گذارد بپذيريم، تماشاي فيلم

جذاب خواهد بود. اما اگر اين قراردادها را نپذيريم، فيلم تبديل به كاري

خسته كننده و كشدار خواهد شد. من هنوز هم نتوانسته ام وجود يك نوار

 ويدئويي قاتل را قبول كنم. ولي مثل اين كه بسياري از تماشاگران فيلم

وجود اين نوار را قبول و باور دارند!

 

فيلم جديد مارتين اسكورسيزي بازيگر اصلي خانم خود را پيدا كرد.


ورا فارميگا نقش اصلي زن فيلم درام گنگستري «از دست رفته» را بازي مي

 كند.


در فيلم او نقش مقابل ليوناردو دي كاپريو و مت ديمون را به عهده دارد.

تماشاگران و دوستداران سينما اين بازيگر را به خاطر حضورش در مجموعه

تلويزيوني «فرشتگان آهني» به ياد مي آورند.


وي هم چنين بازيگر مجموعه «تماس شيطان» هم بوده كه عمر كوتاهي

داشت و عدم استقبال تماشاگران از آن ، باعث توقف پخش آن شد.


نقشي كه فارميگا در فيلم بازي مي كند مثبت نيست. در فيلمهاي گنگستري

 در كنار شخصيت هاي مثبت و منفي معمولا كاراكتر زني وجود دارد كه

 بيشتر با آدم هاي منفي ماجرا همراه است ، ولي دلبستگي اش به

 شخصيت اصلي ماجرا باعث مي شود تا به آدمهاي بد ماجرا خيانت كند.

 شخصيت فارميگا هم در فيلم همين گونه است.


فيلم كه توسط كمپاني برادران وارنر تهيه مي شود درباره يك افسر پليس

 جوان است كه با لباس مبدل وارد دنياي خلافكاران ايرلندي مي شود. در

همان زمان گروه خلافكاران يك جاسوس وارد دستگاه پليس مي كنند. اين

 جاسوس اعضاي باند را در جريان حضور يك مامور پليس در جمع آنها مي

گذارد.

اين فيلم دوباره سازي يك كار پليسي پرفروش هنگ كنگي به نام

«موضوعات داخلي» است كه سه سال پيش در اين كشور آسيايي به روي

 پرده سينماها رفت. در نسخه جديد جك نيكلسن هم در يكي از نقشهاي

اصلي بازي مي كند.

 

" کاترین زتا جونز " خبر ایفای نقش درفیلم "دالاس" را تکذیب کرد

 

به گزارش خبرنگارسینمایی " مهر" این هنرپیشه که فیلمهای مطرح " سودا "،" ماسک

 

زورو" و" شیکاگو" را درکارنامه هنری اش ثبت کرده اعلام کرد که خبرحضور وی درفیلم "

 

دالاس " که بازسازی درام کلاسیک تلوزیون است ، شایعه ای بیش نیست.


این درحالیست که مطبوعات چندی پیش اعلام کردند که این بازیگراسکاری توافق کرده است که

 

 نقش " پاملا ایوینگ " را دراین فیلم احیا کند.


سخنگوی " زتا جونز " درتکذیب این خبرگفت :" این خبرکذب محض است .این هنرپیشه

 

هرگزپیرامون حضوردراین پروژه با کسی وارد مذاکره نشده است

 


فیلم " دالاس " 14 سال پس ازپخش آخرین اپیزود ازاین مجموعه ساخته می شود .این اثرکه

 

 به احتمال بسیارازحضور" براد پیت " درنقش محوری سود می جوید درماه های واپسین سال

 

 جاری کلید می خورد.

 

مروری بر چند فیلم

 

 

فيلم «کينگ کنگ»135 دقيقه

 

شرکت پتراکس گروهي را براي يافتن منابع نفتي به جزيره اسکول مي فرستد.
رئيس گروه و يکي از دانشمندان معتقدند که بخار اطراف جزيره مربوط به

 

 منابع نفتي است ، اما جک که فسيل شناس است آن را مربوط به گوريلي

 

 عظيم الجثه به نام «کنگ» مي داند. مدتي بعد درستي حرفهاي جک ثابت

 

 مي شود و رئيس گروه که دريافته استفاده از منابع نفتي جزيره امکانپذير

 

نيست ، تصميم مي گيرد «کنگ» را براي مقاصد تبليغاتي خود اسير کند و...

 

در دوبله اين فيلم منوچهر اسماعيلي به جاي جف بريجز (جک) و زهره

 

شکوفنده به جاي جسيکا لنگ (دوان) صحبت کرده است.

 


 

 

فيلم «تصوير يک بانو» ساخته جين کمپيون

 

ايزابل آرچر زني امريکايي است که صاحب ارث فراواني شده است.

او در سفر به اروپا با مردي به نام گيلبرت آشنا مي شود و با وي ازدواج مي

 

 کند. ايزابل پس از مدتي مي فهمد گيلبرت که دلال عتيقه جات است ، او را

 

 به چشم جنسي عتيقه نگاه مي کند. ايزابل هنگامي که مي فهمد گيلبرت

 

با دوستش مرل رابطه دارد ، زندگي ناخوشايند خود را رها مي کند و نزد

 

رالف ، پسرعموي بيمارش مي رود. آنها متوجه مي شوند که چقدر به

 

 همديگر علاقه داشته اند ، اما علاقه آنها سرانجام خوشي ندارد، زيرا رالف

 

آخرين نفس هايش را مي کشد.

 

 

فيلم «ساعات نااميدي» 105دقيقه

 

( بازسازي فيلمي به همين نام ساخته ويليام وايلر)

 

تبهکاري به نام مايکل با کمک وکيلش از زندان فرار مي کند و با 2نفر از

 

همکارانش در خانه نورا پنهان مي شود. او مي کوشد راهي براي فرار پيدا

 

 کند و تيم نيز مي کوشد نورا، همسر سابقش را نجات دهد. پليس که خانه

 

 نورا را مخفيانه محاصره کرده است ، تصميم مي گيرد وکيل مايکل را با يک

 

 ميکروفون مخفي به داخل خانه بفرستد و...

 

 

«ناقوس بيگناهان»

 

هواپيمايي که حامل تعدادي انجيل است در يکي از مناطق دورافتاده مکزيک

 

 سقوط مي کند. 3نفر از ماموران حمل انجيل که زنده مانده اند ، پس از

 

راهپيمايي طولاني به دهکده اي عجيب مي رسند. در اين دهکده هيچ کس

 

 با آنها حرف نمي زند. آنها متوجه مي شوند که شياطين دهکده را تسخير

 

 کرده اند و مي خواهند آنها را نيز منحرف کنند و...

 

2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1384ساعت 21:47  توسط رز  | 

 به نظر شما آنیستون با کی قرار بزاره بهتره؟

میدونین که براد پیت و جنیفر آنیستون از هم جدا شده اند مجله استار نظر خواهی کرده که حالا

 آنیستون با کی قرار بزاره بهتره این مجله کاندید هم معرفی کرده

تام کروز -  بروس ویلیس – جان استاموس -  جک وایت – وینس وان

و در این بین جان استاموس گوی رقبت را از بقیه ربوده است و فاصله چشمگیری از تام کروز دارد او

 جذابترین مرد مجرد تلویزیون آمریکاست باید منتظر باشیم تا ببینیم آنیستون کی رو میخواد

چه میکنه این براد پیت با روزگار مجردی؟؟؟

Brad Pitt & Angelina Jolie

در حالیکه می خواهند با هم در انظار دیده نشوند ولی چه کنند که دیده می شوند

ساله 3Maddox

پسر کوچک آنجلینا هم از بازی با براد لذت می برد(آخه از شما چه پنهون براد بچه خیلی دوس داره ) و     مادرش هم از تماشای آندو

آنجلینا و براد در ضمن فیلمبرداری فیلم خانم و آقای اسمیت در کالیفرنیا و ایتالیا خیلی به هم نزدیک شدند و

 براد به او گفت کاش جنیفر و من هم آنچه را که تو داری داشتیم آنها سه نفری ساندویج میخورند حتی براد

 او و پسرش را با ماشین شخصی خود میرسانداین ماجرا فیلمبرداری شده بوده است و شب هنگامیکه

آنیستون برای دریافت جایزه "هنرپیشه زن سال "خود به آنجا میرود همه چیز را میبیند و میگوید "من

عاشق چه بوده ام این معانی زیادی دارد" تمام این ماجرا را یک شاهد عینی گفته است

 

  

 

  

آیا جرج کلونی همسایه خوبی نیست؟

جرج کلونی یکی از بزرگترین زمینداران ایتالیا شده است و مورد توجه ساکنین Laglio است که

 دهکده ای درساحل دریاچه Como است جرج چندین سال پیش در آنجا ویلائی خریده بود او تصمیم

 دارد کلیه سواحل مخصوص حمام آفتاب را خریداری کند اما افراد محلی از این موضوع استقبال

 نکرده اند آنها معتقدند جرج صرف داشتن پول وشهرت نمی تواند هر چه خواست بدست آورد ممکن

است بعدا وی بخواهد کل شهر را بخرد

 

رقابت اصلی بین فیلمهای بهاره است

بهار امسال پر است از فیلم های جالب وای همه از قسمت سوم جنگ ستاره ها( انتقام سیت) صحبت می کنند

جواب این سوال که آیا جرج لوکاس طرفداران را راضی می کند و یا نه در روز 19 می که این فیلم

اکران می شود داده خواهد شد بهار امسال تابستان جدیدی شده چون اکثر کارگردانان برای رهائی از

 ترافیک اکران در تابستان تصمیم به اکران فیلمهای خود در بهار گرفته اند

نام فیلم :The Longest Yard

بازیگران:Adam Sandler &Chris Rock

May 27, 2005 تاریخ اکران :  

 نام فیلم : “Hitchhiker's Guide to the Galaxy

کار گردان:Garth Jennings

April 29th, 2005 تاریخ اکران :

 

نام فیلم :Kingdom of Heaven

کارگردان: Ridley Scott

 نام فیلم :Cinderella Man

کارگردان: “Ron Howard

Russell Crowe بازیگر:

  

APRIL 1ST

 

Sin City شهر گناه

 

بازیگران :Bruce Willis, Jessica Alba, Mickey Rourke, Jaime King, Clive Owen,

 

 Brittany Murphy, Rosario Dawson, Benicio Del Toro, Elijah Wood, Josh Hartnett,

 

Nick Stahl, Michael Clarke Duncan, Michael Madsen, Michael Douglas,

 

Christopher Walken

 

 کارگردان: Robert Rodriguez, Frank Miller

 

داستان : این فیلم بر اساس ناول گرافیک Frank Miller ساخته شده است که سه داستان خشن را در

 

“Sin City.”  روایت می کند در یکی Rourke نقش یک اغتشاشگر خیابانی را ایفا می کند که سعی

 

 می کند قاتل دخترش(King را بیابد

 

دیگری پلیسی Willisاست که از کسی(Alba) محافظت می کند وآخری Owen عاشق نهانی

 

Murphy  است که شبها را به مراقبت از Rosario Dawson ودخترانش

(Devon Aoki و

Alexis Bledel)  ودعوا باپسر بدی Del Toro می گذراند

 

حاشیه: زمانیکه کتابهای کمیک نظیر “Spider-Man” & “Hellboy,”(مرد عنکبوتی و پسر

 

 جهنمی)در هالیوود مطرح شدند اینک “Sin City”(شهر گناه) با نمایش موزیکال خود قصد مدعی

 

شدن دارد

 

وب سایت فیلم : http://www.sincitythemovie.com

 

 

APRIL 8TH

 

“Fever Pitch” هیجان زمین بازی

 

 بازیگران: Drew Barrymore, Jimmy Fallon, Lenny Clarke, Jack Kehler, James B.

 

Sikking 


 کارگردان
: Bobby Farrelly, Peter Farrelly

 

داستان : کمدی رمانتیکی است درباره زن تاجری Barrymore)  که عاشق یک معلم دبیرستان

 

 (Fallon). می شود همه چیز عالی است تا زمانیکه فصل بیسبال آغاز می شود Fallon هوادار

 

 rabid Boston Red Soxاست آیا عشق آنها از وسواس فکری Fallon راهی به آینده میابد؟

 

 



 

 

Sahara ساهارا

: بازیگران

 

Matthew McConaughey, Steve Zahn, Penelope Cruz, Lambert Wilson, Glynn

 

 Turman, Delroy Lindo, William H. Macy

 

:Breck Eisner کارگردان

 

داستان: McConaughey در نقش Clive Cusslerقصد نجات جهان از فاجعه آب و هوائی را

 

 داردودر این بین به Dr. Eva Rojas (Cruz)اظهار عشق می کند و ...

 

وب سایت فیلم: http://www.saharamovie.com/

 

 “Winter Solstice” انقلاب زمستانی

 

 بازیگران: Anthony LaPaglia, Aaron Stanford, Mark Webber, Allison Janney, Ron

 

Livingston, Michelle Monaghan, Brendan Sexton III, Ebon Moss-Bachrach

 کارگردان: Josh Sternfeld

 

داستان: LaPagliaپلیسی بیوه است که دو پسر دارد Gabe) &( Pete او همیشه در فکر همسر از

 

 دست رفته خود است

 

Gabe (Stanford) می خواهد علیرغم مخالفت دوست دخترش (Monaghan) به میامی برود

 

Pete (Webber) در مدرسه اش ماجراهائی پیش میاورد و...

 

وب سایت فیلم: http://www.paramountclassics.com/winter/

 

 

 “Eros” اروس= صورت کودک بالدار غرائز شهوانی انسان

 بازیگران: Alan Arkin, Christopher Buchholz, Chen Chang, Robert Downey Jr., Li

 

Gong, Ele Keats, Cecilia Luci, Regina Nemni, Luisa Ranieri


 کارگردان
: Michelangelo Antonioni, Steven Soderbergh, Kar Wai Wong

 

داستان: سه کارگردان هر یک در یک فیلم عشق وسکس برای ایجاد یک تراژدی شرکت می کنند

 

 داستان Antonioniروی ménage-a-trios در Tuscany تمرکز می کند در فیلم

 

Kar Wai Wong’sدختری Gong Li داستان را شکل میدهد وداستان Soderbergh درباره مدیر

 

عامل خسته

 

ای (Downey Jr.)است که رویاهای شهوانی خود رابرای یک روانپزشک(Arkin) تعریف می کند

 

حاشیه : انتظار نمی رود که این فیلم موفقیت (“New York Stories,” “Four Rooms”). را پیدا کند

 

فیلم های قبل این کارگردانان

 

Antonioni :(“Blowup” “Zabriskie Point”)

 

 Kar Wai Wong:(“In the Mood for Love” “Chungking Express”) هوای عشق)-اظهارات شاه )

 

Soderbergh :(“Traffic” “Ocean’s Twelve”)(قاچاق -دوازده یار اوشن)




 

 

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1384ساعت 17:10  توسط رز  | 

هری پاتر

 

از ياد بردن ماجراها، اسرار و جادوهاي «هري پاتر» تقريباً غيرممكن است. جادو در دنياي «هري پاتر» كاملاً طبيعي به نظر مي رسد،اما همه اين جادوها و اتفاق ها شايد در دنياي واقعي ما هم اتفاق بيفتد؛ دنياي علم و فن آوري. در اين جا نگاهي مي اندازيم به چند نكته از داستان هاي «هري پاتر» و جايگاهي كه در دنياي علم دارند.
بعضي از كارهايي كه براي ساخت اين فيلم انجام شده مي تواند اعتراض طرفداران حيوانات را
به دنبال داشته باشد.
روزنامه آينده نگار
در روزنامه هاي شهر جادوگرها، خبرها و تصوير ها حركت مي كنند؛ مانند تصوير «سيريوس بلك» فراري زندان آزكابان.
۱- روزنامه هاي ما هيچ شباهتي به روزنامه «ديلي كرافت» ندارند، اما تغيير خواهند كرد. پس از سال ها گسترش دانش، «كاغذ الكترونيكي» يك صفحه پلاستيكي نرم و انعطاف پذير ساخته شده كه پر از كپسول هاي جوهر است و با جريان هاي الكتريكي خط كشي مي شود. ما الان نمونه سياه و سفيد اين روزنامه را در دست داريم، اما در دو يا سه سال آينده، نمونه رنگي پوستر مانند و ويديويي آن روانه بازار خواهد شد.
۲- صفحه متحرك ما با برگ هاي كاغذ الكترونيكي، كه به شبكه هاي كامپيوتري متصل هستند، روزي خواهيم توانست تصويرهاي متحرك را در روزنامه مشاهده كنيم.
۳- جوهر الكتريكي در ميان ميليون ها كپسول ميكروسكوپي، ذره هاي كوچك سياه و سفيد به وسيله جريان الكتريكي منظم مرتباً تغيير مكان مي دهند. خواننده مي تواند ذره هاي سياه رنگي را ببيند كه متني را در يك صفحه مي نويسند.
كلمه عبور
براي وارد شدن به خوابگاه «گريفيندور»، هري و دوستانش بايد كلمه عبور را به زن درون تابلو بگويند، در غير اين صورت، نمي توانند وارد شوند.
۱- اگر ما جاي زن درون تابلو را با يك كامپيوتر عوض كنيم، مي بينيم كه كاربرد كلمه عبور قبلاً وجود داشته است. ما حتي مي توانيم فراتر از جادوي هري پاتر حركت كنيم؛ يعني تكنيك شناسايي هر فرد به وسيله صدا. با شروع سال ،۲۰۰۶ كارت شناسايي الكتريكي ساخته خواهد شد كه حاوي اطلاعات بيومتريك (مشخصات ظاهري) نيز هست؛ يعني علامت هاي ديجيتالي از شكل و فرم اسكن شده چشم. اين اطلاعات به اندازه كلمه عبور ارزش دارند.
۲- شناخته شدن به وسيله كارت شناسايي الكتريكي
در كمتر از دو سال، كارت شناسايي ما تبديل به نوعي كارت شناسايي الكتريكي. خواهد شد كه همه اطلاعات شخصي را در بر خواهد داشت.

   

شنل نامريي
ابتدا از دكور پشتي كسي كه شنل پوشيده است فيلم مي گيريم و سپس اين فيلم را روي شنل شخص مي اندازيم. حالا در ميان دكور پشتي، فقط چهره شخص را مي بينيم.
هيچ كدام از لباس هاي كنوني مثل شنل نامريي هري پاتر نيستند.
۱- يك ژاپني شنلي اختراع كرده پر از تيله هاي ميكروسكوپي كه تصوير فيلمبرداري شده از يك دكور را دايم منعكس مي كند. اما مشكل اين جاست كه اين انعكاس فقط در يك جهت حركت مي كند.
اما دانشمندان ايتاليايي طرح بهتري مطرح مي كنند: شنلي
بافته شده از فيبر نوري كه نور را در چند جهت پراكنده مي كند. اين شنل بيننده را به اشتباه مي اندازد، زيرا هر فيبر امواج نور را از يك طرف شنل دريافت مي كند و به طرف ديگر مي فرستد.
صداي مهيب يك گياه عجيب
هري و هم كلاس هايش براي
در امان ماندن از اين صدا، گوش هايشان را مي پوشانند.
۱- متأسفانه هيچ موجودي نمي تواند صداهاي بسيار مهيب را تحمل كند، با اين حال، دستگاهي به نام «سلاح صوتي» درست شده كه فضايي است پر از امواج قوي صدا كه مي توانند پرده گوش را پاره كنند.
ممكن است تاكنون درباره
«سلاح صوتي» چيزي نشنيده باشيد، اما آمريكايي ها قبلاً آن را در عراق، در هنگام تظاهرات آزمايش كرده اند. دستگاهي كه امواج و صداهاي مهيب را تا ۳۰۰ متر پخش مي كند و سبب آسيب هاي شنوايي مي شود. اگر اين تكنيك توسعه يابد، روزي تبديل به دستگاه مرگباري خواهد شد.
اين دستگاه در آمريكا ساخته شده است و مي تواند «امواج صوتي» تا ۱۵۰ دسي بل (واحد اندازه گيري شدت امواج) را توليد كند. اين امواج به راحتي پرده گوش را پاره مي كنند.
صدا هنگامي بلندتر و بلندتر مي شود كه دسي بل افزايش پيدا كند. شدت گفت وگوي معمولي ۶۰ دسي بل است.
دستگاه تسلط بر زمان
- هرميون به وسيله يك گردن بند جادويي (ساعت شني) بر زمان مسلط مي شود تا سير حادثه ها را تغيير دهد.
۱-فاصله زمين تا ستاره يا كهكشاني كه ما مشاهده مي كنيم برابر با چندين سال نوري است (مدت زماني كه نور طي مي كند تا به زمين برسد.) در نتيجه، تصويري كه ما از ستاره ها يا كهكشان ها مي بينيم متعلق به زمان گذشته است؛ همچنين تصويري از زمين كه از يك ستاره يا كهكشان قابل ديدن باشد.
۲- متأسفانه ما نمي توانيم هرگز مثل هرميون به گذشته سفر كنيم، زيرا ساختن ماشين زمان غيرممكن است، حتي در تئوري.
اما وسيله اي براي ديدن گذشته وجود دارد كه ستاره شناسان هر روز از آن استفاده مي كنند؛ يعني تلسكوپ. در واقع نوري كه از جسم هاي آسماني به زمين مي رسد مسافتي در حدود ۳۰۰ هزار كيلومتر در ثانيه پيموده است و گاهي ميلياردها سال در حركت
بوده است...!
در نتيجه بسياري از جسم هاي آسماني مشاهده شده، از زمين دور هستند و نوري كه ما از آنها دريافت مي كنيم متعلق به زمان گذشته است. براي ما، فقط زمين متعلق به زمان حال است.
۳- انفجاري در گذشته
هنگامي كه انفجار يك ستاره را در فضا مي بينيم، در واقع پديده اي را مي بينيم كه متعلق به صدها هزار سال قبل است؛ البته به نسبت فاصله اي كه آن ستاره با زمين دارد.

 

هيپوگريف
اين حيوان افسانه اي در داستان هاي هري پاتر، كه نيم عقاب و نيم شير است، قبل از اين كه به دست هري  و هرميون نجات پيدا كند، به مرگ محكوم شده بود.
از ۲۰ سال قبل تاكنون، دانشمندان مي توانند با استفاده از جنين، حيوان هاي عجيبي به وجود آورند، به اين صورت كه ژن هايي كه در سلول جنين يك حيوان وجود دارند برداشته شده از يك حيوان ديگر هستند.
تركيب دو نژاد حيواني،  اندام، شكل و ديگر ويژگي هاي حيوان را تغيير مي دهد.
اما يك خبر كاملاً عجيب: دانشمندان با كمك ژن هاي
برداشته شده از يك موش، توانسته اند مگس عجيبي خلق كنند كه چشم هايش روي پاهايش است.
۱- موش درخشان
دانشمندان ژاپني با تزريق دي.ان.اي عروس دريايي (موجودي كه در اعماق درياها زندگي مي كند و شب ها مي درخشد) در سلول مو ش ها، موش هاي درخشان به وجود آورده اند.
۲- موش هاي درشت پيكر
هنگامي كه هورمون رشد انسان به جنين موش ها تزريق شد، اين حيوان ها دو برابر بيشتر از حد معمول رشد كردند.
اين جاست كه پاي حاميان حيوانات به ميان كشيده مي شود. آنان سخت به اين آزمايش ها معترضند. البته با اين آزمايش ها از ديدگاه هاي ديگري نيز مخالفت
مي شود.
جاروي پرنده
جاروي پرنده! همراه هميشگي هري، كه به وسيله آن، ورزش خيلي مهيجي هم انجام مي شود.
۱- موش پرنده
يك دانشمند به وسيله يك پديده شگفت انگيز برقي- حركتي (دستگاهي كه با كمك برق حركت مي كند) دستگاهي فلزي را از روي زمين بلند كرده است. نام اين دستگاه «ليفتر» يا «بالابر» است. موشي به نام ارويل را در مركز اين دستگاه قرار داده اند. اين موش اولين برق  نورد دنيا خواهد بود!
۲- توليدات آينده گرا
جاروهاي پرنده متعلق به آينده نيستند، اما بالابرها در فرانسه مورد استفاده قرار گرفته اند تا به توليدات برقي حالت مدرن تر بدهند.
فشار بالايي (بيش از۲۰ هزار ولت) در ميان دو الكترود اصلي جريان دارد كه بر روي بالابر نصب شده است و جريان هوايي الكتريكي توليد مي كند كه باعث بلند شدن دستگاه از زمين مي شود؛ بالابرها روزي خواهند توانست انسان را از روي زمين بلند كنند.

مواد دارويي
معلم هري، آقاي لوپين، بعد از حمله مرگ آورها، شكلات مخصوص را به هري مي دهد كه ضعف او را جبران مي كند.
ما مثل هري نمي دانيم در هنگام بيماري بايد چه دارويي مصرف كنيم تا با بيماري مقابله كند، اما بيماري  هري شبيه به نوعي بيماري «ضدمصونيت» است كه سوءتغذيه عامل آن است.
پزشكان براي مقابله با سوءتغذيه، داروهايي به شكل پودر تجويز مي كنند كه حاوي مواد غني شده ميكروسكوپي است، شامل ويتامين ها، مواد معدني، تركيب هاي شيميايي و ديگر مواد مورد نياز
بدن.
همچنين پزشكان از سال ها قبل مواد غني شده و مغذي را آزمايش كرده اند، به اين صورت كه سرم بعد از عمل جراحي يا شوك به بيمار تزريق مي شود و نتيجه رضايت بخشي هم داشته است.
۱- معجون قابل اشتعال
بعضي از داروها به بيماري كه از سوءتغذيه رنج مي برد انرژي فوق العاده اي مي بخشد؛ (درست مثل انفجار) و بر روي گلبول هاي سفيد خون نيز تأثير مي گذارد.
اسيدهاي آمينه و پروتئين ها
كاركرد: براي بهبود طرز كار و افزايش سلول هاي دفاعي بدن ضروري هستند.
اسيدهاي چرب
از روغن ماهي گرفته مي شوند.
كاركرد: داراي انرژي و اثر ضدالتهابي هستند.
نوكلئوتيدها قطعه اي از دي.ان.اي هستند.
كاركرد: نظارت بر تعداد سلول هاي دفاعي و طرز كار آنها.

 

حالا كه فيلمبرداري قسمت چهارم داستان هاي هري پاتر، يعني «هري پاتر و جام آتش» تمام شده است و سه، چهار ماه ديگر مي تواني تازه ترين
قسمت هري پاتر را ببيني، بد نيست بداني بازيگران فيلم چه مي كنند و چه كساني در اين فيلم هري پاتر بازي مي كنند.
هري پاتر براي هميشه!
دانيل جاكوب رادكليف در ۲۳ جولاي ۱۹۸۹ در فولهام انگلستان متولد شد. بازي در «هري پاتر و سنگ جادو» سومين حضور او در عرصه سينما بوده و پيش از اين، در فيلم هاي «خياط پاناما» (۲۰۰۱) و «ديويد كاپرفيلد» (۱۹۹۹) بازي كرده بود. شايد همه منتظر هستند كه ببينند آيا او در «هري پاتر و فرقه ققنوس» هم بازي خواهد كرد يا نه؛ اما دغدغه اصلي او، آن جوري كه خودش گفته است، اين نيست، بلكه منتظر است كتاب ششم هري پاتر، يعني «هري پاتر و شاهزاده دورگه» را سريع تر تمام كند!
حتماً يادتان هست كه نگارش كتاب «هري پاتر و شاهزاده دورگه» تمام شده است و زمان چاپ آن جولاي ۲۰۰۵ اعلام شده است.
هرميون گرنجر
اما واتسون در ۱۵ آوريل ۱۹۹۰ در آكسفورد شاير انگلستان، در خانواده اي مرفه به دنيا آمد. بر عكس دانيل رادكليف، او تاكنون فقط در چهار قسمت فيلم  هري پاتر بازي كرده است و به جز اين، فقط در دو مستند سينمايي با نام هاي «هري پاتر: ماوراي جادو» (۲۰۰۱) و «هري پاتر و اتاق وحشت» (۲۰۰۲) به عنوان بازيگر نقش هرميون حضور داشته است.
پسري از خانواده اي مو قرمز!
روپرت گرينت در ۲۴ آگوست ۱۹۸۸ در هرت فورت شاير به دنيا آمده است و اگر به تاريخ تولد او توجه كرده باشيد، از دانيل رادكليف و اما واتسون
بزرگ تر است.
روپرت گرينت در طي اين چهارسال بيكار ننشسته و جدا از هري پاتر، در فيلم «آسمان غرنبه» (۲۰۰۲) در نقش آلن  اي آلن بازي كرده است و در فيلم تلويزيوني «تولدت مبارك پيترپن» (۲۰۰۵) هم به جاي شخصيت پيترپن حرف زده است.روپرت گرينت پسر مهرباني است و بين اهالي هرت فورت شاير محبوب است.

 

كارگردان مهربان
مايكل نيوِال در ۲۸ مارس ۱۹۴۲ در هرت فورت شاير انگلستان به دنيا آمد. او كه از سال ۱۹۶۴ تاكنون ۷۲ فيلم سينمايي، فيلم و سريال تلويزيوني را كارگرداني كرده است، مأمور ساخت چهارمين قسمت ماجراهاي هري پاتر يعني «هري پاتر و جام آتش» شده است.
از جمله فيلم هاي مهم او مي توان از «لبخند موناليزا» (۲۰۰۳)، «ژو» (۲۰۰۲)، «ماجراهاي ايندياناجونز جوان: صورتك شيطان» (۱۹۹۷)، «پدر خوب» (۱۹۸۵)، «مردي با نقاب آهنين» (۱۹۷۷) و «لغت جديد» (۱۹۷۳) نام برد. وي تا به حال تهيه كننده هشت فيلم سينمايي نيز بوده است.
گريه كن، گريه كن، ميرتل گريان!
هيچ فكرش را مي كردي بازيگر نقش ميرتل گريان حسابي براي خودش اسم و رسمي به هم بزند؟ «شرلي هندرسون» در ۲۴ دسامبر ۱۹۶۵ در فايف اسكاتلند متولد شده است و اكنون ۴۰ سال دارد، اما در «هري پاتر و جام آتش» نقش ميرتل گريان را بازي مي كند. او بعد از «هري پاتر و حفره اسرار» كه اولين حضور وي در مجموعه هري پاتر بود، تا به امروز در عرض سه سال در ۱۱ فيلم سينمايي بازي كرده است كه مي توان از «چارلز دوم» (۲۰۰۳) نام برد.
شرلي گفته است: «از اين كه نقش ميرتل گريان هنوز در دست من است خيلي خوشحالم، چون احساس كودكي هايم را دوباره به دست مي آورم.»
سيريوس، سيريوس عزيز!
گري اولدمن ۴۷ ساله، بازيگر
نقش سيريوس بلك، را كه به خاطر داريد. او برعكس بيشتر بازيگران سرشناس فيلم هري پاتر در طي فاصله زماني ساخت «هري پاتر و زنداني آزكابان» و «هري پاتر و جام آتش» فقط در يك فيلم «بتمن شروع مي شود!» (۲۰۰۵) در نقش جيمز گوردن بازي كرده است. او در يكي از مصاحبه هايش گفته است: «بيشتر انرژي خودم را روي سيريوس و اجراي آن گذاشته ام، اما از صميم قلب اميدوارم جي.كي. رولينگ فكري به حال مرگ سيريوس بكند!»
آوازه خوان!
شايد بتوان به جاي بازيگر، به او لقب «آوازه خوان» داد. فيل سل وي در ۲۳ مارس ۱۹۶۷ در همينگفورد گري انگلستان متولد شد.
او در «هري پاتر و جام آتش» نقش يكي از اعضاي گروه خواهران عجيب و غريب را دارد كه مشهورترين گروه موسيقي در جامعه جادوگري اند! «هري پاتر و جام آتش» اولين تجربه بازيگري او به شمار مي رود، اما پيش از اين، در فيلم هايي مثل «هيچ كجا » (۱۹۹۷)،« آسمان وانيلي» (۲۰۰۱)،«عهد شكن» (۲۰۰۲) و«يك تذكر» (۲۰۰۴) در نقش آهنگساز و خواننده ظاهر شده بود. بايد ديد آيا فيل سل وي در« هري پاتر و جام آتش» هم زير آواز خواهد زد يا نه؟!
بارتي كراوچ پسر
ديويت تنانت، بازيگر نقش كاسانوا در سريال تلويزيوني«كاسا نوا»، قرار است نقش بارتي كراوچ پسر را بازي كند.
بارتي كراوچ پسر در جواني به جادوي سياه متهم شد و با حكم پدرش، بارتي كراوچ پدر، به زندان رفت. او به كمك مادر خود از زندان آزاكابان خارج شد و به دستور لرد ولدمورت به مدرسه هاگوارتز رفت و در آخر هم به دست مرگ آورهاي زندان آزكابان نابود شد.

 

ايموس ديگوري
جف راول ۵۶ ساله در هري پاتر و جام آتش «نقش ايموس ديگوري» پدر سدريك ديگوري، را بر عهده گرفته است كه يكي از اعضاي وزارت سحر و جادو است و در آخر اين قسمت پسرش، يعني سدريك، را از دست مي دهد.
كارگردان جديد
پس از كش و قوس هاي بسيار و كارگردان هاي پيشنهادي مختلف، بالاخره گويا شركت برادران وارنر تصميم خود را گرفته و ديويد ياتس، كارگردان فيلم «سرجوخه» (۲۰۰۲) و هشت فيلم سينمايي و تلويزيوني ديگر را براي كارگرداني پنجمين قسمت فيلم هاي هري پاتر، يعني «هري پاتر و فرقه ققنوس» (۲۰۰۷) انتخاب
كرده است. با اين اوضاع، خدا مي داند فيلم پنجم چه از آب در مي آيد!

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1384ساعت 17:3  توسط رز  | 

  

حلقه 2محصول کمپانی دریم ورکز( 107 دقیقه )

راشل وپسرش6 ماه  پس از وقایع وحشتناکی که تجربه کردند به محل دیگری رفتند ولی آرامش آنها دیری نپایید چون راشل مدارک وحشتناکی مبنی بر قتل تعدادی پس از دیدن یک فیلم ویدئوئی را بدست آورد وفهمید سامارا بازگشته است و به طرز فجیعتری کارهای گذشته خود را ادامه می دهد

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1384ساعت 16:56  توسط رز  | 

سينماى ۲۰۰۵ در تصرف فيلم هاى دنباله دار
 
اكران دنباله فيلم هاى «جنگ ستارگان»، «بتمن» و «هرى پاتر» در سال ۲۰۰۵ سينماى امسال را به سينمايى موفق براى فيلم هاى دنباله دار تبديل خواهد كرد. به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از پايگاه اينترنتى سى ان ان كارشناسان و منتقدان سينمايى، سال ۲۰۰۵ را سالى پررونق براى فيلم هاى دنباله دار پيش بينى كرده اند. از جمله فيلم هايى كه قرار است امسال به نمايش درآيد
مى توان به فيلم «خونسرد باش» اشاره كرد. اين فيلم در ادامه فيلم كميك و جنايى «گت شورتلى» محصول سال ۱۹۹۵ ساخته شده است. جان تراولتا در «خونسرد باش» نقش چيلى پالمر را بازى مى كند.
اين فيلم در ماه مارس و آوريل به ترتيب در كشورهاى آمريكا و انگلستان اكران خواهد شد.
از ديگر فيلم هاى دنباله دارى كه در سال ۲۰۰۵ اكران خواهد شد فيلم جنگ ستارگان ۳ با عنوان «انتقام زيس» است.
اين فيلم كه قسمت نهايى سرى فيلم هاى جنگ ستارگان به كارگردانى جورج لوكاس مى باشد قرار است در ماه مى سال جارى اكران شود. پيش بينى مى شود كه اين فيلم بتواند از دو فيلم قبلى اش نيز پيشى بگيرد و سينماى جهان را به تصرف خود درآورد. استيون اسپيلبرگ كه تهيه كنندگى جنگ ستارگان را به عهده دارد بيش از ۲۰۰ ميليون دلار صرف ساخت اين فيلم نموده است.

پيتر جكسن به رؤياي نوجوانانه ديگر خود رنگ واقعيت مي زند.
اين فيلمساز مي گويد آدم خوشبختي است چون مي تواند رؤياها و آرزوهاي خود را
به صورت فيلم هاي سينمايي درآورد. يكي از رؤياهاي خالق سه گانه معروف ارباب حلقه ها، اين بود كه كتاب «استخوان هاي دوست داشتني» را تبديل به يك فيلم سينمايي كند. اين كتاب را خانم «آليس سبولد» نوشته و اولين كار ادبي اوست كه با قرار گرفتن روي ويترين كتابفروشي ها، خيلي سريع اثري موفق و پرخواننده شد.
به گفته جكسن، همان گروهي كه بر روي «ارباب حلقه ها» كار كردند، در كار توليد فيلم جديد همكاري دارند. كتاب سبولد كه سال ۲۰۰۲ منتشر شد، قصه يك دختر ۱۴ساله است كه زندگي و روزگار غمگين خود را تعريف مي كند. خوانندگان قصه خيلي زود متوجه مي شوند اين دختر مرده است، اين روح اوست كه دارد ماجراها را بازگو مي كند. دختر شرح مي دهد كه چگونه كشته شده و چه قدر آدم هاي دور و برش را دوست داشته است.
فيلم برخلاف ارباب حلقه ها، يك كار ماجراجويانه فانتزي نيست و جكسن آن را يك درام جدي و اجتماعي در مورد مشكل هاي قشر نوجوان معرفي مي كند. مي توان گفت تا حدودي شبيه فيلم «موجودات بهشتي» اين فيلمساز است كه قبل از «ارباب حلقه ها» كارگرداني كرد و يكي از جوايز اصلي جشنواره ونيز را برد.
جكسن مي گويد:  «اين قصه يكي از بهترين فانتزي هاست كه مي توان درباره دنياي واقعي صحبت كرد. هنگام خواندن اين كتاب بايد
حال و هواي خاص داشته باشيد و وارد يك تجربه تازه بشويد،  زيرا اين كتاب شباهتي به ديگر كتاب ها ندارد. نمي خواهم حال و هوا و لحن قصه كتاب را تغيير دهم. فيلم را مثل خود قصه كتاب خواهم ساخت.»
هنوز معلوم نيست اين فيلمساز ۴۳ ساله نيوزيلندي چه زماني مي خواهد فيلمبرداري را شروع كند، اما اطرافيان او مي گويند به محض آن كه فيلمنامه آماده و هزينه ساخت فيلم فراهم شد، كار ساخت آن شروع مي شود.
جكسن كه قسمت سوم «ارباب حلقه ها» ي او سال قبل ميلادي ۱۱ جايزه اسكار به دست آورد، به تازگي فيلمبرداري «كينگ كونگ» را در نيوزيلند تمام كرد. اين فيلم نسخه بازسازي شده يك اثر مشهور قديمي به همين نام است كه در سال ۱۹۳۳ ساخته شد. صنعت سينما يك بار هم در سال ۱۹۷۵ آن را بازسازي كرد و جكسن كه در آن زمان نوجوان بود،
به شدت تحت تأثير اين فيلم قرار گرفت و در همان وقت تصميم گرفت وقتي بزرگ شد، وارد حرفه سينما و كارگرداني شود، او همان زمان به خودش قول داد كه يك روز اين فيلم را بازسازي كند.
در «كينگ كونگ» پيتر جكسن بازيگراني مثل نائومي واتس، جك بلك، و آدرين برودي بازي مي كنند. اندي سركيس (بازيگر نقش گولوم در «ارباب حلقه ها» ) در برخي از صحنه هاي فيلم كه از نزديك فيلمبرداري شده، نقش
كينگ كونگ را بازي مي كند. اين فيلم قرار است تابستان آينده به روي پرده سينماها برود.

ارباب حلقه ها و پایان تاریخ به روایت مسیحیت صهیونیستی 

ارباب حلقه ها رمان سه جلدی جی . آر. آر. تا لکین که در دهه شصت نوشته شده است در حال و هوای تبلیغات پایان دوران ، در سال دو هزار از بایگانی کتابخانه اکسفورد بیرون کشیده شد و بر اساس آن ، سه فیلم ساخته شد . قسمت سوم "ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" به کارگردانی پیتر جسکون و بازیگری الیجا وود، ویگومورتنسن ، کریستوفر لی و ... محصول 2003 نیوزیلند روایت ها به طور موازی از یک مبدا شروع می شود و متوازن پیش می رود.

مرکزیت فیلم ، پایتخت گوندور است که در محاصره نیروی سیاهی ( سارون ) قرار گرفته است. کندالف ( کاهن و ضامن صلح و نور ) با تلاش زیاد سعی می کند به ارتش شکست خورده گوندور نیروی تازه ای ببخشد.او در این راه از کمک پادشاه ( روهان ) که جنگاورانش را برای شکست در بزرگترین نبرد تاریخ گوندور گسیل می دارد نیز برخوردار است .

بدست گرفتن شمشیر شکسته نجات بخش که ترمیم یافته است " آراگون" را در مرکز توجهات قرار می دهد تا بعد از نبردها و همچنین انداختن حلقه انگشتری ( مظهر قدرت) در آتش مذاب توسط " فرودو" به نام پادشاهی بی پایان تاجگذاری کند و صلح ابدی را بر کره زمین حاکم گرداند. در زمانی که فرودو موفق می شود عامل تباهی زورمندی را نابود کند - عاملی که می تواند از انگشتی به انگشت کس دیگری فرو رود و جهان را با هوس های فردی غرق در سیاهی کند- آراگون تاجگذاری می کند و آغاز حکومت او صلح را به ارمغان می آورد . اقوام شرکت کننده در جنگ بزرگ به وطن شان مراجعه می کنند و گندالف ( کاهن) غایب می شود.

از دهه هفتاد سینمای هالیوود ساختن فیلم هایی که " آخرین جنگ سرنوشت ساز بشریت " یا همان " آرماگدون " ARMAGEDON را در بر بگیرد در دستور کار تولید های خود قرار داده است. "ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" در ادامه زنجیره تولید فیلم های " آخر زمانی " است .

به گزارش "مهر" هنگامی که در اوایل دهه هشتاد " کارتر" به تمامی نیازهای صهیونیست ها پاسخ در خور انتظارشان را نداد لابی صهونیستی " ایپک " آمریکا او را به نفع رونالد ریگان از هواداران مسیحیان صهیونیست در انتخابات شکست دادند. همزمان لشکر کشی رژیم صهیونیستی به لبنان شروع شد و فرآیند سلسله جنایت های صهیونیست ها را ابعادی دیگر بخشید .

در لبنان دهه هشتاد تجسم عینی مسیحیان صهیونیست ( فالانژیست ها) به قدرت رسیدند و از خود تاریخی ننگین بر جای گذاشتند. همین روند تعویض ریاست جمهوری در آمریکا بامحاکمه و خلع ید " بیل کلینتون" بوسیله ایپک تکرار شد و مسیحیان صهیونیست آمریکا با دار و دسته بوش جنگ خاورمیانه را با اشغال افغانستان و عراق شروع کردند. مسیحیان صهیونیست که تحت تاثیر عقاید مذهبی خود، تفسیری مذهبی از جنگ درخاورمیانه ارایه می دهند، جنگ عراق را پیش زمینه حوادث قبل از ظهور مسیح می نامند. این گروه که بوش و کابینه اش از معتقدین به آن هستند با مطالعه جزء به جزء کتاب مقدس ( عهد قدیم وجدید ) و با تکیه بر عصمت حرفی آن ، وقایع آینده را پیش گویی و تفسیرمی کنند. همین عقیده ویژه است که این گروه را از دیگراندیشمندان مسیحی متمایز می سازد.

پایه اعتقاد نوین این مکتب در قرن نوزدهم و تحت تاثیر نگرش ویژه به کتاب مقدس ( عهده قدیم و جدید ) شکل گرفت. براساس اعتقادات آنها ،تاریخ بشریت به هفت عصر (دوره ) تقسیم می شود. به گفته آنان در حال حاضر جهان درحال پشت سر گذاشتن دوره ششم حیات تاریخی خود و آماده شدن برای ورود به عصر هفتم که همان ظهور مسیح است می باشد.

بر اساس پیش گویی های آنان در عصری که ما زندگی می کنیم ، فجایع بی سابقه و حوادث بسیاری اتفاق می افتد که در نهایت به آخرین جنگ سرنوشت ساز یا همان آرما گدون منتهی می شود. در این جنگ مسیح دشمنان خود را از بین برده و سلطنت هزار ساله خود را برپا می کند . به همین دلیل به پیروان این عقیده " هزاره گرا" گفته می شود . اکثر طرفداران این مکتب که بالغ بر 12 میلیون نفر هستند در آمریکا مستقر می باشند . عده ای از آنها کرسی های کنگره و پست های مختلف سطوح گوناگون را در دولت کنونی آمریکا در اختیار دارند.

مسیحیان صهیونیست عقیده دارند که براساس پیش گویی ها اشغال عراق پیش زمینه وقایع قبل از ظهور مسیح بدست آنان اعتقاد راسخی به پیش گویی های مطرح شده در کتاب " مکاشفات یوحنا" ( عهد جدید ) دارند. علیرغم متن بسیار مبهم و نمادین این پیش گویی ها در کتاب مقدس ، فصل های مربوط به عراق روشن تر آمده است. در کتاب مقدس عراق بانام " بابل" معرفی شده است.

با وجود اینکه در طول تاریخ ، عراق بارها مورد هجوم بیگانگان غربی قرار گرفته است ، مسیحیان صهیونیست عقیده دارند که تصرف عراق توسط آمریکا با ظهور مجدد مسیح مرتبط است و طرح تقسیم عراق به سه ناحیه ، احتمالا با عبارت " و شهر بزرگ به سه قسم منقسم گشت..." منطبق است . این گروه لشگری از کشیشان صهیونیست را به عراق فرستاده اند تا مردم عراق را متقاعد کنند تصرف کشورشان ، امر محتوم الهی بوده است و در پیش گویی های کتاب مقدس به صراحت به آن اشاره شده و آنها باید آن را بپذیرند.

در فیلم " ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" 8 دقیقه بعد از آغاز فیلم " پپین" با نگاه کردن به " گوی آتشین" که گندالف آن را به پارچه می پیچید تا چشمی به آن نیفتد، آینده را می بیند و از تصرف شهر در آینده مطلع می شود و آن را به گندالف بازگو می کند. این رازی است که گندالف از مدت ها قبل بر وقع آن آگاه است .

همان رازی که مسحیان صهیونیست سعی در ترویجش دارند. در این فیلم "گندالف" قدرت اساطیری بینش الهام یافته دارد و کسی است که باید زیر نظرش حلقه به مذاب انداخته شود و پادشاهی اراگون اعاده شود ، موجودی نمایانده می شود که از ازل تا ابد جهان را آگاه است و تولد و نوجوانی و جوانی نداشته همیشه سپید موی دانا و توانا بوده است و در آخر فیلم هم همچون ناظری بی طرف از چشم ها پنهان می شود . این ویژگی ها سخن او را برای مخاطب اثر گذار و ماندگار می کند .

در این میان بر اساس عقاید مسیحیان صهیونیست بسیاری از متون کتاب مقدس و ازجمله سرود مذهبی " خرقیال نبی " که در عهد عتقیق آمده است به لزوم تجمع یهودیان در فلسطین و تشکیل حکومت یهودی اشاره می کند. آن ها عقیده دارند که یهودیان باید به سوی فلسطین مهاجرت کنند تا نقش خود را در وقایع ظهور مسیح ایفا نمایند . ابزار سینما می تواند در قالب طرح یک درام زمینه ساز قبول این حرکت جمعی د دهه های آتی باشد .

به گزارش "مهر" جماعت مسیحیان صهیونیست شامل ده ها انجمن است که مهمترین آن " سفارت مسیحیت" واقع دراورشلیم ، به شمار می آید. مسیحیان صهیونیست بر اساس مطالب کتاب " سفر پیدایش تورات " تلاش می کنند تاحکومت اسراییل را از نیل تا فرات گسترش دهند. تورات ، سفر پیدایش ، باب پانزدهم ، ردیف 18 : "در آن روز خداوند با ابراهم  عهده بست و گفت: این زمین را از نهر مصر تا به نهر اعظم ( یعنی فرات ) به نسل تو بخشیدم ." به همین علت است که مسیحیان صهیونیست پا به پای " ایپک " AipAc ؛ لابی یهودیان آمریکا با فرآیند صلح خاورمیانه به شدت مخالف اند و از دولت اسراییل می خواهند که سرزمینی های اشغالی را یکپارچه سازد.

مسیحیان صهیونیست  همچنین به دلیل اعتقاد خود مبنی بر ساخت معبد سلیمان واینکه معبد سلیمان در زیرمسجد الاقصی واقع است سعی در تخریب مسجد الاقصی دارند. براساس اعتقاد آنان ، مسیح پس از ظهور در معبد سلیمان نماز می گذارد، پس مسیحیان باید تا زمان ظهور مسیح مراسم عبادی و قربانی کردن خود را مطابق شریعت موسی در معبد سلیمان تمرین کنند.

 آنان جنگ با مسلمانان را حتمی می دانند و صلح را قبل از ظهور مجدد مسیح امکان ناپذیر ارزیابی می کنند. " یت  رابرتسون" کشیش مسیحی صهیونیست عقیده دارد: " وضعیت جهان ، نباید به سوی صلح و بهبود حرکت کند، جهان را باید به سمت بدترین شرایط ممکن سوق داد. مسیحییان باید بیاموزند که چگونه موجب تاخیر ظهور مسیح نشوند. بنابراین حتی مسیحیان نباید نگران آسیب های  زیست میحطی باشند، زیرا براساس پیش گویی ها، این امر مقدمه ظهور مسیح است ."

کشیش دیگر مسیحی صهیونیست " جیم رابرتسون " که یک کانال تلویزیونی نیز در اختیار دارد می گوید:  قبل از ظهور مسیح صلحی وجود ندارد و تا قبل از ظهور مسیح هر تلاشی برای صلح ، بی معنی و بر خلاف گفتار خداوند مسیح است " یکی دیگر از واعظان مسیحی صهیونیستی ،" استراسبورگ " که سرپرست یکی از سایت های اینترنتی  جمع آوری و بررسی و تطبیق وقایع پیش از ظهور را به عهده دارد می گوید: "من از واقعه یازدهم سپتامبر بسیار خوشنود شدم ومومنین به علت جو عمومی  حاکم به دروغ از وقوع این حادثه اظهار تاسف کردند. اما آنان از عمیق وجودشان ایمان دارند که این حادثه خواست آنان که همان ظهور مسیح است را محقق می سازد. "

جستجوی نشانه های تفکر صهیون در آثار سینمایی  شائبه درگیری  جستجوگران در میان توهم توطئه  را ایجاد می کند . این همان تصوری است که صاحبان رسانه و سرمایه گذاران تولید برنامه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی با رویکرد مورد نظر  سعی در ترویج و گسترشش دارند. اما آنچه مسلم است سینما بویژه در هالیوود ابزار موثری  برای پیشبرد اهداف کلان سیاست مداران است . هنوز افزایش تولیدات ضد اسلامی را در اواخر دهه 70 و تداوم این تولیدات ا طی بیش از دو دهه فراموش نکرده ایم . فیلم های  پرمخاطبی که مسلمانان را تروریسم ، بی منطق ، غیر اجتماعی و خطرناک به تصویر می کشید . فیلم هایی که در حرکتی آرام  مردم دنیا را برای برداشتن گام بزرگ در خاومیانه آماده کرد . تا جایی که لشگرکشی بی منطق غرب به سرزمین محرومی چون افغانستان با کمترین واکنش جهانی روبرو شد ، حرکتی که در عراق تداوم پیدا کرد . مردم دنیا که بیش از 20 سال تنها از طریق رسانه های هدفمند و سینما با کشورهای اسلامی و مسلمانان آشنا شده بودند خیرخواهانه و انسان دوستانه قتل عام و ویرانی را در خاورمیانه به نظاره نشستند . همانطور که " گراهام فرانکلین" در مورد نیروهای  اعزام شده به عراق گفته است : " آنها به عراق رفته اند تا به عنوان یک مسیحی عشق و علاقه خود رابه مردم نشان دهند و آنها این کار را  با نام مسیح انجام می دهند ".

 تا قبل از حرکت نظامی آمریکا و حمایت غرب سخن گفتن از ایجاد فضای ضد اسلامی در فیلم های آمریکایی نیز توهم توطئه تلقی می شد ، گذشت  زمان نشان داد که  قتل عام ، ویرانی و مرگ توهم توطئه نیست ، اما کار سینما در عرصه سیاست های کلان  ایجاد توهم خیرخواهانه است

امروز نیز به نظاره نشسته ایم که چگونه تاریخ گذشته توسط سینما ، این رسانه ماندگار در ناخودآگاه انسان تحریف می شود و چگونه آینده تاریخ  زمینه سازی می شود . آیا مخاطب امروز سینما با مخاطب دیروز تفاوت دارد ؟ آیا می توان گفت فیلم های تجاری و جذاب دیگر بستر مناسبی برای تبلیغ پنهان نیست ؟ آیا سینما بر محور هالیوود با ساختن فیلم سینمایی ، انیمیشن و مستند  آتش  تهیه ، توپخانه هیچ حرکت جهانی دیگری  را تامین نمی کند ؟ آیا فیلم  پیتر جکسون جزیی از برنامه های تخیل پردازانه واعظان مسیحی صهیونیست نیست ؟  آیا می توان به سخن کوته اندیشان بسنده کرد ، دست از "توهم توطئه " برداشت ، سرخویش گرفت و راه خود رفت ؟

منابع:
1-
نشریه الحیاه چاپ لندن 2003
2-
روزنامه  جوان صفحه اندیش تابستان 83
3-
روزنامه ایران 26 آبان 83

 

2 نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1384ساعت 21:26  توسط رز  | 


نگاهى به فيلم سينمايى «سامسون و دليله»
تغيير چهره ظالم به مظلوم
 
سيسيل بى دو ميل كارگردانى است كه مسير سينمايى خود را از ميان داستان هاى تورات برگزيد. در ميان يهوديان فيلمساز نسل اول هاليوود، بى شك او با ساخت ده فرمان، ملكه صبا، كلئو پاترا، سامسون و دليله و ... پر كارترين كارگردان است.
توليد صدها فيلم سينمايى در هاليوود، ايتاليا، سوئد، فرانسه، انگلستان و ... درباره داستان هاى تورات داراى دو كاربرد مكمل هم است. اول اين بازسازى تاريخ دلخواه و جا انداختن آن در اذهان عمومى ملت ها حاصل مى شود، تا صهيون بتواند فلسطين، مصر و خاورميانه را موطن يهوديان جلوه دهد. دوم اين كه اشغال سرزمين هاى فلسطين، اردن، سوريه و مصر به نوعى با پيشينه تاريخى توجيه گردد.
داستان «سامسون و دليله» در اين دسته قرار مى گيرد. اين داستان ده ها بار توسط كارگردانان مختلف يهودى به تصوير كشيده شده است و سيسيل بى دو ميل در سال ۱۹۴۹ آن را به نمايش گذاشت تا به سهم خود سال هاى آغازين جنايت صهيونيست ها در سرزمين هاى اشغالى را تحت تاثير قرار گيرد، زيرا سوژه انتخاب شده كاملاً همسو با موقعيت صهيونيست ها بود.
«سامسون و دليله» محصول پارامونت با بازى هدى لامار (دليله)، ويكتور ماتيور (سامسون ) و آنجلا لانس بورى، جرج سندرى و ... روانه بازار جهانى شد.
در فيلم «سامسون و دليله» فلسطينى هاى بت پرست به خانه هاى يهوديان يورش مى برند، آن ها را غارت مى كنند و زن ها و بچه هايشان را مى كشند. سامسون قهرمان يهوديان به اصطلاح مظلوم است كه با نيرو گرفتن از خداوند محافظ مردم قومش است. بعد از دفع يورش هاى فلسطينيان سامسون از پدر دليله ، دخترش را خواستگارى مى كند اما آن مرد دو رو، دليله را كه نسبت به سامسون عشق آتشينى دارد به نامزدى آرتور فرمانده لشكر در مى آورد و در مقابل خواهر ديگر دليله را به سامسون مى دهد.
سامسون دلاور كه پيش تر با كشتن شير زور بازوى خود را به فلسطينيان نشان داده بود در شرط بندى آنان را تحقير مى كند و از اين كار هوش برتر خود را نيز به رخ مى كشد. شاه و سران فلسطينى ها درمانده مى شوند.
نامزد سامسون با حيله راز شرط بندى را از او بيرون كشيده در اختيار سران خودشان قرار مى دهد و اين شكست باعث فرارى شدن سامسون مى شود. با حيله اى ديگر سامسون ياغى به وسيله دليله رام شده به اسارت لشكر فلسطينى ها در مى آيد. دليله در دستگيرى سامسون از سران فلسطينى ها نفرى ۱۱۰۰ سكه نقره دريافت مى كند. آنان سامسون را كور كرده شكنجه مى كنند و به معبد خودشان مى برند تا به پاى بت بزرگ خودشان بيندازند. سامسون با خراب كردن ستون ها و فروريختن سقف ها و ديوارها بت و بت پرستان را نابود مى كند.
در اين فيلم هرچه راستى، ايمان، مردانگى، يك رنگى در عشق و وفادارى به قوم و دين ديده مى شود، از آن سامسون قهرمانى يهوديان است و هرچه نيرنگ و فريبكارى، ناجوانمردانه، مكر زنانه، آشوب گرى، بت پرستى و جهل و نادانى است از آن فلسطينى ها.
فلسطينى ها با جور و ستم شروع مى كنند و با خفت و خوارى مضمحل مى شوند. در مقابل در ميان يهوديان نام سامسون دهان به دهان مى گردد و باعث وحدت و اميدوارى و نيرومندى مى شود.
در سيماى فلسطينى ها خوش گذرانى و بى مسووليتى موج مى زند در مقابل يهوديان مومن به خدا و درستكارى نشان داده مى شوند.
سيسيل بى دو ميل اين تاريخ تراشى و توجيه رفتار امروزى يهوديان را در تمامى فيلم هايش به نمايش مى گذارد. صحنه هاى پر تجمل و بديع و استفاده دست و دل بازانه از عوامل انسانى و حيوانات، موسيقى، نور، رنگ، دكور و در نتيجه كسب موفقيت در بازار فيلم باعث مى گردد كه ديگر فيلم سازان يهودى در امريكا و كشورهاى ديگر فيلم هاى انبوهى در اين زمينه بسازند. اين شيوه همچنان نيز ادامه دارد.
صرف هزينه هاى سر سام آور علاوه بر چرخه بازار فيلم سازان براى صهيونيست ها تحريف تاريخ و تبار سازى را تامين مى كند. هنر سينما با قدرت تاثيرگذارى كه دارد مى تواند مخاطب را به موضع انفعال سوق داده و داستان پردازى آن به عنوان واقعيت تاريخى در ذهن او رسوب نمايد. همانطور كه اشاره شد با توجه به ويژگى  سينما و اهميت تداوم بهره گيرى از سينما مضمون سامسون و دليله از سال ۱۹۰۲ تاكنون ده ها بار ساخته شده است با اين تفاوت كه هر بار بر اساس ضرورت هاى روز نكاتى را به داستان اضافه يا كم كرده اند.
امكانات يهوديان در هاليوود و ديگر شركت هاى كارگردان بسيارى از كشورهاى مختلف دنيا را به ساخت فيلم هاى زنجيره اى جذب كرد. الكساندر كوردا، الف سوبرگ، كينگ ويدو، اورسن ولز سوئدى، سيسيل بى دميل، گريفيث، وايلدر و ... بيشترين فيلم ها را ساخته اند.
اين امكان يك حلقه از زنجير قدرت صهيون است. در ايالات متحده امريكا علاوه بر يكصد و چهل روزنامه با تيراژ حدود چهارميليون نسخه، هفتاد درصد نشريات دايمى و هشتاد درصد برنامه هاى تلويزيونى در اختيار يهوديان است.
شبكه هاى تلويزيونى «اى. بى. سى»، «سى .بى.سى» و «ان. بى. سى» تماماً به يهوديان تعلق دارد. علاوه بر شركت هاى بزرگ فيلم سازى، تئاتر و صنايع توريستى نيز در مالكيت آن هاست.
و در كنار همه اين  ها كمپانى هاى بزرگ توليد سينما نيز زنجير قدرت را تكميل مى كند.
۱- اونيورسال (۱۹۱۲) ۲-پارامونت (۱۹۱۴) ۳- يونايتد آرتيست (۱۹۱۹) ۴- برادران وارنر (۱۹۲۳) ۵- مترو گلدين ماير (۱۹۲۴) ۶- كلمبيا (۱۹۲۴) ۷- فوكس قرن بيستم (۱۹۳۵) ۸- دريم وركز (۱۹۷۸) .
اين وضعيت در اروپا نيز ديده مى شود؛ دو پسر عموى اسراييلى از دهه هشتاد حدود هشتاد درصد سينماهاى فرانسه و انگليس را در اختيار گرفته اند كه اين روند همچنان ادامه دارد.
2 نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1384ساعت 21:23  توسط رز  | 

بچه جاسوس ها، سه بعدي:
كارگردان، فيلمنامه نويس،فيلمبردار، طراح صحنه، موسيقي متن،
تهيه كننده: رابرت رودريگز
هنرپيشگان: داريل سابارا، آلكس وگا، ريكاردو مونتالبان، كارلا گوگينو، سيلوستر استالونه

هنگامي كه رابرت رودريگز ناشناس چندين سال پيش «ال ميرياچي»را ساخت، اغلب منتقدان از ظهور فيلمساز نابغه اي خبر دادند كه توانسته بود فيلمي شسته رفته و جاافتاده با بودجه اي نزديك به ده هزار دلار بسازد. اين در هاليوود كه فيلم هايش از بودجه هاي كلان چند صد ميليوني برخوردارند نوعي شگفتي محسوب مي شد.
رودريگز «دسپرادو» (DESPERADO) و «از شامگاه تا سپده دم»
(FROM DUSK TILL DOWN) كه سناريوي آن را كوئنتين تارانتينو نوشته بود، با بهره گيري از ستارگاني چون آنتونيو باندراس و جرج كلوني وارد جريان اصلي هاليوود شد، اما تنها با«بچه جاسوس ها» بود كه او توانست گيشه هاي فروش بليت را نيز فتح كند.
«بچه جاسوس ها، سه بعدي» در سنت«آليس در سرزمين عجايب» و «جادوگر از»(The Wizard of Oz) در واقع قدم گذاردن به درون قلمروي ناخودآگاه و روياهايي است كه با فرو كشيدن شخص به جهان پر ماجراي سرشار از فانتزي و خيال او را از نيرو و تواني مافوق طبيعي بهره مند مي كنند. در «بچه جاسوس ها، سه بعدي»، به عنوان مثال، پدر بزرگ جوني كه از ناحيه كمر به پايين فلج است با وارد شدن به بازي كامپيوتري از قدرت فيزيكي خارق العاده اي برخوردار مي شود.
 

جوني در «بچه جاسوس ها، سه بعدي» از واقعيت وارد يك بازي كامپيوتري مي شود كه نتيجه آن سرنوشت جهان را رقم خواهد زد. جنايتكار شروري به نام اسباب بازي ساز(سيلوستر استالونه)، كارمن (آلكس وگا)، خواهر جوني، را در مرحله چهارم بازي زنداني كرده است. جوني بايد با يافتن كارمن خود را به مرحله پنجم، يعني آخرين مرحله بازي، برساند تا بتواند بازي را خاموش و از كار بيندازد و نقشه هاي اسباب بازي ساز براي تصرف جهان را خنثي كند. اما اين فرآيند آنچنان قابل پيش بيني است كه براي دانستن جزئيات آن واقعا نيازي به ديدن فيلم نيست، واقعيتي كه مي تواند«بچه جاسوس ها، سه بعدي» را به كانديداي بدترين فيلم سال تبديل كند.
رودريگز كه در عين حال طراح توليد و فيلمبردار «بچه جاسوس ها، سه بعدي» بوده بازي كامپيوتري را طوري طراحي كرده كه بتواند تا سر حد ممكن از تكنولوژي تصاوير سه بعدي استفاده كند. به همين دليل عمق زمينه تصاوير شكلي اغراق آميز دارد و همه حركات دست ها و پاها كه ناگهان جلو مي آيند و پيچ ها و مهره ها كه خلق الساعه پرتاب مي شوند در جهت مسير نگاه تماشاگر حركت مي كنند تا حس بيرون آمدن از پرده سينما را ايجاد كنند.

 

پس از فيلم مصائب مسيح
مل گيبسون به سراغ «معجزه فاطيما» مى رود
مل گيبسون براى ساخت فيلم بعدى اش به سراغ حادثه رويت مريم مقدس توسط عده اى روستايى پرتغالى در سال ۱۹۱۷ ميلادى رفته و قرار است بر اساس آن نسخه جديد فيلم «معجزه بانوى ما فاطيما» را بسازد.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه نيويورك تايمز، مل گيبسون كارگردان آمريكايى در حال ساخت فيلمى با ژانر مذهبى و موضوع معجزه فاطيما است. اين فيلم براساس داستان واقعى سه كودك روستايى است كه در سال ۱۹۱۷ ادعا مى كنند پس از رويت مريم مقدس به نيرويى الهى دست يافته اند كه به موجب آن قادرند برخى اتفاقات آينده را پيش بينى كنند. اين كودكان كه اهل كشور پرتغال هستند با كمك نيروى مقدسشان مى توانند اتفاقاتى چون وقوع جنگ جهانى دوم و ترور ژان پل دوم را پيش بينى كنند. گيبسون پس از ملاقات با خواهر لوسيا يكى از كسانى كه ادعاى رويت مريم مقدس را داشته است تصميم مى گيرد اين فيلم را بسازد. لوسيا كه ماه گذشته در سن ۹۸ سالگى درگذشت به همراه دو عموزاده اش جاكينتا و فرانچسكو مريم مقدس را در كودكى مى بينند و پس از آن مى توانند حوادثى چون وقوع جنگ جهانى دوم، ترور ژان پل دوم و اتفاقاتى از اين دست را پيش بينى كنند. پيش از اين نيز در سال ۱۹۵۲ جان برام با اقتباس از اين اتفاق فيلم «معجزه بانوى ما فاطيما» را با حضور بازيگرانى چون گيلبرت رونالد، سوزان وايتنى، شرى جسكون، سالى اوگ و آنجيلا كلارك ساخته بود. برايان فوى نيز تهيه كنندگى اين فيلم را به عهده داشت.

رابين ويليامز در فيلم جديد خود با يك نوجوان ۱۳ ساله همبازي مي شود.
فيلم تازه اين كمدين «شنونده آخر شب» نام دارد كه براساس قصه كتابي به همين نام ساخته مي شود. اين كتاب را آرميستاد موپين نوشته و فيلمنامه آن آماده كار است. توني كولته، ساندرا او، راري كالكين و جو مورتن نقش هاي فيلم را بازي مي كنند.
فيلمنامه اين فيلم كه آن را خود موپين نوشته، درباره يك قصه گوي نيويوركي به نام گابريل فون
است. نقش گابريل را ويليامز بازي مي كند. او مجري يك برنامه راديويي است كه در يك برنامه شبانه قصه گويي هم مي كند. او با يكي از دوستداران قصه هاي شب راديو، كه يك نوجوان ۱۳ ساله است، آشنا و دوست مي شود. اين پسر ۱۳ ساله خودش از استعداد قصه گويي برخوردار است و باعث تحول هايي در گابريل فون قصه گو مي شود. زماني كه مسؤولان راديو و بقيه شنوندگان از فون درباره هويت اين نوجوان ۱۳ ساله سؤال هايي را مي پرسند، شرايط براي اين قصه گو سخت و از حالت عادي خارج مي شود.
فون نمي داند اين نوجوان كيست و هيچ نشاني هم از او ندارد.
رابين ويليامز در انيميشن كامپيوتري «ربات ها» هم به جاي يكي از شخصيت هاي اصلي داستان صحبت كرده، كه هم اكنون آماده نمايش است. او درباره كار جديد خود مي گويد: «با دنياي نوجوانان بيگانه نيستم و تعداد زيادي از فيلم هايم كارهايي هستند كه براي كودكان و نوجوانان بازي كرده ام. نكته جالب اين جاست كه بيشتر اين فيلم ها هم در نمايش عمومي فروش خوبي داشته اند. هم من نوجوانان را دوست دارم و هم آنها مرا. البته بيشتر كارهاي نوجوانانه من كمدي و فانتزي بوده است. اما «شنونده آخر شب» در مقايسه با آنها جدي تر است و در رده كارهاي كمدي يا فانتزي قرار نمي گيرد.»
رابين ويليامز قبل از اين، با كودكان و نوجوانان در فيلم هايي مثل «هوك» ، «جومانجي» ، «خانم داوبت فاير» و «فلابر» بازي كرده است.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1384ساعت 21:14  توسط رز  | 

 

This ridiculously beautiful couple
seemed to genuinely love each other

 

براد پیت41 ساله وجنیفر آنیستون36 ساله برای طلاق رسمی تشکیل پرونده دادند

جمعه گذشته آنیستون برای طلاق اقدام نمود این زوج در 29 جولای 2000 رسما ازدواج کرده بودند ولی به صورت غیر رسمی مدت 7 سال را با یکدیگر گذراندند این اولین ازدواج هر دو بوده است و آنها فرزندی نداشته اند

آنها از 7 ژانویه جدا زندگی میکنند

 آنیستون گفت شرکت آندو نیاز به تقسیم دارد او خواستار تعهدات ازدواج نیست وی تنها پرداخت مالیات وکیل را از پیت خواست جنیفر می خواهد از این پس نام دوشیزگی خود یعنی جنیفر جوانا آنیستون را بکار برد

به نظر میرسد علت جدایی بحث بر سر فرزند بوده است گویا براد آنجلینا جولی را نمونه یک مادر خوب خوانده است در حالیکه آنیستون مایل به داشتن بچه نمی باشد

حاملگی بریتنی

بریتنی وشوهرش پس از 7 ماه زندگی مشترک هم اینک در انتظار فرزند هستند بریتنی خواننده 23 ساله که 3 ماهه باردار است کارهای خود را متوقف کرده است و مشغول آمادگی برای قبول وظایف مادری است بچه در پاییز متولد می شود

بریت از ابتدای ازدواجش گفت میخواهد خانواده تشکیل دهد وبه آرزویش رسیده است کوین پدر بچه قبلا دو فرزند داشته است کوری 2 و کالب 8 ماهه است

کوین گفت من از این دوران لذت می برم و مهم اینست که بریت مشروب نمی خورد

 

 

 

فیلم

کمپانی

فروش هفتگی

فروش کل

تعداد هفته

 

1

-

حدس بزن کیه

Columbia Pictures

$21,000,000

$21,000,000

1

3147

2

-

خانم کانجنیالیتی

Warner Bros. Pictures

$14,510,000

$17,610,000

1

3233

3

1

حلقه2

DreamWorks Pictures

$13,800,000

$58,085,000

2

3341

4

2

رباتها

20th Century Fox

$13,000,000

$87,356,000

3

3431

5

3

صلح جو

Walt Disney Pictures

$8,541,000

$86,287,000

4

3102

6

5

مانع

Columbia Pictures

$4,300,000

$166,459,000

7

2233

7

6

گروگان

Miramax Films

$4,111,000

$26,175,000

3

1977

8

4

شاهزاده یخی 

Walt Disney Pictures

$3,702,000

$13,312,000

2

2501

9

7

خونسردباش

MGM

$2,850,000

$52,383,000

4

1883

10

8

بچهمیلیون دلاری

 

Warner Brothers

$2,610,000

$94,160,000

15

1710

11

11

فراتر از خشم

New Line Features

$1,250,000

$4,015,000

3

167

12

10

کنستانتین

Warner Bros.

$1,215,000

$72,660,000

6

1005

2 نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1384ساعت 8:47  توسط رز  | 

جنگ ستارگان 3 اشك تماشاگران را در خواهد آورد

جورج لوكاس، كارگردان فيلم جنگ ستارگان گفت: قسمت سوم و آخرين اپيزود اين فيلم كه تا 19 مي (اواخر ارديبهشت) اكران مي شود، اشك تماشاگران احساساتي را درخواهد آورد.
 

 اين كارگردان آمريكايي كه در جريان برگزاري نشست سالانه ي فيلم سازان آمريكا در لاس وگاس سخن مي گفت، افزود: قسمت سوم جنگ ستارگان با نام «انتقام سيت» تكان دهنده ترين اپيزود آن خواهد بود.
وي در اين نشست دقايقي از صحنه هاي فيلم را به نمايش گذاشت.
لوكاس ساخته جديدش را تايتانيك جديدي خواند كه در فضا صحنه پردازي شده است و به لحاظ داستاني موجب گريه تماشاگران احساساتي مي شود.

 
جورج لوكاس، كارگردان:
تماشاى «جنگ ستارگان ۳» براى بچه ها مناسب نيست
«جورج لوكاس» كارگردان سرى فيلم هاى جنگ ستارگان گفت: تماشاى سومین و آخرين قسمت فيلم جنگ ستارگان براى كودكان مناسب نيست. 
به نقل از پايگاه اينترنتى تاپيكس نت «جورج لوكاس» در مصاحبه با برنامه ۶۰ دقيقه اى CBS تلويزيون امريكا گفت: «انتقام زيس»، شيطانى ترين و خشونت آميز ترين قسمت از سرى فيلم هاى جنگ ستارگان است.
وى به اين برنامه گفت: من فكر نمى كنم كه تماشاى اين فيلم براى بچه هاى پنج و يا حتى شش ساله مناسب باشد. لوكاس پيش بينى كرد كه اين فيلم در امريكا با محدوديت سنى بالاى ۱۳ سال و در انگلستان بالاى ۱۲ سال آن هم با همراهى والدين به نمايش درآيد. اين فيلم قرار است ۱۹ مى در انگلستان و امريكا اكران شود.
در حالى كه پنج فيلم پيشين جنگ ستارگان با درجه PG يعنى شرط تماشاى فيلم با همراهى والدين در امريكا اكران شده است در انگلستان به استثناى فيلم «حمله كلون ها» كه در سال ۲۰۰۲ با درجه سنى PG به نمايش درآمد تماشاى ديگر قسمت ها براى عموم آزاد بود.
«انتقام زيس» كه سومين پيش دنباله «جنگ ستارگان» و محصول سال ۱۹۷۷ است درباره شخصيت «آناكين» است كه در آن به موجودى شيطانى به نام «دارت وادر» تبديل مى شود، همچنين شخصيت محبوب «جدى نايت» با بازى ساموئل ال جكسون در اين اپيزود گرفتار چنگال مرگ خواهد شد.

 

پس از فيلم مصائب مسيح
مل گيبسون به سراغ «معجزه فاطيما» مى رود
مل گيبسون براى ساخت فيلم بعدى اش به سراغ حادثه رويت مريم مقدس توسط عده اى روستايى پرتغالى در سال ۱۹۱۷ ميلادى رفته و قرار است بر اساس آن نسخه جديد فيلم «معجزه بانوى ما فاطيما» را بسازد. 
به نقل از روزنامه نيويورك تايمز، مل گيبسون كارگردان آمريكايى در حال ساخت فيلمى با ژانر مذهبى و موضوع معجزه فاطيما است. اين فيلم براساس داستان واقعى سه كودك روستايى است كه در سال ۱۹۱۷ ادعا مى كنند پس از رويت مريم مقدس به نيرويى الهى دست يافته اند كه به موجب آن قادرند برخى اتفاقات آينده را پيش بينى كنند. اين كودكان كه اهل كشور پرتغال هستند با كمك نيروى مقدسشان مى توانند اتفاقاتى چون وقوع جنگ جهانى دوم و ترور ژان پل دوم را پيش بينى كنند. گيبسون پس از ملاقات با خواهر لوسيا يكى از كسانى كه ادعاى رويت مريم مقدس را داشته است تصميم مى گيرد اين فيلم را بسازد. لوسيا كه ماه گذشته در سن ۹۸ سالگى درگذشت به همراه دو عموزاده اش جاكينتا و فرانچسكو مريم مقدس را در كودكى مى بينند و پس از آن مى توانند حوادثى چون وقوع جنگ جهانى دوم، ترور ژان پل دوم و اتفاقاتى از اين دست را پيش بينى كنند. پيش از اين نيز در سال ۱۹۵۲ جان برام با اقتباس از اين اتفاق فيلم «معجزه بانوى ما فاطيما» را با حضور بازيگرانى چون گيلبرت رونالد، سوزان وايتنى، شرى جسكون، سالى اوگ و آنجيلا كلارك ساخته بود. برايان فوى نيز تهيه كنندگى اين فيلم را به عهده داشت.


 


 

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1384ساعت 11:30  توسط رز  | 

ژول ورن و سینما

"آه عجب سفری! چه سفر شگفت انگيز و خارق العاده ای! از دهانه يک آتشفشان وارد زمين شديم و از دهانه آتشفشان ديگری برآمديم که بيست هزار فرسنگ با سرزمين ارجمند ايسلند که در گوشه دورافتاده ای از زمين قرارگرفته بود، فاصله داشت... ما به زير آسمان فيروزه ای سيسيل بازگشته بوديم." (سفر به مرکز زمين)

از ژول ورن به عنوان پدر افسانه علمی يا داستانهای علمی - تخيلی ياد کرده اند. اما حقيقت آن است که اگرچه شايد او نامدار ترين نويسنده اين نوع از داستان است؛ اما با خواندن افسانه های علمی ادگار آلن پو بود که شوق نوشتن داستانهای خيال انگيز علمی در وجود ژول ورن پديدار شد.

اهميت کار ژول ورن را احتمالا بايد نه در پيشگام بودنش در زمينه داستانهای علمی - تخيلی بلکه در روی آوردن به نسل تازه ای از مخاطبان و توجه به نيازهای فکری آنها جستجو کرد.

درک نوجويی های قرن نوزدهم و کوشش برای دميدن اين روح نوگرايی در داستانهايی که هم نويسنده و هم شخصيتهايش به افقهای نه چنان دوردست آينده نظر داشتند، يکی ديگر از جنبه های پر اهميت کار ژول ورن است.

همين دو نکته، يعنی توجه به نيازهای معنوی نسل نوجوانی که حالا امکان سواد آموزی داشت و رفاه و رونق دوران پس از انقلاب صنعتی نياز های تازه ای برای آن پديد آورده بود و نگاه نوجوی آينده نگر، ويژگی هايی هستند که تاريخچه داستان علمی - تخيلی را به دو دوران پيش و پس از ژول ورن تقسيم می کند.

 

پايان کور رنگی

افسانه علمی پيش از ژول ورن، افسانه ای است که اگر به شخصيت بهايی بدهد، معمولا آن را به صورتی تک بعدی و تک رنگ، سياه يا سفيد معرفی می کند. اما ژول ورن با ارج نهادن به انسان، به کوررنگی ادبی پايان می دهد و جلوه و جلای طيف خاکستری را در برابر ديدگان خواننده پديدار می سازد.

اين عوامل، به علاوه عنصر لذت بخشی به خواننده، موجبات محبوبيت داستانهای ورن را در سراسر جهان فراهم کرد.

بخشی از اين محبوبيت نيز ناشی از آن بود که آثار ژول ورن حتی در جنبه تخيلی خود، واقعگرا بودند. اين واقعگرايی در نمونه آثار تخيلی محض مثل آليس در سرزمين عجايب لوئيس کارول ديده نمی شود.

در جنبه علمی نيز تفاوت شيوه کار ورن با همکاران هم عصر و پيش از او اين بود که ژول ورن درباره جزئيات دست به پژوهش می زد و با سختکوشی کم نظيری عامل واقعگرايی را با يافتن پايه ها و مبانی علمی موضوع های مورد بحث، به داستان وارد می کرد.

رمز ديگر محبوبيت آثار ژول ورن تا به امروز آن است که او تقريبا تمام آثار خود را به صورت سفرنامه نوشته است و خواننده همواره خود را همراه قهرمانان داستانها در ماجراهايی که در اين سفرها پيش می آيد، درگير می بيند.

داستانسرا، نه دانشور

با اينهمه، ژول ورن داستانسرا و قصه پرداز بود نه دانشور و پژوهشگر. آنچه مسلم است، اين است که او خود به نقص علمی برخی آفريده های خيالی خود واقف بود.

تمام کار و هنر او پرداختن قصه ای جذاب با آميزه ای از تخيل و واقعيت بود؛ با شخصيتهايی ملموس در دل داستانهايی که بيش از آن جذاب بودند که کسی بخواهد به هنگام خواندن آنها درباره درستی ماجراها و امکان پذير بودن يا نبودن شان چون و چرا کند.

به گفته آرتور سی کلارک نويسنده اديسه فضايی 2001 ( در ايران: راز کيهان): "مشکل بتوان گفت که ژول ورن تا چه حد ماجرای آن توپ غول آسا در سفر به ماه را جدی می گرفت. شايد اعتقاد داشت که توپی به آن عظمت می توانست جسم بسيار سنگينی را به ماه پرتاب کند. اما بعيد است که تصور می کرد اگر آدمهايی را در گلوله آن توپ قرار بدهند، از ضربه پرتاب جان سالم به در خواهند برد."

يک زندگی

 

ژول ورن در سال 1828 در بندر نانت به دنيا آمد. پدرش که وکيل دعاوی بود، بعد ها راهی پاريس شد تا در آنجا به وکالت بپردازد. ژول هم در همانجا به تحصيل حقوق مشغول شد و با راهنمايی يکی از خويشاوندانش به حلقه های ادبی پاريس راه يافت و تحت تاثير ويکتور هوگو و الکساندر دومای پسر به نمايشنامه نويسی روی آورد و نخستين نمايشنامه اش را در 22 سالگی در پاريس به روی صحنه برد.

ژول ورن نخستين اثر علمی – تخيلی خود به نام سفر با بالن را در سال 1851 تحت تاثير مطالعه آثار ادگار آلن پو نوشت. اما پس از آن مدتها به کار فروش سهام اشتغال داشت تا آنکه با نوشتن داستان پنج هفته در بالن (1863) بار ديگر به نويسندگی روی آورد. اين داستان يکی از قصه های کتاب سفرهای شگفت انگيز است که در ايران با نامهای سفر شگفت انگيز و سفر پرماجرا به فارسی برگردانده شده است. چاپ اين مجموعه از داستانهای ورن در واقع از يک سال پيش از آن به تدريج آغاز شده بود.

ورن تا آخر عمر به ژول هتزل، ناشری که سفرهای شگفت انگيز را چاپ کرده بود وفادار ماند و همه آثار خود را برای انتشار به او سپرد. اين همان ناشری بود که پيش از آنکه با ژول ورن کار کند، آثار بالزاک و ژرژ ساند را منتشر می کرد.

عمده آثار ورن تا سال 1880 به چاپ رسيد. او در آثار اواخر عمر خود، رفته رفته بدبينی خود را نسبت به سرنوشت تمدن بشری نشان می دهد. در واپسين داستانش ،روبر فاتح، تمدن زمين به پايان می رسد و آدم و حوا بار ديگر دست در کار آغاز ديگری برای زندگی می شوند.

ژول ورن بعدا در سال 1904 همين داستان را با نام ارباب جهان ادامه داد و در آن روبر، مخترع آشنای او، را در حالی می يابيم که مبتلا به جنون خودبزرگ بينی شده است.

اين شايد پيش بينی بدبينانه ای است از زوال و ويرانی انسانی که تا همين قرن پيش، خود را آفريننده می دانست.

ژول ورن در 24 ماه مارس سال 1905 درگذشت

پنج هفته در بالن - 1863
دکتر فرگوسن و دوهمراه او با بالنی به نام ويکتوريا به زنگبار می روند تا به نقاط کشف نشده آفريقا که تا کنون پای آدمی به آنها نرسيده دست بيابند.

سفر به مرکز زمين – 1864
پروفسور ليدنبروک به هنگام ترجمه آثار آرنه ساکنوسم به اين نتيجه می رسد که اين آثار می توانند راهنمای او در سفری به مرکز زمين باشند.

از زمين تا ماه – 1865
باربيکن و اعضای باشگاه توپخانه بالتيمور نقشه ای برای سفر به ماه طرح می کنند که طی آن انسان با استفاده از يک توپ عظيم به ماه پرتاب می شود.

فرزندان کاپيتان گرانت – 1868
يک بطری که در دل يک کوسه ماهی قرار داده شده، حاوی يادداشتهايی عمدتا نامفهوم است که به سه زبان نوشه شده است. با اين حال، اين اسناد ممکن است بتوانند ما را به کاپيتان هری گرانت که بيش از دوسال پيش همراه با کشتی بريتانيا در سواحل آمريکای جنوبی غرق شده برساند.

سفر به مدار ماه – 1870
اين کتاب دنباله از زمين تا ماه است و در آن باربيکن و همراهانش به دور ماه گردش می کنند.

بيست هزار فرسنگ زير دريا –1870
کشتيهايی در اينجا و آنجا غرق می شوند و تصور بر آن است که غرق اين کشتيها کار يک هيولا باشد. دولت آمريکا دکتر پير آرونا و دستيارانش را برای پايان دادن به اين ماجرای اسرارآميز به کار می گيرد. اين داستان، همان ماجرای مشهور کاپيتان نيمو ا ست.

دور دنيا در هشتاد روز – 1873
فيلياس فاگ شرط می بندد که دور دنيا را در هشتاد روز طی کند اما هنگامی که با تصور اينکه مظنون به سرقت است مورد تعقيب واقع می شود، به دردسر می افتد.

جزيره اسرارآميز – 1874
اين داستان ماجرای پنج تنی است که به دنبال محاصره شهر ريچموند در ايالت ويرجينيا در جريان جنگهای داخلی آمريکا با بالن از آن شهر فرار می کنند. توفان بالن آنها را به نقطه ای در شش هزار مايلی می برد. در اين داستان بار ديگر با کاپيتان نيمو روبرو می شويم.

ميشل استروگف – 1876
سزار بايد پيامی را از مسکو به برادرش در ايرکوتسک برساند. سروان ميشل استروگف مردی است که قرار است اين پيام مهم را از يک سوی سيبری به جانب ديگر آن برساند. جايی که اينک در تصرف امير بخاراست.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1384ساعت 11:16  توسط رز  | 

یک کم بخند
2 نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1384ساعت 21:43  توسط رز  | 

پرفروش ترين فيلم ها در آمريكا توليد مي شود

آمريكا پرفروش ترين فيلم ها را در كل دنيا توليد مي كند. به گزارش مووي تايمز , فيلم تايتانيك با درآمد 600 ميليون و 800 هزار دلار در صدر جدول پرفروش ترين فيلم هاي آمريكا از آغاز تاكنون قرار دارد. همچنين جنگ ستارگان با درآمد 460 ميليون و 900 هزار دلار در رده دوم , اي.تي با 434 ميليون و 900 هزار دلار درآمد در رده سوم و جنگ ستارگان يك با 431 ميليون و 100 هزار دلار در رديف چهارم پرفروش ترين ها جاي گرفته اند. اين گزارش حاكي است مرد عنكبوتي توليد 2002 با 403 ميليون و 700 هزار دلار در رده پنجم جدول، ارباب حلقه ها، بازگشت پادشاه  با 364 ميليون و 100 هزار دلار در رديف ششم ، پارك ژوراسيك با 357 ميليون و صد هزار دلار رده هفتم جدول و ارباب حلقه ها، دو برج توليد 2002 با 340 ميليون و 500 هزار دلار در رده هشتم جدول قرار دارند. در جستجوي نمو با 339 ميليون و 700 هزار دلار در رده نهم و فارست گامپ نيز با 329 ميليون و 700 هزار دلار در رده دهم جدول جاي گرفته اند. لازم به ذكر است كه اين آمار مربوط به فروش فيلم ها در داخل آمريكا هستند و فروش جهاني آنها محاسبه نشده است.

سينماي آمريكا در سالي كه گذشت


براي نخستين بار طي 20 سال گذشته فيلم‌‏هاي خانوادگي همچون شرك 2 در جدول فروش سينماي آمريكا از فيلم‌‏هاي اكشن پيشي گرفت.
به گزارش گروه هنر خبرگزاري كار ايران، ايلنا،‌‏از بي بي سي، نصف فيلم‌‏هاي پر فروش 2004 از نظر رده‌‏بندي سني محدوديتي نداشتند كه باور نكردني‌‏ها و هري پاتر و ز نداني آزكابان نيز از آن جمله بودند.
 


براساس آمارهاي انجمن ملي سينماداران آمريكا، در سال گذشته بيش از 5/1 ميليارد نفر به سينما رفتند، از ميان 25 فيلم پرفروش آمريكا فقط چهار فيلم از نظر سني در رده آر قرار داشتند، تماشاي فيلم‌‏هاي رده آر براي افراد زير 17 سال ممنوع است؛ مگر اينكه يك فرد بزرگ‌‏سال آنها را همراهي كند.
گفتني است؛ از ميان آن دسته از فيلم‌‏هاي سال 2004 كه در رده‌‏بندي سني قرار داشتند، 540 فيلم شامل رده‌‏بندي آر بودند و فقط 325 فيلم در رده جي، پي جي يا پي جي -13 قرار داشتند.
رده جي در آمريكا معادل رده
U در بريتانيا است؛ فيلم‌‏هايي كه در اين رده قرار مي‌‏گيرند قابل ديدن براي همه رده‌‏هاي سني هستند، رده پي جي -13 نيز هشدار مي‌‏دهد كه برخي صحنه‌‏هاي فيلم ممكن است براي كودكان مناسب نباشد.
جان فيسيتان، رييس انجمن ملي سينماداران آمريكا از استوديوهاي هاليوود خواست فيلم‌‏هاي خانوادگي بيشتري بسازند كه در رده بندي پي جي (براي همه سنين) يا پي جي- 13 قرار بگيرند.
او علت اين درخواست را نيز فروش بيشتر سينماها عنوان كرد.

 

موزيكال ارباب حلقه‌‏ها

نمايش موزيكالي براساس ارباب حلقه‌‏ها، ‌‏سال آينده در تورنتو، كانادا، به نمايش در مي‌‏آيد.
به گزارش گروه هنر خبرگزاري كار ايران، ايلنا، از ياهوموويز اين نمايش 22 ميليون دلاري در مارس 2006 افتتاح مي‌‏شود.
بنا به گفته كوين والاس، تهيه كننده اين پروژه اكثر بازيگران آن كانادايي هستند.
والاس اميدوار بود؛ كه بتواند اين نمايش را پاييز در لندن افتتاح كند؛ اما به دليل اشغال بودن تئاترهاي بزرگ در آن تاريخ ناچار به لغو اين برنامه شد و تا پيش از دسامبر 2006 قادر به اجراي آن در لندن نخواهد بود.
اين نمايش 50 بازيگر دارد كه ممكن است پنج نفر آنها بريتانيايي باشند، مدت زمان آن نيز سه ساعت است.
اين نمايش براساس رمان جي.آر.آر.تالكين كه پنجاه سال پيش منتشر شده ساخته مي‌‏شود؛ سه گانه‌‏اي كه با فيلم برنده اسكار پيترجكسون به شهرت جهاني رسيد.
جكسون ده سال را صرف اقتباس سينمايي از اين كتاب كرد.


2 نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 16:50  توسط رز  | 

 

 

  «حلقه» صدرنشين شد

 قسمت دوم فيلم «حلقه» صدرنشين جدول هفتگي فروش فيلم ها در آمريكا شد.
«حلقه 2» كه قسمت دوم فيلم ترسناكي به همين نام است كه حدود 2 سال قبل به روي پرده سينما رفت با فروش 35 ميليوني خود در 3 روز اول نمايش ، لقب فيلم اول اين هفته سينماهاي آمريكا را گرفت.
نائومي واتس در فيلم ، نقش خبرنگاري را دارد كه يك بار ديگر درگير يك ويدئوي آدمكش مي شود.
فيلم را هيدئو ناكاتاي ژاپني كارگرداني كرده كه سازنده 2 قسمت اصلي و ژاپني «حلقه» است.
فهرست 10 فيلم اول جدول هفتگي سينماهاي آمريكا به شرح زير است:

فيلمفروش هفتگيفروش كلي هفته نمايش
حلقه 235 ميليون دلار35 ميليون دلار1
روبات ها21 ميليون دلار66 ميليون دلار2

آرام كننده

12 ميليون دلار73 ميليون دلار3

شاهزاده خانم يخي

7 ميليون دلار7 ميليون دلار1
هيچ6 ميليون دلار159 ميليون دلار6
گروگان5 ميليون دلار19 ميليون دلار2
خونسرد باش5 ميليون دلار47 ميليون دلار3
بچه ميليون دلاري4 ميليون دلار90 ميليون دلار14
خاطرات زن سياه ديوانه2 ميليون دلار48 ميليون دلار4
كنستانتين2 ميليون دلار70 ميليون دلار5

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

حماسه هاي نوين

 

سال ۲۰۰۰، خوش بين ترين طرفداران سينماي كلاسيك هم تصور نمي كردند كه روزي دوباره شاهد جلال و جبروت مسحور كننده آثاري چون بن هور، ال سيد، اسپارتاكوس و سقوط امپراتوري روم بر پرده سينما باشند. سينماي حماسي از دوران عصر طلايي  هاليوود يعني به طور دقيق از دهه ۱۹۷۰ به بعد به حاشيه رانده شده و تا همان سال ۲۰۰۰ ، تعداد آثاري كه در ژانر هميشه پرطرفدار حماسي ساخته شده بودند شايد به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسيد كه عمدتا هم فيلم هايي بودند ضعيف و ناشيانه كه فقط حسرت آثار بزرگي را كه ذكر شد در دل سينما دوستان حرفه اي عميق تر مي كردند. طي اين ۳۰ سال شايد فقط بتوان از آخرين امپراتور ساخته برناردو برتولوچي (۱۹۸۷) و دلاور ساخته مل گيبسون (۱۹۹۵) به عنوان آثاري قابل توجه و قابل تامل نام برد و جالب اينكه آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي كه اصولا به فيلم هاي حماسي رغبت خاصي دارد ذوق زده به هر دو فيلم مذكور جايزه اسكار بهترين فيلم سال را اعطا كرد ولي حتي اين توجه آكادمي  ، استقبال منتقدان و حتي فروش بالاي اين دو فيلم نتوانست جريان جديدي را در هاليوود ايجاد كند.
اما سال ۲۰۰۰ يكباره ورق برگشت. ريدلي اسكات كارگردان كهنه كار بريتانيايي فيلم عظيم و حماسي گلادياتور را روانه اكران كرد. اسكات تمام گونه هاي سينمايي را تجربه كرده و از تمام آنها هم سربلند بيرون آمده بود. حاصل كار اسكات در ژانر فراموش شده حماسي اثري بود تلخ اما بسيار جذاب و زيبا كه منتقدان و تماشاگران را به شدت به وجد آورد. آكادمي هم با اعطاي دو اسكار اصلي بهترين فيلم و بهترين بازيگر نقش اول مرد (راسل كرو) از اين فيلم تقدير كرد. بازهم مي شد اينطور استنباط كرد كه احتمالا قرار است گلادياتور حسن ختام آثار حماسي باشد و در اين صورت گلادياتور واقعا حسن ختام باشكوهي بود ولي اين بار واقعا جريان جديد در هاليوود ايجاد شده بود. بلافاصله بعد از گلادياتور سه گانه استثنايي حماسي - فانتزي ارباب حلقه ها آمد و همه جا را تسخير كرد. فروش فيلم، مافوق تصور بود و بازهم قضيه سه گانه استقبال منتقدان ، مردم و آكادمي اسكار از فيلم تكرار شد. حالا ديگر واضح بود كه هاليوود سعي دارد فصل جديدي را در سينماي مرده حماسي باز كند . تلاشي كه تروا آن را تثبيت كرد. فيلم تروا كه چهارم جولاي از پرده سينماهاي آمريكا پايين آمد در مقايسه با ۴ فيلم قبلي با فروش پايين تر روبه رو شد كه به نسبت بودجه فيلم شايد نوعي شكست محسوب شود. فيلم ۱۸۱ ميليون دلار هزينه و ۱۳۱ ميليون دلار در بازار آمريكا فروش داشت ولي سر و صداي فراوان فيلم به خصوص در جشنواره كن باعث شد تا تب آثار حماسي بيش از پيش همه گير شود. تروا منظومه معروف ايلياد سروده هومر يوناني را دستمايه كار خود قرار داده است. حضور بازيگر بزرگي چون برادپيت در نقش دشوار آشيل و حضور كارگرداني كاركشته چون ولفگانگ پيترسون نويدبخش فيلمي درخشان بود كه در عمل چنين اتفاقي نيفتاد. گرچه برادپيت و ساير بازيگران فيلم به خوبي از پس نقش هاي دشوار خود برآمده اند ولي فيلمنامه ضعيف و پر ايراد و كارگرداني آشفته پيترسون لطمات جبران ناپذيري به فيلم وارد كرده است. معلوم نيست بر مبناي چه فلسفه اي آشيل رويين تن نيست و قبل از ساخته شدن اسب معروف تروا كشته نمي شود. آشيل قبراق و سرحال همراه با بقيه يوناني ها وارد تروا مي شود و آنجا با ۸-۷ تيري كه پاريس به سينه اش مي زند كشته مي شود! انگار نه انگار كه در علم پزشكي يك زردپي را به خاطر اين حماسه، به نام آشيل نامگذاري كرده اند.
سينماي حماسي صحنه هاي عظيم و باشكوه مي خواهد ولي تماشاگر امروزي سينما كه از ديدن جمعيت وكشت و كشتار اشباع شده ديگر به سختي تحت تاثير صرف چنين صحنه هايي قرار مي گيرد. چيزي كه ريدلي اسكات درگلادياتور و پيترجكسون در ارباب حلقه ها با ذكاوت آن را دريافته و با دقت به پردازش شخصيت ها و روابط بين آنها پرداخته بودند.
به هر حال تروا نتوانست درمقايسه با اسلافش آنطور كه بايد و شايد موفق باشد ولي بايد پذيرفت كه الان اين فيلم كمك موثري به حركت موج جديد آثار حماسي درهاليوود به حساب مي آيد. موفقيت نسبي تروا و موفقيت مطلق ۴ فيلم قبلي باعث شد تا اتفاقي بي سابقه درهاليوود رخ دهد يعني ساخته شدن همزمان دو فيلم بر مبناي يك سوژه يعني اسكندر؛ در حال حاضر دو كمپاني مختلف، اليوراستون و بازلورمان را استخدام كرده اند تا هر دو زندگي اسكندر مقدوني را به تصوير بكشند.
اليوراستون، كالين فارل را براي نقش اسكندر در اختيار دارد و بازلورمان از لئوناردو دي كاپريو در فيلمش استفاده مي كند. با اين وضعيتي كه هاليوود پيش مي رود هيچ بعيد نيست تا چند سال ديگر شاهد بازسازي آثار كلاسيك سينماي حماسي هم باشيم. هاليوود است ديگر!

       

2 نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 7:55  توسط رز  | 

 
 

Company logo design
Logo Design<>
Bouncing Ball Background
Click anywhere to start script
Floating Layer
به شاهکار هالیوود خوش اومدین.