استيون اسپيلبرگ خود را براي شركت در رقابتهاي دور آينده اسكار آماده مي كند.درام علمي تخيلي و دلهره آور «جنگ دنياها»ي اين فيلمساز قصد شركت در رقابتهاي اسكاري 2006 را دارد.
اين فيلم كه تابستان آينده به روي پرده سينماها مي رود ، براساس رمان جنجالي اچ جي ولز ساخته شده و تام كروز را در نقش اصلي خود دارد.
قصه فيلم كه درباره هجوم مريخي ها به كره زمين است به صورت مشترك توسط دو كمپاني دريم وركز و پارامونت تهيه شده است.
تحليلگران اقتصادي عقيده دارند اين فيلم لقب پرفروشترين كار فصل تابستان را به خود اختصاص خواهد داد.
پيش بيني مي شود منتقدان سينمايي هم به تحسين اين فيلم بپردازند.
از سوي ديگر اسپيلبرگ تلاش دارد درام ورزشي جديد خود را نيز هر چه زودتر براي نمايش عمومي آماده كند.
فيلم كه براساس يك ماجراي واقعي ساخته مي شود ، درباره حوادث خونيني است كه در جريان گروگانگيري سال 1972 بازيهاي المپيك مونيخ بوجود آمد.
اگر فيلمبرداري فيلم تا پايان تابستان تمام شود ، اسپيلبرگ آن را هم براي حضور در رقابت هاي اسكاري آماده مي كند.
سال گذشته ميلادي «ترمينال» اين فيلمساز موفقيتي در مراسم اسكار بدست نياورد.
گرچه ساخت فيلم مصائب مسيح به كارگرداني مل گيبسون كه در آن 12 ساعت پاياني عمر حضرت مسيح را به تصوير كشيده است، محبوبيت اين كارگردان بزرگ را دو چندان كرد، اما برخي مشكلات را براي او و خانواده اش به بار آورد. اخيرا مل گيبسون عليه فردي به نام سينكلر ۳۴ ساله كه با ناديده گرفتن دستورات گارد امنيتي در حوالي منزل وي پرسه مي زد، به دادگاهي در لس آنجلس شكايت كرده و گفته است كه حضور فرد مظنون باعث ايجاد ترس در او نسبت به امنيت جاني افراد خانواده اش شده است.
گيبسون مي گويد پيش از پيدا شدن اين فرد چندين مراجعه كننده ناشناس به منزل او آمده اند و قضيه كاملا مرموز به نظر مي رسد.
ستاره سينماي هاليوود با اشاره به اين كه سينكلر در ماه اكتبر سال گذشته به دليل ايجاد مزاحمت براي او بازداشت شده بود، گفت: امسال هم مجددا سر و كله اين آدم پيدا شده و تا به حال چندين مرتبه جلوي در ورودي خانه ام ظاهر شده است و معلوم نيست از جان من و خانواده ام چه مي خواهد.
به نظر من او فرد نخاله اي است كه نمي داند حريم شخصي افراد چيست. هر چند كه از طرف او تهديد نشده ام، اما من و همسرم از بابت حضور او بسيار نگرانيم.
دليل مرد مزاحم تا حدودي باور نكردني است.
او مدعي است كه بشدت تحت تاثير فيلم مصائب مسيح قرار گرفته و قصد دارد در كنار مل گيبسون دعا بخواند.
مل گيبسون به قاضي گفت: همسرم دوست ندارد او را در حالي كه مشغول صرف چاي است در اطراف منزل ببيند، شايد او به كمك نياز داشته باشد. محافظ مل گيبسون به دادگاه گفت كه متهم، 12 بار براي گيبسون نامه فرستاده و در نامه مدعي شده است كه خدا او را به كاليفرنيا فرستاده تا به همراه وي دعا بخواند.
سينكلر در صورت گناهكار شناخته شدن به 16 ماه حبس محكوم خواهد شد
در سال 1974 در بلينگام در ايالت واشنگتن به دنيا آمد. در کودکی استعداد بازيگری اش توسط تهيه کننده ای کشف شد. مدتها در تئاترهای محلی و در مدرسه بازی می کرد.
سوانک در نوجوانی به لس آنجلس رفت و در سال هجده سالگی در نقش کوچکی از فيلم بافی، خون آشام کشنده بازی کرد. دو سال بعد در قسمتی از مجموعه فيلمهای کاراته کيد در يکی از نقشهای اصلی ظاهر شد.
در سال 1999 سوانک در مهمترين فيلمش تا آن زمان با عنوان پسرها گريه نمی کنند بازی کرد. بازی در اين فيلم جوايز معتبری برای سوانک در پی داشت که از مهمترين آنها می توان به اسکار بهترين بازيگر نقش اول زن اشاره کرد
بی خوابی، موهبت و هسته از ديگر فيلمهای مهم سوانک پس از پسرها گريه نمی کنند است.
امسال سوانک برای بازی در فيلم دختر ميليون دلاری در نقش دختری که آرزو دارد قهرمان بوکس جهان شود، برای دومين بار نامزد اسکار شده است.
او برای اين فيلم جايزه گلدن گلوب را در بخش بهترين بازيگر نقش اول زن، بدست آورد.
کيت وينسلت
در سال 1975 در شهر ردينگ در انگلستان به دنيا آمد. تقريبا تمام اطرافيانش به نوعی با نمايش و بازيگری در ارتباط بودند. پدر و مادرش هر دو بازيگر تئاتر بودند، به همين دليل از کودکی با بازيگری آشنا شد و خيلی زود بر روی صحنه نمايش حضور يافت.
وينسلت در کنار تحصيلات در رشته نمايش بازی در تئاتر ادامه داد. نخستين حضور او در مقابل دوربين بازی در فيلم مخلوقات بهشتی ( 1994) بود.
وينسلت در سال 1995 در کنار اما تامپسون، در فيلم منطق و احساس بازی کرد که برای اين فيلم برای نخستين بار نامزد اسکار شد.
بازی در فيلم تايتانيک در نقش رز در سال 1997 شهرت به سزايی برای او در بر داشت. او برای اين فيلم برای دومين بار نامزد دريافت اسکار شد.
فيلم آيريس سومين فيلم وينسلت است که برای آن نامزد اسکار شد.
او امسال برای بازی در فيلم آفتاب ابدی ذهن بی عيب برای چهارمين بار نامزد اسکار شده است.
وينسلت در سال 2003 با سام مندس کارگردان انگليسی فيلم زيبای آمريکايی ازدواج کرد.
فيلمهای دود مقدس ، معما ، زندگی ديويد گيليافتن ناکجا آباداز ديگر فيلمهای مهم وينسلت هستند.
|
|
لئوناردو دی کاپريو
سال 1974 در لس آنجلس به دنيا آمد و در يکی از محلات فقيرنشين اين شهر بزرگ شد. مادرش يک مهاجر آلمانی بود و پدر ايتاليايی اش به طراحی داستانهای مصور می پرداخت. حضور در تلويزيون را از کودکی آغاز کرد و پس از بازی در مجموعه های تلويزيونی، فيلمهای آموزشی و تبليغاتی، سرانجام در 17 سالگی به سينما راه يافت. دو سال بعد از ميان چهارصد داوطلب برگزيده شد تا در فيلم زندگی اين پسر با رابرت دنيرو و الن بارکين همبازی شود. بازی در اين فيلم او را مورد توجه قرار داد تا جايی که نامزد جوايز منتقدان سينمايی نيويورک و انجمن ملی منتقدان فيلم آمريکا شد.در همان سال با ايفای نقش يک عقب افتاده ذهنی در چيزی که گيلبرت گريپ را می خورد، به طور گسترده ای تحسين شد و در 19 سالگی به نامزدی اسکار برای بهترين بازيگر نقش مکمل رسيد.دی کاپريو با حضور در فيلمهايی مانند خاطرات بسکتبال، کسوف کامل، اتاق ماروين و رمئو + ژوليت، توانست هم ستايش منتقدان را به دست آورد و هم به شهرت بين المللی برسد اما بازی در پرفروش ترين فيلم تاريخ سينما، تايتانيک بود که جايگاه او را در مقام يک ستاره تثبيت کرد. هرچند که او از نامزدی اين فيلم برای چهارده جايزه اسکار (که به کسب يازده جايزه منجر شد) نصيبی نبرد.بسياری دی کاپريو را محبوبترين بازيگر زير سی سال در دهه نود می دانند. او اين شهرت و محبوبيت فوق العاده را در Celebrity ساخته وودی آلن به هجو کشيد.دی کاپريو، گذشته از وودی آلن و جيمز کامرون، با برخی ديگر از برجسته ترين و مطرح ترين فيلمسازان آمريکا از جمله استيون اسپيلبرگ (اگه می تونی منو بگير) و مارتين اسکورسيزی همکاری کرده است.هوانورد، دومين همکاری دی کاپريو با مارتين اسکورسيزی پس از دارودسته های نيويورکی است. او برای ايفای نقش هوارد هيوز، ميليونر آمريکايی، نامزد جايزه اسکار شده است.
جانی دپ
|
|
در سال 1963 در ايالت کنتاکی به دنيا آمد ولی تمام کودکی اش را در فلوريدا گذراند. نام اصلی او جان کريستوفر دپ دوم است.
در هفده سالگی به اين اميد مدرسه را رها کرد که ستاره موسيقی راک شود. در سال 1984 سفری به لس آنجلس کرد و توسط همسر سابقش با نيکلاس کيج آشنا شد، و کيج او را برای بازی در فيلم کابوسی در الم استريت معرفی کرد.
او در سال 1986 نقش کوچکی را در فيلم جوخه ساخته اليور استون بازی کرد. اما حضور دپ در نقش عجيب و غريب ادوارد دست قيچی(تيم برتن) در سال 1990 او را تبديل به يک ستاره کرد.
جانی دپ بازيگر محبوب تيم برتن است. او به جز ادوارد دست قيچی در دو فيلم ديگر برتن يعنی اد وود (1994) و اسليپی هالو(1999) بازی کرده است.
دپ با بسياری از کارگردان های مطرح دنيا مانند رومن پولانسکی( دروازه نهم)، امير کوستوريتسا( رويای آريزونا) جيم جارموش ( مرد مرده) و تری گيليام( ترس و نفرت در لاس وگاس) کار کرده است.
جانی دپ نخستين بار در سال 2004 برای فيلم دزدان دريائی کارائيب: نفرين مرواريد سياه به جمع نامزدان دريافت اسکار پيوست.
او نيز همچون جيمی فاکس و لئوناردو دی کاپريو با بازی در يک فيلم – زندگی نامه به جمع نامزدان اسکار بهترين بازيگر مرد در سال 2005 رسيده است. يافتن ناکجا آباد، زندگی نامه جيمز ماتيو باری، نويسنده و خالق نمايشنامه پيتر پن است که جانی دپ نقش او را ايفا می کند.
گوش كنيد
سلماهايك ، بازيگر هاليوود، قبل از آنكه كارلس سانتانا و آنتونيو بندراس براي اجراي ترانه Al otro lado del Rio روي سن بيايند، از همه حضار درخواست كرد با تمام وجود اين ترانه را گوش كنند چرا كه اولين ترانه اسپانيايي زبان نامزد اسكار است. هايك بلافاصله شروع به ترجمه انگليسي شعر كرد اما وقتي حضار بي توجه شروع به صحبت كردند، گفت: خواهش مي كنم گوش كنيد. داره قشنگ تر مي شه!
داماد اسكور سيزي
كيت بلانشت برنده جايزه نقش مكمل در هنگام دريافت جايزه از مارتين اسكورسيزي قدرداني كرد و گفت: اميدوارم پسر من با دختر شما ازدواج كند! اين جمله بلانشت، اسكورسيزي را به وجد آورد.
اسپانيايي ها
اسپانيايي ها و مكزيكي هاي حاضر در مراسم كلني كوچكي تشكيل داده و مرتب همديگر را تشويق مي كردند. ابراز احساسات بندراس بعد از برنده شدن ترانه فيلم خاطرات موتورسيكلت جالب بود. اين در شرايطي بود كه به محض رفتن روي سن قسمتي از آهنگ را شخصا اجرا كرد و با گفتن متشكرم به زبان انگليسي و سلام به زبان لاتين، سن را ترك كرد.
سلام اینم جدیدترین مصاحبه دی کاپریو
12 سال پس از پروژه چه چيزي گيلبرت گريپ را مي خورد؟ حال هر 2 بازيگر آن فيلم ، يعني جاني دپ و دي کاپريو هر 2 نامزد دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش اول مرد شده اند و البته در 2 فيلم مختلف. دپ براي پيداکردن «ناکجاآباد» و دي کاپريو براي «هوانورد» که بازي را فعلا به جمي فاکس باخته اند.
لئوناردو دي کاپريو از ده دوازده سال بازيگري و فراز و فرودهايش سخن مي گويد.
اين دفعه ديگر مثل اين که «زندگي اين پسر» واقعا تثبيت شده است؟
خب 12 سال از فيلم زندگي اين پسر مي گذرد. دقيقا مثل چه چيزي گيلبرت گريپ را مي خورد؟ آن هم براي 12 سال پيش بود ؛ اما اوضاع و احوال فرق کرده است. اگر تمام اين تثبيت شدن به خاطر نامزدي اسکار باشد، برايم سودي ندارد. اگر منظور از اين تثبيت شدن به خاطر کارهاي پس از تايتانيک است ، يعني اين دوره 8 ساله ، خب بايد بگويم شايد همين طور باشد. بله ، اين پسر دارد تثبيت مي شود.
تام هنکس ،اسپيلبرگ ومهم تر از همه مارتي مرا شاگردي کوشا با آينده تثبيت شده تشخيص دادند |
انگار کسي آن بالا مرا دوست دارد و خدا همه چيز را برايم مهيا کرده است. من بعد از تايتانيک گيج بودم. ساحل را براي فوکس بازي کردم و داغون شدم ، اما کسي دست مرا از اين گرداب گرفت و بالا کشيد.
پيش از اين که نقش هوارد هيوز را بخواهي بازي کني ، اصلا چه شناختي از او داشتي؟ آيا زندگي او را براي سينمايي شدن مناسب تشخيص دادي؟
در اين که آيا هوارد هيوز مي تواند فيلم شود ، وقتي مارتين اسکورسيزي 25 سال به او و زندگي اش فکر مي کرده ، پس طبيعي است که اين قابليت را داشته. وقتي اسکورسيزي يا امثال او کاري مي کنند ، صدها استدلال معقول پشت آن است ؛ ولي خود من آنچنان با او آشنا نبودم. توصيه اسکورسيزي براي شناخت سينماي کلاسيک آنقدر برايم جدي بود و خودش به قدري شيفته اين سينما بود که لاجرم من هم با نيرويي بسيار زياد و غيرقابل کنترل به سمت و سوي اين سينما رفتم. مطالعه کردم و فيلم ديدم. درباره هيوز نيز چه آنها که اسکورسيزي دستور داده بود و چه آنها که خودم دسترسي پيدا کردم را مفصل خواندم و ديدم.
به اين سه عنوان توجه کنيد: جان لوگان سناريست هوانورد ، لئوناردو دي کاپريو کاراکتر هوارد هيوز و مارتين اسکورسيزي کارگردان هوانورد. کداميک عامل اصلي موفقيت براي نامزدشدن اسکار در اين فيلم شدند.سناريوي فيلم ، اسکورسيزي يا اين که نيروي ذاتي و ممارست هاي خودت؟
من نمي توانم تاثير نوشته سيال و هدفمند و فوق العاده حرفه اي جان لوگان را ناديده بگيرم. درباره خودم نيز مي توانم به انگيزه فوق العاده زياد اشاره کنم ، اما بدون شک سهم مارتي در پرداخت کاراکتر هيوز و هدايت من بازيگر ، عاملي جادويي بود. عجيب است که در دار و دسته نيويورکي نيز چنين بود. وقتي مارتي صحنه اي را برايم توضيح مي داد ، گويي تمامي آن را با ولع مي بلعيدم و هضم مي کردم. چنان که ملکه ذهنم مي شد. سهم مارتي نه تنها درباره من ، بلکه درخصوص تمامي عوامل فيلم و موفقيت اين کار اثبات شده است.
نظم همراه رفاقت راستين و عطش سيري ناپذير اسکورسيزي براي اين که هر چيز حتي جزييات در بهترين فرصت جاي گرفته باشند، نه تنها در هوانورد بلکه در هر اثر او نمايان است. من بي صبرانه منتظر کار سومم با مارتي هستم.
کمي به فيلم برگرديم. اسکورسيزي چه سهمي براي هوارد هيوز در سينماي دهه 30 و 40 هاليوود قائل بود؟
شايد اين گونه نبود. منظورم اين است که نوع نگاه مارتي به هيوز برآيند تمام خصوصيات خاص هيوز بود. مجموع اين ويژگي ها باعث شده بود هوارد هيوز بين سالهاي 1930 تا سالهاي پاياني دهه 40 نفر اول هاليوود باشد، اما نه فيلمي درخور ساخت و نه اين که هيچ وقت نامش به عنوان سينماگري قابل ، عرضه شد. او به هر دري مي زد تا فقط سرش گرم باشد. از اين رو سرعت بيش از هر چيز ديگر در زندگي اش برايش حائز اهميت بود. تصور من اين بود که اگر در آن سالها کمي از سرعت زندگي او کاسته مي شد، شايد هيوز خودش را مي کشت.
او مولتي ميليونر بود ، قدرت اول در هاليوود بود و مي توانست هنرپيشه اي را به اعتبار برساند يا بيکار کند. روي هم رفته علي رغم ظاهر همه چيز دارش ، به نظرم آدم مفلوکي بود يا اين که درون پرتلاطم او بالاخره رو شد ، به نحوي که سالهاي آخر ، رفت گوشه اي در هتل خودش و حتي از سايه اش نيز هراس داشت و کسي را نمي پذيرفت. زندگي اينچنيني به مفت نمي ارزد.
برآيند تمام اظهارنظرهاي شما درباره هيوز اين است که او جاه طلبي بود که به همه چيز رسيد و به هيچ چيز نيز نرسيد ، يعني همه کاره بود و هيچ کاره. همه فن حريف شناخته مي شد ، در حالي که هيچ بود.درونيات او به زعم شما اين گونه بود ؛ اما ميان جاه طلبي او با جاه طلبي بازيگرهاي جوان و حتي نسبتا جوان منظورم نسل تام کروز، برادپيت ، جاني دپ ، جان کيوزاک و چند تايي ديگر رابطه اي پيدا مي شود؟
دنياي آدمها فرق مي کند، بازيگرها هم همين طور. براي نسلي که نام برديد آنها اگر جاه طلب هم نبودند، سينما به هر صورت آنها را تثبيت کرد. جاه طلبي براي بازيگري که بين 31 سالگي تا 40 سالگي چيزي نشود ، مي تواند در درازمدت باعث تولد هيوزي ديگر شود ؛ اما نمي توان انکار کرد که جاه طلبي ، کمي تا قسمتي ميان جامعه بازيگري رواج دارد. من درباره خودم مطمئن هستم ، اين گونه نيست و مهمترين سند و مدرک تاييد تام هنکس ، اسپيلبرگ و مهمتر از همه مارتي است. آنها مرا شاگردي کوشا با آينده تثبيت شده تشخيص دادند. به شرطي که جاه طلبي نکنم.